₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » ♥♥♥ داستان های شبانه کودکانه ؛ سری بیستم ♥♥♥
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » ♥♥♥ داستان های شبانه کودکانه ؛ سری بیستم ♥♥♥

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



♥♥♥ داستان های شبانه کودکانه ؛ سری بیستم ♥♥♥

2174 بازدید، 9 پست، نویسنده: دلشاد

  • دلشاد

    علیمردان خان


    تصویر در دسترس نیست


    داستان علیمردان خان داستانی زیبا و فولکلور از زمانهای قدیم و مربوط به زوج جوان و ثروتمندی است که بس از سالها صاحب فرزند نشدن با تمسک به افراد مختلف و روشهای متفاوت صاحب پسری به نام علیمردان می شوند و آنقدر شرایط رفاه و آسایش را برای این تک فرزند فراهم کردند که حاصل آنهمه انتظار و نذر و نیاز فرزندی لوس و ننر و بی خاصیت شد البته سرانجام در انتها این داستان با اصلاح شدن علیمردان و با بایانی خوش خاتمه می یابد .

    داشت عباس قلی خان پسری / پسر ِ بی ادب و بی هنری

    داشت عباس قلی خان پسری / پسر ِ بی ادب و بی هنری
    اسم ِ او بود علی مردان خان / کُلفت ِ خانه زِ دَستش به اَمان
    پشت ِ کالسکه یِ مردم می جَست / دل ِ کالسکه نشین را می خَست
    هر سَحرگه دم ِ در بر لب ِ جو / بود چون کرم ِ به گِل رفته فرو
    بسکه بود آن پسره خیره و بد / همه از او بَدشان می آمد
    هر چه می گفت لَله لَج می کرد / دَهَنَش را به لله کَج می کرد
    هر کجا لانه ی ِ گنجشکی بود / بچه گنجشک درآوردی زود
    هر چه می دادند می گفت کَمَست / مادرش مات که این چه شکمست
    نه پدر راضی از او نه مادر / نه معلم نه لله نه نوکر
    ای پسر جان ِ من این قصه بخوان / تو مشو مثل ِ علی مردان خان

    ------



    نمایش یا پنهان متن
    نمیدونم چرا یاد دیااکو افتادم 245 245 245

    5 سپاس: garfild، pAshMak، ماهی، Holtek، zrnznn

  • 1 سپاس: دلشاد

  • pAshMak

    مرسی بهروز. امروزکه اون آهنگه روگذاشته بودی خیلی دلم میخواست قصه اش روهم بذاری

    که الان دیدم واااای گذاشتیش 265 265 265 265

    1 سپاس: دلشاد

  • ماهی

    وای یاد یه عالمه خاطره افتادم :20:
    1 سپاس: دلشاد

  • Holtek

    1 سپاس: دلشاد

  • zrnznn

    چقدر بامزهههههههههههههههههههه بود :83:
    من نشنیده ام........الان گوشم میدممممممممممم :d-_-b:

    1 سپاس: دلشاد

  • دلشاد

    ماهی,
    اگه میدونستم ناراحت میشید نمیزاشتم خدا پدرتون رو بیامرزه این یکی از داستانهایی هست که پدرانمان خوب بلد بودن و همیشه میخوندن :6:

    1 سپاس: ماهی

  • ماهی

    دلشاد,
    مرسی..یه زمانی نوار کاستش رو که از داییم به ارث رسیده بود بهم :4: داشتم.بعدنا سی دیشو پیدا کردم تا مدتها توی ماشین با پسرم وقتی کوچیک بود گوش می کردیم..هنوزم دوس دارم گوش کنم :8:

    1 سپاس: دلشاد

  • دلشاد

    نقل قول: ماهی
    از داییم به ارث رسیده بود بهم

    چه ارثی هم رسیده بود :bahone:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: