₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » داستان آموزنده و زیبای دست های مادر
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » داستان آموزنده و زیبای دست های مادر

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


داستان آموزنده و زیبای دست های مادر

3150 بازدید، 26 پست، نویسنده: pAshMak

  • pAshMak

    دکتری برای خواستگاری دختری رفت ، ولی دختر او را رد کرد و گفت : به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی نیاید !



    آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت :
    در سن یک سالگی پدرم مرد ، و مادرم برا اینکه خرج زندگیمان را تامین کند ، در خونه های مردم رخت و لباس میشست . . .



    حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است !
    نه فقط این ! بلکه این گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است به نظرتان چکار کنم !



    استاد به او گفت : از تو خواسته ای دارم !
    به منزل برو و دست مادرت را بشور ، فردا به نزد من بیا و بهت میگم چکار کنی . . .



    و جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستای مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود انجام داد ، زیرا اولین بار بود که دستان مادرش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده و تماما تاول زده و ترک برداشته اند را دید .
    طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز میفتاد . . .



    پس از شستن دستان مادرش نتونست تا فردا صبر کند و همون موقع به استاد خود زنگ زد و گفت :
    ممنونم که راه درست را بهم نشون دادی من مادرم را به امروزم نمیفروشم ، چون اون زندگی را برای آینده من تباه کرد . . .





    [hide]این اولین تاپیک من هستش خداکنه خوشتون بیاد[/hide]

    17 سپاس: Holtek، دلشاد، jaj، baron jon، بندری، zrnznn، Life Dream، garfild، ژنرال، lion1360، aac198000، mojde، beh، soheyla، hadi04، تنها، tak

  • Holtek

    سلام و اولین تاپیکت مبارکه :46:
    داستان بسیار جالبی بود و واقعا هم هیچی جای مادرو نمی تونه بگیره :1:

    3 سپاس: pAshMak، jaj، Life Dream

  • شایسته

    زیبا و پر از احساس :8:
    3 سپاس: pAshMak، jaj، Life Dream

  • jaj

    زیبا بود
    اولین تایپکت هم مبارک
    امیدوارم توی بوفیلند اسیر بشی دیگه نتونی خارج شی :19:

    در ضمن من اگه جای پسره بودم و همون اول که این دختره شرط رو میزاشت میزدم شل و پلش می کردم 913 802 346
    چه معنی داره دختر هنوز نیومده سر زندگی برای شوهرش شرط بزاره 218 214 434 545 544

    3 سپاس: pAshMak، Life Dream، maryamlondon1

  • sansan

    2 سپاس: pAshMak، Life Dream

  • zrnznn

    pAshMak,برای اولین تاپیکت تبریک میگم :6: ........امدوارم لحظات شادی رو اینجا بگذرونی 280
    .
    .
    .
    زیبا بود عزیزم :6:

    5 سپاس: moniransari، pAshMak، Life Dream، jaj، maryamlondon1

  • pAshMak

    Holtek,
    شایسته,
    jaj,
    sansan,
    zrnznn,

    مرسی از همتون.خوشحالم دوستای خوبی مثل شماهاپیداکردم. 786 282 282


    2 سپاس: Life Dream، jaj

  • Life Dream

    داستان بسيار زيبايي بود، وقتي به پدرو مادرم نگاه ميكنم و نسبت به 10 سال قبل مقايسشون ميكنم كه چقدر پير و بيمار شدن واقعاً دلم به درد مياد، خيلي غم انگيزه به خصوص اگه احساس كني كار خاصي هم براي خوشحاليشون از دستت برنمياد!
    امان از دست بعضي از اين دخترها با اون شرط هاي عجيب غريبشون، منم برام پيش اومد، البته نه فقط مادر، بلكه بايد به كل خونه رو جدا و از پدر و مادرم دور ميشدم!! :frustrated: اين شد كه نشد، يعني نتونستم! :24:
    اولين تاپيكتون مبارك باشه پشمك خانم ساكن همونجآ و به جمع ما خوش اومدين :97:

    5 سپاس: pAshMak، بچه مثبت، ژنرال، jaj، maryamlondon1

  • pAshMak

    Life Dream,

    مرسی از خوشامدگوییت :46: . درموردپدرومادرکاملا موافقم بانظرت

    برخی وقتا بخصوص بعداز فوت پدرم،به مامانم که نگاه میکنم

    غصه ام میگیره که توانایی ندارم واسش کاری انجام بدم که جبران زحماتش باشه

    5 سپاس: baron jon، بچه مثبت، ژنرال، jaj، Life Dream

  • baron jon

    مرسی دوست خوبم از تاپیک قشنگت اولین تاپیکت هم مبارک 280
    منم بعد از فوت پدرم تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که بتونم زحمات مادرم رو جبران کنم ...
    خدا پدرتون رو رحمت کنه و مادرتون رو حفظ کنه 280

    4 سپاس: بچه مثبت، ژنرال، jaj، Life Dream

  • garfild

    اولین تاپیکتون مبارک باشه :46:
    2 سپاس: Life Dream، pAshMak

  • بچه مثبت

    اولین تاپیکت مبارک خانم پشمک خانم
    خوش اومدی :46:

    خدا سایه پدر و مادر رو از سرمون کم نکنه و همه رفتگان رو بیامرزه

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    3 سپاس: jaj، Life Dream، pAshMak

  • ژنرال

    ارسال اولین تاپیکت رو تبریک میگم پشمک خانوم :46:

    چرا پشمک؟ باقوا بهتر نبود؟ یا پولکی؟

    4 سپاس: jaj، Life Dream، pAshMak، maryamlondon1

  • Life Dream

    نقل قول: ژنرال
    چرا پشمک؟ باقوا بهتر نبود؟ یا پولکی؟

    باز محسن وارد ميشود :83:

    2 سپاس: pAshMak، maryamlondon1

  • pAshMak

    baron jon,

    مرسی .خداوندسایه پرمهرمادرت روواست حفظ کنه




    garfild,

    بچه مثبت,

    مرسی.ازخوشامدگوییتون 369

    ژنرال,

    نوچ. پشمک خوشمزه تره بخصوص صورتی رنگش 248



    2 سپاس: maryamlondon1، Life Dream

  • lion1360

    3 سپاس: pAshMak، maryamlondon1، Life Dream

  • maryamlondon1

    نقل قول: pAshMak
    این اولین تاپیک من هستش خداکنه خوشتون بیاد

    اولین تاپییکتون مبارک به حمع اهالی قریه بوفی لند خوش امدی :11:
    نقل قول: jaj
    چه معنی داره دختر هنوز نیومده سر زندگی برای شوهرش شرط بزاره

    وقتی زن گرفتی میبینیم وتعریف کنیم :34:

    امیدوارم جوانا از این داستان عبرت بگیرند وهیچی وقت دل پدر ومادرشون نشکنند وتا زنده هستند قدرشون بدونند غرور وتکبر بزارید کنار ..چون عذاب وجدان تا اخر عمر رهاتون نمیکنه :2:
    پسر سومم پسر اروم وتو خونه سرش تو لاک خودش . پارسال روز مادر همه بچه هام به مناسبت این روز هر کس به اندازه وسعش برام کادو اوردند .فقط پسر سومم هیچی نیا اورد خیلی دلم شکست وبه پسر دیگه ام گفتم ای کاش فقط تبریک میگفت اشکم سرازیر شد ..دوروز بعد پستچی درمون زد ویک کارتون دستم داد گیرنده پسر سومم بود .من هم بازش نکردم تا او از دانشگاه بیاد ... بعد که امد بهش گفتم کارتون سفارشی داری بازش کرد وهمراه یک کارت تبریک به من هدیه داد واز من عذر خواهی کرد گفت من روز مادر سفارش دادم که برسه ولی بعلت تعطیلات دوروز بعد امدمن همنجا . بغض کردم والان هم دارم این مینویسم اشکم در امد :2: هدیه اش این بود ....خدا همه بچه هارا حفظ کنه :8:

    نمایش یا پنهان متن تصویر در دسترس نیست

    4 سپاس: beh، pAshMak، Life Dream، jaj

  • aac198000

    نقل قول: pAshMak
    این اولین تاپیک من هستش خداکنه خوشتون بیاد

    زیبا و آموزنده بود

    امیدوارم بقیه تاپیک های شما هم همین رویه را داشته باشد :3:

    2 سپاس: pAshMak، Life Dream

  • mojde

    ممنون زیبا بود
    اولین تاپیکتم مبارک منتظر بعدیهاش هستیم :46:
    . 280

    2 سپاس: pAshMak، Life Dream

  • beh

    نقل قول: pAshMak
    این اولین تاپیک من هستش

    منم به نوبه ی خودم به شما خیرمقدم میگم ، هرچند هنوز خودم هم تازه واردم
    ضمنا در خصوص ارائه ی مطالب با عنوان تاپیکی خاص ، میشه گفت که این روش هم باعث شناخت دوستان این سایت از علاقه مندیها و سبک شما رو می رسونه و هم باعث میشه نظرات جمع جدیدی با عنوان دوست نتی رو برای ادامه ی فعالیتت داشته باشی
    بنابراین از اونیکه خوشت میاد در چارچوب قوانین سایت ، دوری نکن و ادامه بده
    موفق باشی

    2 سپاس: pAshMak، Life Dream
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: