₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » جوکستان 10
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



جوکستان 10

2796 بازدید، 5 پست، نویسنده: jaj

  • jaj



    ﺑﭽﻪ ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ
    ﻭﺍﺳﺖ ﮐﯿﻒ ﺑﺨﺮﻡ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ
    ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ... ﺗﺎﭘﻨﺠﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﺪﻩ ﻫﺮﺑﺎﺭ
    ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﺶ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﺮﻩ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻧﻪ
    ﻣﻦ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺗﻮﻫﻤﺶ
    ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ... ﺩﯾﭙﻠﻤﺶﻡ
    ﺑﺎﻣﻌﺪﻝ ﺑﺎﻻ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺑﺨﺮﻡ ﻣﯿﮕﻪ
    ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ... ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ
    ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ؟ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ
    ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ . ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩﺕ
    ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ؟ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ ... ﻭﻗﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎﺑﺎﺵ
    ﻣﯿﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺨﺮﻡ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ
    ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ... ﺑﻌﺪﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﺑﺎﺑﺎﻫﻬﺪﺭﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ
    ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻔﺴﺎﯼ ﺁﺧﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ
    ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺍﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ
    ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ . ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎﻡ ﭘﯿﺸﺖ ﺑﻬﺖ
    ﻣﯿﮕﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ .
    نمایش یا پنهان متن ﺗﻮﺭﺍﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺑﺎﺑﺎﻫﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ ﻫﯿﭽﮑﺴﻢ
    ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺍﻭﻧﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ



    ﺩﻭستم ﻋﻜﺲ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ :
    ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﯼ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﮔﻮﮔﻮﻟﯿﻪ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺷﺪﻡ !
    ﯾﻌﻨﯽ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺭﻭ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﻩ
    ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺟﺮﯾﺎﻧﻮ ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺎﻻ ﻧﺼﻒ ﺷﺒﯽ ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ
    ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﯿﺎ ﯾﻪ ﭼﻨﺘﺎ ﻋﻜﺲ ﺍﺯﻡ ﺑﮕﯿﺮ


    توﮐﺎﻓﯽ ﺷــﺎﭖ ﻧﺸﺴـﺘﻪ ﺑـﻮﺩﻡ ﯾارو ﺍﻭﻣﺪه میگه بـبخشــید ﺷﻤﺎ ﺗﻨـﻬﺎﯾـﯿﺪ ؟!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ....
    .
    .
    یـه پوزخند زدم و بـا یـه صـدای خسـته گـُفتـم :ﺧـــﯿﻠﯽ ﻭﻗـﺘﻪ..
    ﮔــﻔﺖ ﭘـﺲ ﻣـﻦ ﺍﯾـﻦ ﺻﻨـﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﺑــﺒﺮﻡ ﺍﻭﻧــﻮﺭ ﺻـﻨﺪﻟﯽ ﮐـﻢ ﺩﺍﺭﯾـﻢ|

    لعنت به این مردم گند میزنن به حس و حال رمانتیک آدم ...



    دوست بابام اومده خونمون ، از بابام سوال میکنه : شما چند تا بچه دارین ؟ بابام : یکی ! دوست بابام : یکی که نشسته اینجا ، پس اونی که تو اتاق نشسته چی ؟ بابام : اونو میگی ؟ دکور خونست ، وقتی کامپیوتر رو که خریدیم تو کارتونش بود ، اشانتیونه کامپیوتره ! فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میره بیرون یه دوری میزنه …




    یه موقعی تو مراسم عقد سکه میدادن. بعدش نیم سکه
    .
    .
    .
    بعدش ربع سکه
    .
    .
    .
    بعد سکه یک گرمی و پارسیان شد
    .
    .
    اینجوری که پیش میره زمان ازدواج ما بهمون کارت صد افرین میدن...





    یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز، یکی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به کامیون نگاه می‌کنه و میگه:
    گلابی‌ها، گلابی‌ها!
    گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی!
    کامیون دورتر می شه،
    صداشون ضعیف‌تر می شه.
    گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
    گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی!
    باز کامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
    اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمیرسه! گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده که گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده!
    گلابی یه نفر رو پیدا می‌کنه که موبایل دولتی داشته، زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی که گلابی‌ها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها!
    گلابی ها می گن: گلابی، گلابی
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    نمایش یا پنهان متناون شور و اشتیاقت تو حلقم ،
    واقعا دوست داری بازم ادامه داشته باشه؟!؟





    ازدواج عین دستشویی میمونه!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    اونا که تو هستن میخوان بیان بیرون؛
    اونا که بیرونن این پا اون پا میکنن برن تو!!!





    دختـره دوس پسرشو اورده خونه
    بعد آیت الکرسی میخونه کسی نیاد مچشونو بگیره
    .
    .
    .
    یعنی اعتقادات مستحکم در حد بتن????





    ﭘﺴــﺮﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﯾﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺗﺎ ﺷﺪﻩ گذاشت ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﺵ و ﺭﻓﺖ!
    ﺩﺧﺘــﺮﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺧــﻮﺩﺵ ﮐﻠﻨـــﺠﺎﺭ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﻏﺬ رﻭ برداره ﯾﺎ ﻧﻪ ؛ ﺁﺧﺮ ﺍﻭنو ﺑﺮﺩﺍﺷــﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻻﯼ دفترش...
    ﺷﺐ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺩش ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺁﯾﺎ ﺍﯾــﻦ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺷﺒـــﺨﺘﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ نه؟ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺩﺭﯾـــﺎ ﺯﺩو ﮐﺎﻏﺬ رو ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﮐﻤــﺎﻝ ﺗﻌﺠﺐ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏــﺬ ﺑﺎ ﺧﻂ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ:
    نمایش یا پنهان متن" کـــاپوچینـو رو با نی نمیخورن بــزغاله"




    ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﻟﻮﺍﺷﻚ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻰ ﮔﻮﺷﻪ ﻟﭙـﺖ ﻭ
    ﺗﻮﻧﺴﺘﻰ ﻧﺠﻮﯾــﺶ
    ﻳﻌﻨـﻰ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﺖ ﻣـﺴﻠﻂ ﺷﺪﯼ






    تصویر در دسترس نیست
    تصویر در دسترس نیست
    تصویر در دسترس نیست
    تصویر در دسترس نیست
    تصویر در دسترس نیست
    تصویر در دسترس نیست
    تصویر در دسترس نیست
    2 تصویر این بخش در دسترس نیست تصویر در دسترس نیست
    2 تصویر این بخش در دسترس نیست تصویر در دسترس نیست
    4 تصویر این بخش در دسترس نیست

    5 سپاس: شایسته، دلشاد، ♥Rose♥، Cyrus66، میهمان341

  • ♥Rose♥

    :4: :4: :4:

    تصویر در دسترس نیست

    1 سپاس: jaj

  • jaj

    نقل قول: jaj
    ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﻟﻮﺍﺷﻚ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻰ ﮔﻮﺷﻪ ﻟﭙـﺖ ﻭ
    ﺗﻮﻧﺴﺘﻰ ﻧﺠﻮﯾــﺶ
    ﻳﻌﻨـﻰ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﺖ ﻣـﺴﻠﻂ ﺷﺪﯼ

    860

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: