وای صدای خشک شنی تانک می آید ... تانک !!! نکند دزفول هم سقوط کرده ؟؟؟ نه مردم هنوز هم در شهر هستند ... پس این صدای خشک شنی از چیست ؟ یک بیل مکانیکی که به دنبال جسد سیاه رنگی زیر خروار ها خاک می گردد پدرش می گوید چادر سیاه بر سر داشت آن وقت که خوابید قبل از خواب دیشب به من گفت : با چادر می خوابم که اگر خوابیدم و خوابیدم دست یاری رسان مردمان نامحرم، هرچند نجیب بدنم را نبیند....
صدا به صدا نمیرسد در این دنیای پر هیاهو...
▧ تصویر در دسترس نیست
صدای آژیر ممتدی می آید ... علامت وضعیت سفید یعنی ای مردم نجیب آرامش به شهرتان باز گشت ... با خیال آسوده به زندگیتان برسید ... آرامش ؟؟؟ زندگی ؟؟؟ مردم دم بیمارستان افشار صف کشیده اند ... صدای بوق ممتدی می آید ... اینبار علامت وضعیت سفید نیست وضعیت سفید نشان دهنده حیات دوباره است ... بله نشان دهنده حیات دوباره است اما حیاتی ابدی ... صدای بوق ممتد دستگاه قلبی می آید که می گوید :
▧ تصویر در دسترس نیست
ای مردم نجیب یک کودک مَرد دیگر نیز به خیل شهدای موشکی پیوست
جنازه¬های متلاشی شده و خانه های ویران شده یک سوی داستان بود و جوانان شهرم که در خط مقدم نبرد عاشقانه پر می زدند ، سوی دیگر داستان. دزفول در دوجبهه می جنگید. جبهه شهر و جبهه خط مقدم.
چنان شد که امام فرمود :
«اگر قرار باشد روزي از جماران خارج شوم،به دزفول مي روم.» «شما دزفولي ها امتحان داديد و خوب از امتحان بيرون آمديد» «دزفول دين خود را به اسلام ادا كرد»
▧ تصویر در دسترس نیست
جنگ تمام شد و من زمانی که خود و اطراف را شناختم ، بر جنگ و بر آدم هایش عاشق و عاشق تر شدم. جنگ منفور بود ، اما ارزش¬هایش و آدم های باارزشش حسرت جاماندن را در دلم روز به روز بیشتر کرد. و به شهرم روز به روز بیشتر عشق ورزیدم و به شهدای شهرم . . . .
هر چند سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر به نماد ملی مقاومت ملت ایران نام گرفته است، اما در این میان مردم مقاوم دزفول نیز یک روز پس از سوم خرداد را در صفحه تاریخ پرپیچ و خم خرداد ثبت کردهاند.
بلد الصواریخ یا شهر موشکها عنوانی بود که عراقیها در طول جنگ تحمیلی به شهر مقاوم و شهید پرور دزفول داده بودند این شهر که مظهر مقاومت مردم در مقابل حملات موشکی عراق نام گرفت در سال ۱۳۶۵ از طرف جمهوری اسلامی ایران با نظر سنجی از مردم ایران به عنوان شهر نمونه معرفی گردید و لوح زرین آن توسط دولت در یکی از میادین آن نصب شد.
مردم دزفول در طول هشت سال دفاع مقدس با همه ی توان در برابر دشمنان قهرمانانه ایستادند و با وجودی که بیشترین موشک بر پیکره این شهر وارد شد اما در حین جنگ مردم، بخش های تخریب شده شهر را همزمان بازسازی نمودند ..
با این همه بخش های گسترده ای از بافت تاریخی دزفول آسیب دید وبیش از 2600 شهید در راه میهن و انقلاب تقدیم شد . به دلیل مقاومت های بی نظیر مردم دزفول لوح زرینی به عنوان شهر نمونه مقاومت و پایداری به دزفول اهدا شد و این شهر را پایتخت مقاومت ایران عزیز نامیدند و روز چهارم خرداد در تقویم ملی ایران به نام روز دزفول ثبت گردید .
در تقويم، چهارم خرداد روز «مقاومت و بيداري» درج شده است؛ نامي كه به دليل انتخاب شدن دزفول به عنوان «شهر نمونه» در سال 1366 به آن نامگذاري شده است.
دزفول که در طول جنگ تحمیلی ۱۷2 بار توسط انواع موشکهای ۳ متری و 9 متری اسکاد B ساخت شوروی ۲۵۰۰ بار توسط توپ و ۳۰۰ بار مورد حملات هواپیماهای دشمن قرار گرفت و در این حملات بیش از 19000 واحد مسکونی تخریب گردید ولی هم چنان استوار به مقاومت خود ادامه داد و اراده رژیم عراق را در خالی کردن شهر توسط مردم و در هم کوبیدن آن را بر دل صدام گذارد و چنان مقاوم به عنوان تکیه گاه رزمندگان اسلام و نمونهای از مقاومت برای کل جهان شناخته شد، تا پایان جنگ باقی ماند.
نمازجمعه ی حماسی دزفول در کوران جنگ و حملات موشکی(خیابان امام خمینی” ره” بین میدان امام و چهارراه شریعتی)
دزفول انقدر موشک بارون شده بوده که بین خود نیروهای عراقی هم معروف بوده و لقب خاصی هم ظاهراً بینشون داشته.
امروز چقدر اسم خرمشهرو اوردن و حرف زدن ولی مردمانش هنوز از خیلی از امکانات متعارف زندگی سالم محرومن. متاسفانه هنوز هم بسیاری از شهرهای جنگزده ایران، جنگ زده باقی مونده! فقط سالی یکبار تجلیل و شعار های تکراری.
دزفول و اندیمشک و پادگان دوکوهه از جاهاییه که یه زمان هایی افراد رو از خاک به افلاک برد نمیدونم چرا وقتی اسم این جور جاها میاد یاد این جمله شریعتی می افتم که میگه آنهایی که رفتند کار "حسینی" کردند آنها که ماندند باید کاری "زینبی" کنند وگرنه "یزیدی" اند.
این روز بر همه دلاور مردانی که روی صدامو کم کردند مبارک
از خاطرات برادرم در منطقه جنوب ، خط تنگه ابوغريب : بعد حمله نقش ما خط نگهداري بود ، تجهيزاتي كه داشتيم 4 قبضه تانك و يك قبضه خمپاره ، از تانك ها 2 تاشون خراب بود و يكيشون هم گازوئيل نداشت ، هر چند ساعت يك بار يه خمپاره مي زديم كه يعني ما هستيم ، عوضش عراقي ها بفاصله يك متر به يك متر شخممون ميكردن ......... نمایش یا پنهان متنآهنگ ممد نبودي مناسبتش بهتر بود برا اين روز
دزفول و اندیمشک و پادگان دوکوهه از جاهاییه که یه زمان هایی افراد رو از خاک به افلاک برد نمیدونم چرا وقتی اسم این جور جاها میاد یاد این جمله شریعتی می افتم که میگه آنهایی که رفتند کار "حسینی" کردند آنها که ماندند باید کاری "زینبی" کنند وگرنه "یزیدی" اند.
این روز بر همه دلاور مردانی که روی صدامو کم کردند مبارک
تشکر... خیلی به جا بود....
نقل قول: Holtek
از خاطرات برادرم در منطقه جنوب ، خط تنگه ابوغريب : بعد حمله نقش ما خط نگهداري بود ، تجهيزاتي كه داشتيم 4 قبضه تانك و يك قبضه خمپاره ، از تانك ها 2 تاشون خراب بود و يكيشون هم گازوئيل نداشت ، هر چند ساعت يك بار يه خمپاره مي زديم كه يعني ما هستيم ، عوضش عراقي ها بفاصله يك متر به يك متر شخممون ميكردن .........
تشکر از نمایشگاه چند کتاب پر فروش در مورد جنگ و خاطراتش خریدم..میدونی چی اذیتم میکرد؟ دقایقی نشستیم برا استراحت چند نفری که کنارمون بودن از همراهم پرسید که این ها چه کتابایی هستن؟ و همراهم متاسفانه با سرافکندگی و احساس خجالت گفت که اگر مسخره نکنید در مورد جنگن!.....اینقدر عصبی شدمممممممممممم که نگو منم در اومدم کلی در موردشون توضیح دادم و حتی گفتم همین کتابها الان جز پرفروش ترین کتاب های نمایشگاه هستند...برید ببینید چقدر انتشارات سوره که ناشر این کتاب هاش چه غل غله ایه..... چقدر استقبال شده...... خلاصه اینقدر توضیح دادم که موقع رفتن ازم اسم کتاب ها رو انتشاراتشون رو گرفتن که برن بخرن... من نمیدونم از جون گذشتگی مردم اینقدر بی اهمیت شده؟ که باعث سر افکندگیههههه؟ چرا به اینجا رسیدمممممم؟!
zrnznn
وای صدای خشک شنی تانک می آید ...
تانک !!!
نکند دزفول هم سقوط کرده ؟؟؟
نه مردم هنوز هم
در شهر هستند ...
پس این صدای خشک شنی از چیست ؟
یک بیل مکانیکی
که به دنبال جسد سیاه رنگی
زیر خروار ها خاک می گردد
پدرش می گوید چادر سیاه بر سر داشت
آن وقت که خوابید
قبل از خواب
دیشب
به من گفت :
با چادر می خوابم
که اگر خوابیدم و خوابیدم
دست یاری رسان مردمان نامحرم، هرچند نجیب
بدنم را نبیند....
صدای آژیر ممتدی می آید ... علامت وضعیت سفید
یعنی ای مردم نجیب
آرامش به شهرتان باز گشت ... با خیال آسوده به زندگیتان برسید ...
آرامش ؟؟؟ زندگی ؟؟؟
مردم دم بیمارستان افشار صف کشیده اند ...
صدای بوق ممتدی می آید ... اینبار علامت وضعیت سفید نیست
وضعیت سفید نشان دهنده حیات دوباره است ...
بله نشان دهنده حیات دوباره است
اما حیاتی ابدی ...
صدای بوق ممتد دستگاه قلبی می آید که می گوید :
ای مردم نجیب
یک کودک مَرد دیگر نیز
به خیل شهدای موشکی پیوست
جنازه¬های متلاشی شده و خانه های ویران شده یک سوی داستان بود و جوانان شهرم که در خط مقدم نبرد عاشقانه پر می زدند ، سوی دیگر داستان.
دزفول در دوجبهه می جنگید. جبهه شهر و جبهه خط مقدم.
چنان شد که امام فرمود :
«شما دزفولي ها امتحان داديد و خوب از امتحان بيرون آمديد»
«دزفول دين خود را به اسلام ادا كرد»
جنگ تمام شد و من زمانی که خود و اطراف را شناختم ، بر جنگ و بر آدم هایش عاشق و عاشق تر شدم. جنگ منفور بود ، اما ارزش¬هایش و آدم های باارزشش حسرت جاماندن را در دلم روز به روز بیشتر کرد.
و به شهرم روز به روز بیشتر عشق ورزیدم و به شهدای شهرم . . . .
هر چند سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر به نماد ملی مقاومت ملت ایران نام گرفته است، اما در این میان مردم مقاوم دزفول نیز یک روز پس از سوم خرداد را در صفحه تاریخ پرپیچ و خم خرداد ثبت کردهاند.
بلد الصواریخ یا شهر موشکها عنوانی بود که عراقیها در طول جنگ تحمیلی به شهر مقاوم و شهید پرور دزفول داده بودند این شهر که مظهر مقاومت مردم در مقابل حملات موشکی عراق نام گرفت در سال ۱۳۶۵ از طرف جمهوری اسلامی ایران با نظر سنجی از مردم ایران به عنوان شهر نمونه معرفی گردید و لوح زرین آن توسط دولت در یکی از میادین آن نصب شد.
مردم دزفول در طول هشت سال دفاع مقدس با همه ی توان در برابر دشمنان قهرمانانه ایستادند و با وجودی که بیشترین موشک بر پیکره این شهر وارد شد اما در حین جنگ مردم، بخش های تخریب شده شهر را همزمان بازسازی نمودند ..
با این همه بخش های گسترده ای از بافت تاریخی دزفول آسیب دید وبیش از 2600 شهید در راه میهن و انقلاب تقدیم شد . به دلیل مقاومت های بی نظیر مردم دزفول لوح زرینی به عنوان شهر نمونه مقاومت و پایداری به دزفول اهدا شد و این شهر را پایتخت مقاومت ایران عزیز نامیدند و روز چهارم خرداد در تقویم ملی ایران به نام روز دزفول ثبت گردید .
در تقويم، چهارم خرداد روز «مقاومت و بيداري» درج شده است؛ نامي كه به دليل انتخاب شدن دزفول به عنوان «شهر نمونه» در سال 1366 به آن نامگذاري شده است.
دزفول که در طول جنگ تحمیلی ۱۷2 بار توسط انواع موشکهای ۳ متری و 9 متری اسکاد B ساخت شوروی ۲۵۰۰ بار توسط توپ و ۳۰۰ بار مورد حملات هواپیماهای دشمن قرار گرفت و در این حملات بیش از 19000 واحد مسکونی تخریب گردید ولی هم چنان استوار به مقاومت خود ادامه داد و اراده رژیم عراق را در خالی کردن شهر توسط مردم و در هم کوبیدن آن را بر دل صدام گذارد و چنان مقاوم به عنوان تکیه گاه رزمندگان اسلام و نمونهای از مقاومت برای کل جهان شناخته شد، تا پایان جنگ باقی ماند.
نمازجمعه ی حماسی دزفول در کوران جنگ و حملات موشکی(خیابان امام خمینی” ره” بین میدان امام و چهارراه شریعتی)
پایگاه چهارم شکاری (وحدتی) کشور:
دلشاد
ژنرال
امروز چقدر اسم خرمشهرو اوردن و حرف زدن ولی مردمانش هنوز از خیلی از امکانات متعارف زندگی سالم محرومن.
متاسفانه هنوز هم بسیاری از شهرهای جنگزده ایران، جنگ زده باقی مونده!
فقط سالی یکبار تجلیل و شعار های تکراری.
♥Rose♥
zrnznn
نمیدونم جدیداً رفتید خرمشهر یا نه؟ متاسفانه همین طوره.....
♥Rose♥,ایام عید تشریف بیار در خدمتیم.
jaj
نمیدونم چرا وقتی اسم این جور جاها میاد یاد این جمله شریعتی می افتم که میگه
آنهایی که رفتند کار "حسینی" کردند آنها که ماندند باید کاری "زینبی" کنند وگرنه "یزیدی" اند.
این روز بر همه دلاور مردانی که روی صدامو کم کردند مبارک
♥Rose♥
خدمت از ماست
Holtek
نمایش یا پنهان متن
آهنگ ممد نبودي مناسبتش بهتر بود برا اين روزشایسته
زیادن
تنها
zrnznn
نمیدونم چرا وقتی اسم این جور جاها میاد یاد این جمله شریعتی می افتم که میگه
آنهایی که رفتند کار "حسینی" کردند آنها که ماندند باید کاری "زینبی" کنند وگرنه "یزیدی" اند.
این روز بر همه دلاور مردانی که روی صدامو کم کردند مبارک
تشکر...
تشکر
از نمایشگاه چند کتاب پر فروش در مورد جنگ و خاطراتش خریدم..میدونی چی اذیتم میکرد؟ دقایقی نشستیم برا استراحت چند نفری که کنارمون بودن از همراهم پرسید که این ها چه کتابایی هستن؟ و همراهم متاسفانه با سرافکندگی و احساس خجالت گفت که اگر مسخره نکنید در مورد جنگن!.....اینقدر عصبی شدمممممممممممم که نگو
منم در اومدم کلی در موردشون توضیح دادم و حتی گفتم همین کتابها الان جز پرفروش ترین کتاب های نمایشگاه هستند...برید ببینید چقدر انتشارات سوره که ناشر این کتاب هاش چه غل غله ایه..... چقدر استقبال شده......
خلاصه اینقدر توضیح دادم که موقع رفتن ازم اسم کتاب ها رو انتشاراتشون رو گرفتن که برن بخرن...
من نمیدونم از جون گذشتگی مردم اینقدر بی اهمیت شده؟ که باعث سر افکندگیههههه؟
چرا به اینجا رسیدمممممم؟!
SaMaN TaJ
Holtek,
gilas
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→