ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
زایمـان طبیعی در بیمارستانهـای دولتی رایگان شـد!!!!
pAshMak
و خدمات زایمان طبیعی پرداخت نمیکند.
علیاکبر سیاری در گفتگو با نسیم عنوان کرد:انجام زایمان طبیعی در بیمارستانهای دولتی سراسر کشور
از 15 اردیبهشتماه رایگان است.
معاون بهداشت وزیر بهداشت ادامه داد: با ابلاغ این دستورالعمل، بیمار هیچ پولی بابت دارو، ملزومات و
خدمات زایمان طبیعی پرداخت نمیکند.
▧ تصویر در دسترس نیست
وی افزود: فاصله بین ازدواج و نخستین فرزند 3.5 سال است که باید کاهش یابد و مهمترین برنامه وزارت
بهداشت در راستای سیاستهای اصلاح جمعیت، حفظ سلامت مادر در زمان بارداری و زایمان و تولد
فرزند سالم است و در هیمن راستا مراقبتهای دوران بارداری و زایمان را ارائه میکنیم.
سیاری ادامه داد: در حال حاضر فاصله سنی بین فرزند اول و دوم در کشور پنج سال است که
این فاصله باید کم شود.
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
jaj
jaj
نمایش یا پنهان متن
امیر وفایی در روزنامه قانون نوشت:آقای حسینعلی شهریاری، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اخیرا اعلام کرده که کشور گنجایش 300 میلیون نفر جمعیت را دارد. این رقم البته مثل رقم مربوط به گنجایش ورزشگاه آزادی چندان کارشناسی به نظر نمیرسد. اگر همه در کشور بایستیم و تنها به اندازه عرض شانهمان فضا اشغال کنیم، 300 میلیون آدمیزاد در کشور جا میگیرد و نهایتش این است که یک لنگ حدود هزار و هفتصد نفر آن طرف مرز کشورهای همسایه فرود میآید. اما چنانچه بخواهیم بنشینیم اوضاع فرق میکند و با توجه به اینکه ایرانیان اغلب نشیمنگاه بزرگی دارند، گنجایش کشور به 250 میلیون نفر کاهش پیدا میکند. با این تفاسیرمجلس اخیرا با توجه به فاصله 170 میلیونی جمعیت کشور تا تکمیل ظرفیت نشسته، یک فوریت طرح ممنوعیت وازکتومی، توبکتومی، سقط جنین و سایر اعمال پیشگیری از بارداری را تصویب و برای متخلفان مجازات در نظر گرفته است.
درست از روزی که خبر تصویب این قانون منتشر شد رفتار پدر ما تغییر کرد. گوشهگیر شده بود و خیلی کم از خانه بیرون میرفت. گاهی با عینک و کلاه در حالی که یقه کتش را هم بالا داده بود تا سرکوچه میرفت و روزنامه میخرید. بعد نفسنفسزنان به خانه برمیگشت، سریع در را پشت سرش میبست و به آن تکیه میداد. آن قدر غرق در افکارش بود که یکبار موقع آب دادن باغچه شلنگ را اشتباهی در پیژامهاش فرو کرده و در حالی که آب با شدت از پاچه شلوار بیرون میزد به گوشهای خیره مانده بود. سرانجام در یک بعدازظهر دلگیر پرده از راز قدیمی پدر برداشته شد. ایستاده بود کنار پنجره و داشت بیرون را نگاه میکرد که ناگهان مثل برق از جایش پرید.
پدر: بالاخره اومدن... خودشونن... درو باز نکنید.
مادر: از کجا میدونی دنبال تو اومدن؟ با تو که سنی ازت گذشته که دیگه کاری ندارن.
پدر: چرا چرت و پرت میگی زن؟ بگیرنم دیگه بازگشتی در کار نیست.
(ما هاج و واج به این طرف و آن طرف دویدنهای پدر نگاه میکردیم)
ما: مامان چی شده؟ بابا آدم کشته؟
صدای بلندگو از داخل کوچه: خونه کاملا در محاصرهست. آقا فریبرز بدون مقاومت بیا بیرون... بیا بیرون فریبرز. ما همه میدونیم تو وازکتومی کردی.
پدر: ای وای... دیگه همه فهمیدن (این را گفت و به سمت بالکن دوید تا شاید بتواند خودش را از روی دیوار به پشت بام برساند)
ما: باورم نمیشه... راست میگن مامان؟ بابا فریبرز وازکتومی کرده؟
مادر: (اشک از چشمانش سرازیر شد و روی دو زانو نشست) قضیه مال 25 سال پیشِ پسرم. اون موقع به هر کس که این کارو می کرد جایزه میدادن. ما هم وضع مالیمون خوب نبود. بابات هم خودشو از اداره بازخرید کرد، هم وازکتومیکرد.
پدر: (نفسنفسزنان به داخل اتاق برگشت و به ما خیره شد) از بالکن نمیشه فرار کرد... به من اونجوری نگاه نکن پسرم. من این کارو واسه خونوادهام کردم. یه روزی میفهمی پدرت کی بود. از این به بعد تو مرد این خونهای (از جا برخاست و با یک جهش از لوستر آویزان شد)
مادر: چیکار میکنی الان سقف میاد رو سرمون. (پدر لوستر را رها کرد و به طرف راه پله دوید. صدای بلندگو هنوز به گوش میرسید. صدای پدر از داخل راه پله به شکل مبهمی شنیده میشد)
ما: بابا چی میگه؟ توبکتومی هم کرده؟
مادر: وا! توبکتومی که مال مردها نیست بچه. داره میگه توبه کردم. چقدر بهش گفتم واسه خاطر دوزار این بلا رو سر خودت نیار.
(پدر دوباره به داخل اتاق برگشت این بار دو نفر دنبالش بودند. اسلحه را به سمتش گرفتند و فرمان ایست دادند. پدر ایستاد. مادر ناگهان جیغی کشید و قرصی را از جیبش بیرون آورد).
مادر: ولش کنید... به خدا اگه ولش نکنید این قرص ضدبارداری رو میخورم.
(ماموران کاملا کپ کرده بودند)
مامور: حماقت نکن خانم... خیلی آروم اون قرص رو بذار زمین.
مادر: میخورم... به خدا میخورمش. اسلحهها تون رو بندازید.
(دو مامور اسلحهها را زمین گذاشتند. پدر از کنارشان عبور کرد و به خیابان گریخت. مادر همچنان قرص را نزدیک دهانش نگه داشته بود تا پدر کاملا از منطقه خطر دور شود)
pAshMak
الان فقط مشکل تو پوشک ومای بی بی هست مجتبی؟
کاملا درسته .حتی توی بیمارستان هم اجازه نمیدن عمل های پیشگیری بارداری روانجام بدیم برای بیمار
مررررررررررسی جلال خیلی جالب بود
▧ تصویر در دسترس نیست
jaj
نه زن هم قسمت دیگه ای از مشکله
Kishe Mehr
هم لباس و پوشاک و هم مای بی بی هست. اون وقع کاکو هادی دو میلیون و خورده ای خرج کرده ، الان بالای 5 میلیون میزنه. البته با قیمت بنزین 700 تومنی. لباس هم خیلی گرونه.لباس هم بالای 5 میلیون، بایستی 30 میلیون واسه عروسی کنار بذاریم، 10 میلیونم فقط واسه لباس و...
zrnznn
البته! باید ببینی معنی رایگان از نظر معاون بهداشت یعنی چی؟!
pAshMak
آره دیگه منظورمنم همین بود
منظورمنم همین بوددیگه. حالا تواول قاطی مرغا بشو بعد
تصمیم بگیردست به کاربشی واسه بچه
ماشاالله توهم دست کمی ازبهروز نداری ها مجتبی
▧ تصویر در دسترس نیست
jaj
نمایش یا پنهان متن
اون قدیم ها که درس تنظیم خانواده هنوز وجود داشت و من پاس کردم استادش که میخواست بحث کادو رو معرفی کنه می گفت در زمان انسان های غارنشین از روده حیوانات برای این کار استفاده میشده
Kishe Mehr
تصمیم بگیردست به کاربشی واسه بچه
pAshMak
الان داریم توی بیمارستان به مادران آموزش میدیم روشهای قدیمی رو
مجتبی
ان شاالله. پس یه عروسی افتادیم. البته اگه دعوت کنی
▧ تصویر در دسترس نیست
sarkaniemi
۵٠٠٠٠ تومن هم پاداش میدم به عنوان تبریک
sarkaniemi
pAshMak
منظورتون همون کاندوم هست دیگه
گذشت اون زمان .الان چون روندرشد جمعیت متوقف شده
کلا میگن همینجور بچه بیارین
▧ تصویر در دسترس نیست
sarkaniemi
zrnznn
فکر میکنم ایشون دنبال اون شکلک معروف گشتن ولی پیداش نکردننننننننننننننن........یکی کمکش کنه و شماره اش رو بهش بده
تا اینطوری سر گردون نشه و مجبور نشده منظورشو با چندین شکل نشون بدهههههه
sarkaniemi
باید پرسید چرا؟
البته ما همه علتهاش را میدونیم
sarkaniemi
ممنون از لطف و راهنماییتون
پس یک سِری شکلکها مخفی هستند و قایم؟!
Kishe Mehr
خو میگم که این کارو نکردم دیگه
حتما
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→