ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
jaj
امروز توی دانشکده مون یه برگه دیدم زده بود مسابقه طنز
اگر من استاد بودم . . .
خوب از اونجایی که در آستانه همچین روزی هم هستیم منم این ایده رو میخوام توی همین جا پیاده سازی کنم
از همه دوستان میخوام که بگن اگر استاد بودند چه می کردند
یه چند تایی هم مثال برای راهنمایی میزارم تا یه ذره ذهنتون آماده بشه
اگر من استاد بودم سعی میکردم به دانشجو چگونه دانشجو بودن را بیاموزم و چگونه با پیش گرفتن راهی بهتر بتواند درست زندگی کردن را یاد بگیرد تا اگر روزی در جایگاه من قداد گرفت بتواند بهتر از من باشد.
======
اگر استاد بودم به سادگی از این همه کاهلی دانشجویان نمی گذشتم و مجبورشان میکردم هر هفته همه یک فصل را برای کنفرانس آماده کنند و اگر همچین کاری نکردند این درس را آنقدر میافتادند تا بفهمند که به دانشگاه آمده اند.
======
اگر استاد بودم به دانشجو میگفتم که اگر دانشگاه کوچک است یااگر امکانات مناسبی ندارید دلیل بر آن نیست که نتوانید پیشدفت کنید هدف از آمدن به دانشگاه تعالی فکری است نه آن چیزی که شما به آن فکر می کنید
======
در کلاس آزادی بیشتری به بچه ها برای دخالت در درس و بحث و گفت وگو می دادم وشاید بطور دوستانه با آنها تعامل داشتم .. در مورد درس طوری رفتار می کردم که برای یاد گیری سر کلاس من حاضر شوند نه برای نمره گرفتن وپاس کردن درس مربوطه
======
اگر استاد بودم سعی می کردم. سخت گیرهای لازم برای اینکه دانشجو بتوانند گلیم خودش را از آب بکشد بیرون و در رشته خود یک کار کشته باشد. در رشته خود کار خود را بلد باشد. اگر این اتفاق می افتاد. و من استاد می شدم دوست داشتم دانشجویان کسانی بودن که درس دانشگاه را برای هدفی یاد بگیرند نه برای سرگرمی و وقت تلف کردن دوست داشتم تمامی آنان به درسی که می خوانند. علاقه داشته باشند و زندگی خود را با آن همان علمی که یاد می گیرند و می خوانند بسازند . دوست داشتم آنان بایک تحقیقی عصبانی نشوند که چرا استاد تحقیق دوست داشتم با تمامی سخت گیرهی که می کردم با من رابطه دوستانه داشتن و برای من مثل یک دوست بودند.
======
اگر استاد شدم دوست دارم تمامی چیزهایی که در این رشته دانستم و یاد گرفتم به دانشجویانم بیاموزم تا آنان نیز از این معلومات و اطلاعات من با خبر شوند.
======
دوست دارم زندگی من نیز درس دادن و درس آموختن باشد و من نیز به نوبه خود درس دادن را دوست داشته باشم و زندگی من نیز درس دادن به دانشجویان باشد و با دیدن آنان طعم زیبای زندگی را بچشم و یک چیزی که همیشه فکرم را مشغول کرده است آن چیز این است سعی کنم برای تمامی دانشجویان وقت بزارم نه برای عده البته اگر کسانی که خودشان دوست دارند واین رشته را مثل نفس کشیدن برایشان مهم است یک وقت خاصی اختصاص دهم.
پس اگر خداوند خواست و ما نیز توانستیم و اگر استاد شدیم دوست دارم این طور باشم و زندگی را برای درس دادن بگذار و سخت گیری های لازم را انجام دهم. پس به امید آنروز...
======
اگر شما استاد بودید چه می کردید؟
دلشاد
Holtek
نمایش یا پنهان متن
وقتي كه دانشجويان قديميم كه يه موقعيت شغلي براشون پيش اومده و ميان ازم سوالاتي مي كنن كه اونزمان بطور كامل توضيح دادم و كلي هم عذرخواهي مي كنن كه مثلا وقتتونو گرفتم و .... بهشون ميگم : من بايد عذرخواهي بكنم چون ايراد از من بوده كه نتونستم اونموقع اين مطالب رو كامل يادتون بدم .....jaj
درس منو نباید از روی اجبار بردارند فقط برای پاس شدن
اگر کار دارند گرفتارند بچه روی گاز دارند و . . . درس رو برندارند
به جای این همه واحد های عمومی بی فایده اونا رو مجبور می کردم که برن متناسب با علاقه اشون تعدادی دروس در زمینه های تخصصی شون انتخاب کنند و خودشون خودخوان اون درس ها رو بخونن هر کی به هر چی علاقه داره
نمایش یا پنهان متن
(البته این آخری فکر کنم باید جای سوال اگر من وزیر علوم بودم. . . . گذاشته بشهنمایش یا پنهان متن
در ضمن هر هفته هم کوییز می گرفتمzrnznn
طرح جالبیه
نمایش یا پنهان متن
برم برا مدرسه پیشنهاد بدم اگر من معلم بودم.......
.
.
من گفتم الان میخوای برعکس اینو بگی!
من فکر میکنم دانشجو باید عذر خواهی کنه! چون معمولاً اون موقع قدر درسو نمیدوننن و گوش نمیدن و بعداً که موردی پیش اومد و اون درس به کارشون میفته تازه دوزاریشون میفته!
این حرکت شما نشونه بزرگواریتونه
.
.
.
خوبه خودت میدونی این در حیطه وظایف استاد نیست....وگرنه من که رشته ام کامپیوتره؟چرا باید جوشکاری کنم!چرا باید 8 واحد فیزیک و 17 یا 18 واحد ریاضی بخونم! ولی حداقل یه کلاس آموزش نرم افزار خاصی رو نبینم!
بعضی از دوستای من هنو فرق ایمیل و سایت رو نمیدون چیه؟ ولی اسمشون مهندس کامپیوتره!
.
.
.
نمیدونم چجوی بگم! بهتره این طوری بگم که من از استاد هام چه انتظاری داشتم که متاسفانه جز به یک نفرشون که از نظر من یه استاد واقعی بود به هیچ کدومشون ندیدم!
اول اینکه وقت شناس می بودم و با به موقع اومدن خودم سر کلاس این وقت شناسی رو به دانشجو یاد میدادم
اگر استاد میبودم حتماً با حضور ذهن کامل و اطلاعات کامل در زمینه درسیم وارد کلاس میشدم
اگر استاد میبودم حتماً تمرینات و پرسش کلاسی رو از دانشجو هام میخواستم
اگر استاد میبودم حتماً تو فعالیت های کلاسیم دانشجو هامو شرکت میدادم
حالا بعد کلی سخت گیری.................
اگر استاد میبودم هر چند وقت یک باری یه حال اساسی به شاگرد هام میدادم!(مثلا تو امتحان پایانی سوالات رو یکم ساده تر میدادم...یا یک دفعه میگفتم فلان جلسه استراحت و نیاید و ....چه میدونم بستگی به موقعیت داره
نمایش یا پنهان متن
استاد دکتر ایمان عطار زادهایشال همیشه موفق باشه
jaj
خوب منم که گفته بودم
من اگه استاد بودم به خاطر بارون کلاس رو تعطیل نمی کردم
نمایش یا پنهان متن
امروز تهران بارون شدیدی اومد توی سایت کامپیوتر که بودیم از پنجره ها آب میزد تو وحستناک
وسط سایت یه جوی آب درست شده بود از سقف آب چکه می کرد
خلاصه کلاس تعطیل شد به خاطر بارون
کلی دانشجوها ذوق کردند
Kishe Mehr
به دانشجوهام میگفتم هرچی که سر کلاس میگم خوب گوش بدین چون قراره خودتون یه زمانی استاد بشید. حتی اگرم استاد نشدن کوچکترین حسن اش اینه که درس رو یاد میگیرید...
تنها
zrnznn
نمایش یا پنهان متن
دعوا دارییییییییییjaj
نمایش یا پنهان متن
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→