رفتارش عجیب بود صبح اولین نفری بود که به مدرسه می آمد و آخرین نفری بود که از مدرسه دل میکند تمام کلاس ها نگاهش را می دوخت به تخته سیاه و حرف نمیزد…گوشه گیر و ساکت …
از هزار راه رفتم تا سر سفره درد و دلش بشینم ، به بهانه کارهای اضافه در مدرسه نگهش میداشتم و او هم از ماندن در مدرسه استقبال میکرد .. انگار از رفتن به خانه هراس داشت از خودم و خانواده ام برایش گفتم از قصه زندگیم …فکر همه چیز را میکردم جز این که بگوید :" من حامله ام .. نمی دانم از پدر یا برادرم . ولی حامله ام " .
هنوز در شوک جمله اولش مانده بودم که گفت : " مادرم می داند ،خودش مرا در اختیار پدر و برادرم میگذارد" .زمان برای حرف نبود به خانه اشان رفتم جایی میانه شهر ، زنی در اتاق میهمانی پذیرای ما بود با قامتی بلند و لاغر اندام .
گفتم من معلم فرزانه ام میدانید فرزانه باردار است ، با چهر ه ای سرد نگاهش را به گل های فرش گره زد و گفت :" پدرش جوان است ، خودم نمی توانم راضیش کنم . نمی خواهم دنبال زن دیگری برود ، پسرم هم جوان است من چه می دانم این دختر های خیابان چه مرضی دارند . فرزانه مال خودمان است .تا وقتی شوهر کند ".
با این زن حرفی نداشتم ساعت ها آنجا بودم ولی در چهره اش هیچ اثری از ندامت نبود .فرزانه را به دوستم که روانشناس بود معرفی کردم و برایش قرص ضد بارداری و کاندوم خریدم ….
تعدادشان کم نیست .. اما آمارشان کم است . آخرین آمار زنا با محارم را سال گذشته روزنامه رسالت به نقل از رییس انجمن آسیب های اجتماعی نوشت : آماری که از تشکیل چهارهزار پرونده درخصوص تجاوز برادر به خواهر و ۱۲۰۰ پرونده درخصوص تجاوز پدر به دختر خبر می داد .
دخترانی که قربانی خشونت خانگی می شوند و بسیاری از آنها حتی تعریف مشخصی از خشونت ، تعرض و تجاوز ندارند.آنها حتی تعریف مشخصی از حق بدن ندارند ،تعریفی که به گفته سوسن لچینانی مدرس تربیت معلم و نویسنده ، آموزش آن وظیفه اصلی آموزش و پرورش است .
او می گوید: آموزش پرورش باید نگاه سیستماتیکی به موضوع خشونت های خانگی داشته باشد و با رویکرد پیشگیرانه به آن نگاه کند .
این مدرس تربیت معلم با تاکید بر نقش آموزش در کنترل و پیشگیری از خشونت خانگی به "خانه امن" می گوید:بسیاری از سوء استفادههای جنسی در سنین پایین اتفاق می افتد، قربانیان حتی ممکن است متوجه این مسائل نشوند و در مواردی هم کودکان با تهدید متجاوز و ترس از آینده سکوت میکنند.
لچینانی با اشاره به نقش مدرسه و معلم در این میان گفت : شناسایی این کودکان کار دشواری نیست ولی برقراری ارتباط و جلب اعتماد آنها بسیار سخت است . مسولان مدرسه پس از شناسایی این قربانیان باید به آنها اطمینان دهند که آنجا هستند تا به آنها کمک کنند .منشا آزار را شناسایی کنند و به انها مشاوره درست بدهد .
pAshMak, متاسفم.....من هم خیلی شنیدم از این ماجراها....متاسفانه حد و مرزها بعضی روابط مشخص نیست! ما یکی تو فامیل نزدیک داریم که به برادر زاده شش ساله من بوس از لب آموزش میده و میگدش وقتی منو میبوسی ....الله اکبر ..... لعنتی...حرفی ندارم....
گفتم من معلم فرزانه ام میدانید فرزانه باردار است ، با چهر ه ای سرد نگاهش را به گل های فرش گره زد و گفت :" پدرش جوان است ، خودم نمی توانم راضیش کنم . نمی خواهم دنبال زن دیگری برود ، پسرم هم جوان است من چه می دانم این دختر های خیابان چه مرضی دارند . فرزانه مال خودمان است .تا وقتی شوهر کند ".
این مادر سنگ سار باید کرد حیف اسم مادر که به چنین زنی بگن
قباحت خودش روازدست میده وگوشمون عادت میکنه به شنیدنش
همینطوره متاسفانه...البته خیلی از روابط نا صحیح هم از بی مسئولیتیه بعضی از پدر مادرهاس که هنوز براشون پدر و مادر بودن زود بوده و به درک و شعوری که باید نرسیدن!
ین مادر سنگ سار باید کرد حیف اسم مادر که به چنین زنی بگن
اینهم یجورشه دیگه.....
نقل قول: zrnznn
همینطوره متاسفانه...البته خیلی از روابط نا صحیح هم از بی مسئولیتیه بعضی از پدر مادرهاس که هنوز براشون پدر و مادر بودن زود بوده و به درک و شعوری که باید نرسیدن!
آخه جوابهایی که این مادره داده خیلی بیشرمانست.
اصلا دختربدبخت روندیده گرفته وبه شوهروپسرش فکرکرده
متاسفانه این مطلب قبلا هم در سایت منتشر شده بود . من همون موقع هم در درست بودنش شک داشتم !
این جمله رو ببینید : "فرزانه را به دوستم که روانشناس بود معرفی کردم و برایش قرص ضد بارداری و کاندوم خریدم"
این معلم نهایت دلسوزیش این بوده که این مطلب رو تو اینترنت منتشر کنه و چند تا قرص واسه دختره بگیره ؟ نمی تونست موضوع رو به مدرسه یا اداره آموزش و پرورش یا بهزیستی یا پلیس خبر بده ؟
به نظرم اصلا درست نمیاد . خیلی وضع جامعه ما داغون شده ولی از این دست اخبار نا صحیح هم زیاد داریم
متاسفانه انتشار آمارهای غیرقابل استناد و غیرعلمی در حوزه آسیب های اجتماعی که به طور گسترده در رسانهها به آنها استناد میشود تبدیل به رویهای شده است که ته آن ناپیداست.
نمایش یا پنهان متنعصرایران ؛ فرشته هاشمی- کد خبر: ۳۴۸۷۴۹
مسائل و موضوعات اجتماعی همیشه در جامعه ما مظلومند؛ مظلومند چون یا اصلا متولی ندارند یا عمدتا متولی خوبی ندارند؛ پس وقتی خود موضوع در جامعهای مظلوم واقع شده باشد، وای به حال قربانیان آن! در این میان، کافی است به خاطر نبود نگاه درست علمی، آماری منتشر شود که از شدت فاحش بودن نادرستی یا عدم تبیین درست جوانب گوناگون آن، توجه همگان به جای اصل موضوع، به حواشی غیرقابل استناد جلب شود.
در خبری که روز گذشته در سایتها منتشر شده، آماری به نقل از یک عضو انجمن حقوق کودکان اعلام شد: «در حال حاضر گزارشهایی مبنی بر کودکآزاری شده است و 32 درصد دختران راهنمایی و دبیرستان تجربه کودک آزار جنسی داشتهاند و به طور کل نیمی از جمعیت دختران تجربه آزار جنسی داشتهاند که در مکانهایی مانند پل هوایی، اتوبوس، و به طور کل در فضاهای بیدفاع شهری اغلب توسط یک مرد غریبه صورت گرفته است»
وقتی صحبت از کودکآزاری جنسی و نیز آزار جنسی آن هم به همراه عدد و رقم میشود کارشناسان و به تبع آنها رسانهها باید برای خواننده اولا روشن کنند که منظور از آزار جنسی که دامنه وسیعی را به لحاظ تعریف دربرمیگیرد چیست که نیمی از دختران ایرانی، تجربه آن را دارند؟
اگر به ارائه تعریف درستی از این آسیب اجتماعی به هنگام اعلام آمار و ارقام بیتفاوت باشیم، طبیعی است که در نگاه اول، و بدون نیاز به آمار مستند – اگر آمار مستندی در کار باشد – صرفا با یک ادعای شوکآور مواجه خواهیم شد؛ چرا که عموم مردم از آن برداشت تعرض جنسی میکنند؛ آن گاه در این برداشت، هر طور حساب کتاب کنید نمیتوانید بپذیرید که نیمی از دختران جامعه ما در کودکی، آزار جنسی به معنای تعرض جنسی را تجربه کرده باشند و ما قاعدتا از یک طرف بام افتادهایم؛ اما اگر تعریف ما از آزار جنسی مفهوم وسیعتر آن است و باز قصد ارائه آمار داریم باید گفت این بار از آن طرف بام افتادهایم چرا که تقریبا تمام زنان و دختران مثلا مزاحمت خیابانی ، کلامی و متلک ، مزاحمتهای چشمی و ... را تجربه کردهاند.
هر چند از نوع بازتاب این خبر این طور برداشت شده که حتی رسانهها منظور از آزار جنسی را همان نوع شدید آن برداشت کردهاند و الا مزاحمت و سایر انواع آزار جنسی که به شکلی عادیتر (و البته تأسف انگیز) در عیان قابل مشاهده است و نیازمند بازتاب رسانهای در این حد نیست.
این آمار و ارقام نامشخص، درحالی اعلام میشود که به گفته عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان، هنوز هیچ نهادی به عنوان بانک اطلاعاتی برای ثبت و ضبط اطلاعات کودکآزاری در کشور وجود ندارد و همچنین هیچ بانک اطلاعاتی برای ثبت اطلاعات کسانی که آزار جنسی رساندهاند در دست نداریم، و در شرایطی که هنوز نیازمند ایجاد این بانکها هستیم چگونه میتوان ادعا کرد که نیمی از دختران جامعه آزار جنسی را تجربه کردهاند؛ آن هم در فضاهای یاد شده!
متاسفانه انتشار آمارهای غیرقابل استناد و غیرعلمی در حوزه آسیب های اجتماعی که به طور گسترده در رسانهها به آنها استناد میشود تبدیل به رویهای شده است که ته آن ناپیداست و گویا قرار نیست که جملات و عباراتی که میخواهیم به واسطه آنها به داد آسیبهای اجتماعی برسیم، بار معنایی درست، علمی، قانونی و منطقی لااقل برای روشن شدن ذهن خواننده داشته باشند.
در نقد این آمار اولا باید گفت منظور از دختران (که برخی سایتها از آن تحت عنوان زنان یاد کردند و جمعیت این دو در کشور کاملا با یکدیگر متفاوت است) کدام گروه سنی است؟ دختر در عرف و فرهنگ ما ، معنای فرد باکره میدهد. وقتی میگوییم نیمی از دختران ما دقیقا منظورمان چه کسانی است؟
آیا گروه سنی زیر چهار سال جمعیت زنان منظور است با سه میلیون و چهل هزار نفر؟ گروه سنی 5 تا 9 سالهها هدف آمار بوده با جمعیت دو میلیون و 760 هزار، یا 10 تا 14 سالهها با جمعیت دو میلیون و 783 هزار ، 15 تا 19 سالهها با جمعیت سه میلیون و 260 هزار ، 20 تا 24 سال با جمعیت 4 میلیون و 212 هزار، 25 تا 29 سال با جمعیت چهار میلیون و 318 هزار، 30 تا 34 سالهها با جمعیت سه میلیون و 456 هزار نفر (سالنامه آماری سال 90) و یا جمعیتهای فراوان دیگری که شاید حتی بالای 34 سال سن دارند؟ یا این که منظور ما هم زنان است و هم دختران که آن گاه جمعیت بیشتری را دربرمیگیرد.
اگر قرار باشد این آمار مورد ادعا در خبر منتشره، واقعیت داشته باشند تنها با در نظر گرفتن این نکته که بسیاری از زنان زیر 35 سال ازدواج نکردهاند، درگیر این آمار میشوند.
پس به طور واضح مشخص نیست کدام گروه سنی جمعیت دختران یا حتی زنان مد نظر است و چنین اغراقی با به کار بردن واژه دختران که باز هیچ تعریف روشنی برای متفاوت شدن از جمعیت زنان به دست نمیدهد، بیپایه و اساس خواهد بود.
علاوه بر این اعلام شده که 32 درصد دختران راهنمایی و دبیرستانی که بر اساس آمار منتشره رسمی، این دو جمعیت بیش از 3 میلیون نفر را در برمیگیرد تجربه کودکآزاری جنسی داشتهاند. یعنی تقریبا یک سوم دختران راهنمایی که این نیز دور از منطق و واقعیت به نظر میرسد که بیش از یک میلیون نفر از دختران دانشآموز راهنمایی و دبیرستانی کودکآزاری جنسی را تجربه کرده باشند؛ چراکه باز دربیان موضوع هیچ تعریفی ارائه نکردهاند.
کارشناسان محترم و دلسوزان حوزه اجتماعی که تلاش و زحمت فراوانی را در رسیدگی به این موضوعات متحمل میشوید، قصد این نوشتار به هیچ وجه زیر سوال بردن اصل وجود چنین معضلی در جامعه نیست بلکه منظور آن است که موضوعات اجتماعی که در شرایط موجود هم رنگ مظلومیت در جامعه گرفتهاند را نباید به پای آمار و ارقام بیچارچوب و بیتعریف، ذبح کرد و فرصت پرداختن درست به اصل موضوع را به دلیل ظهور حواشی ناشی از آمار پرت، به کلی در جامعه گرفت و خطوط قرمز احتمالی آن را برای آینده پررنگتر کرد.
پسندیده است اگر چنانچه خود در خبر عنوان کردهاید که هیچ بانک اطلاعاتی در خصوص این موضوعات در دست نیست، به همان چرتکههایمان بسنده کنیم تا به این نتیجه غیرقابل باور نرسیم و نیمی از جمعیت دخترانمان را درگیر گذشتهای با کودکآزاری جنسی نکنیم. اگر قرار است صحبت از آزار جنسی کنیم باید به طریق علمی اولا دامنه این آزار را برای خواننده روشن کنیم که طبق قوانین از تهیه تصاویر مستهجن را دربر گرفته تا تشویق به فحشا و تعرض جنسی و ... در حالیکه حتی هیچ تعریف درستی از آزار جنسی و چارچوب آن ارائه نمیکنیم آماری این چنین را بر اساس کدام مبنا ارائه میکنیم؟
بزرگنمایی های ، به همان اندازه آسیب رسان است که کتمان و ناچیز شمردن آسیب های اجتماعی.
pAshMak
از هزار راه رفتم تا سر سفره درد و دلش بشینم ، به بهانه کارهای اضافه در مدرسه نگهش میداشتم و او هم از ماندن در مدرسه استقبال میکرد ..
انگار از رفتن به خانه هراس داشت از خودم و خانواده ام برایش گفتم از قصه زندگیم …فکر همه چیز را میکردم جز این که بگوید :" من حامله ام .. نمی دانم از پدر یا برادرم . ولی حامله ام " .
هنوز در شوک جمله اولش مانده بودم که گفت : " مادرم می داند ،خودش مرا در اختیار پدر و برادرم میگذارد" .زمان برای حرف نبود به خانه اشان رفتم جایی میانه شهر ، زنی در اتاق میهمانی پذیرای ما بود با قامتی بلند و لاغر اندام .
گفتم من معلم فرزانه ام میدانید فرزانه باردار است ، با چهر ه ای سرد نگاهش را به گل های فرش گره زد و گفت :" پدرش جوان است ، خودم نمی توانم راضیش کنم . نمی خواهم دنبال زن دیگری برود ، پسرم هم جوان است من چه می دانم این دختر های خیابان چه مرضی دارند . فرزانه مال خودمان است .تا وقتی شوهر کند ".
با این زن حرفی نداشتم ساعت ها آنجا بودم ولی در چهره اش هیچ اثری از ندامت نبود .فرزانه را به دوستم که روانشناس بود معرفی کردم و برایش قرص ضد بارداری و کاندوم خریدم ….
تعدادشان کم نیست .. اما آمارشان کم است . آخرین آمار زنا با محارم را سال گذشته روزنامه رسالت به نقل از رییس انجمن آسیب های اجتماعی نوشت : آماری که از تشکیل چهارهزار پرونده درخصوص تجاوز برادر به خواهر و ۱۲۰۰ پرونده درخصوص تجاوز پدر به دختر خبر می داد .
دخترانی که قربانی خشونت خانگی می شوند و بسیاری از آنها حتی تعریف مشخصی از خشونت ، تعرض و تجاوز ندارند.آنها حتی تعریف مشخصی از حق بدن ندارند ،تعریفی که به گفته سوسن لچینانی مدرس تربیت معلم و نویسنده ، آموزش آن وظیفه اصلی آموزش و پرورش است .
او می گوید: آموزش پرورش باید نگاه سیستماتیکی به موضوع خشونت های خانگی داشته باشد و با رویکرد پیشگیرانه به آن نگاه کند .
این مدرس تربیت معلم با تاکید بر نقش آموزش در کنترل و پیشگیری از خشونت خانگی به "خانه امن" می گوید:بسیاری از سوء استفادههای جنسی در سنین پایین اتفاق می افتد، قربانیان حتی ممکن است متوجه این مسائل نشوند و در مواردی هم کودکان با تهدید متجاوز و ترس از آینده سکوت میکنند.
لچینانی با اشاره به نقش مدرسه و معلم در این میان گفت : شناسایی این کودکان کار دشواری نیست ولی برقراری ارتباط و جلب اعتماد آنها بسیار سخت است . مسولان مدرسه پس از شناسایی این قربانیان باید به آنها اطمینان دهند که آنجا هستند تا به آنها کمک کنند .منشا آزار را شناسایی کنند و به انها مشاوره درست بدهد .
▧ تصویر در دسترس نیست
zrnznn
متاسفم.....من هم خیلی شنیدم از این ماجراها....متاسفانه حد و مرزها بعضی روابط مشخص نیست!
ما یکی تو فامیل نزدیک داریم که به برادر زاده شش ساله من بوس از لب آموزش میده
pAshMak
وچیزی که بیشترتاسف باره اینه که روزبروزهم دارهاین موضوعات
قباحت خودش روازدست میده وگوشمون عادت میکنه به شنیدنش
وخیلی راحت ازکنارش میگذریم
ببخشیدا ولی باید همچین زدش تا حرف زدن یادش بره تادیگه به یک بچه معصوم چنین چیزایی رواموزش نده
▧ تصویر در دسترس نیست
lion1360
این مادر سنگ سار باید کرد
حیف اسم مادر که به چنین زنی بگن
zrnznn
همینطوره متاسفانه...البته خیلی از روابط نا صحیح هم از بی مسئولیتیه بعضی از پدر مادرهاس که هنوز براشون پدر و مادر بودن زود بوده و به درک و شعوری که باید نرسیدن!
pAshMak
حیف اسم مادر که به چنین زنی بگن
اینهم یجورشه دیگه.....
آخه جوابهایی که این مادره داده خیلی بیشرمانست.
اصلا دختربدبخت روندیده گرفته وبه شوهروپسرش فکرکرده
پس خوداین دخترانسان نیست؟ شخصیت نداره؟
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
pAshMak
راه حل؟ اونهایی که درراس امورند خیلی راحت گذشتندازکنارش
همه میبینند وسکوت میکنن ومیندازت روی دوش یکی دیگه
▧ تصویر در دسترس نیست
lion1360
این زنه باید بدن دست من حالیش کنم معنی کلمه مادر چیه
Cyrus66
من همون موقع هم در درست بودنش شک داشتم !
این جمله رو ببینید :
"فرزانه را به دوستم که روانشناس بود معرفی کردم و برایش قرص ضد بارداری و کاندوم خریدم"
این معلم نهایت دلسوزیش این بوده که این مطلب رو تو اینترنت منتشر کنه و چند تا قرص واسه دختره بگیره ؟
نمی تونست موضوع رو به مدرسه یا اداره آموزش و پرورش یا بهزیستی یا پلیس خبر بده ؟
به نظرم اصلا درست نمیاد . خیلی وضع جامعه ما داغون شده ولی از این دست اخبار نا صحیح هم زیاد داریم
متاسفانه انتشار آمارهای غیرقابل استناد و غیرعلمی در حوزه آسیب های اجتماعی که به طور گسترده در رسانهها به آنها استناد میشود تبدیل به رویهای شده است که ته آن ناپیداست.
نمایش یا پنهان متن
عصرایران ؛ فرشته هاشمی- کد خبر: ۳۴۸۷۴۹مسائل و موضوعات اجتماعی همیشه در جامعه ما مظلومند؛ مظلومند چون یا اصلا متولی ندارند یا عمدتا متولی خوبی ندارند؛ پس وقتی خود موضوع در جامعهای مظلوم واقع شده باشد، وای به حال قربانیان آن!
در این میان، کافی است به خاطر نبود نگاه درست علمی، آماری منتشر شود که از شدت فاحش بودن نادرستی یا عدم تبیین درست جوانب گوناگون آن، توجه همگان به جای اصل موضوع، به حواشی غیرقابل استناد جلب شود.
در خبری که روز گذشته در سایتها منتشر شده، آماری به نقل از یک عضو انجمن حقوق کودکان اعلام شد: «در حال حاضر گزارشهایی مبنی بر کودکآزاری شده است و 32 درصد دختران راهنمایی و دبیرستان تجربه کودک آزار جنسی داشتهاند و به طور کل نیمی از جمعیت دختران تجربه آزار جنسی داشتهاند که در مکانهایی مانند پل هوایی، اتوبوس، و به طور کل در فضاهای بیدفاع شهری اغلب توسط یک مرد غریبه صورت گرفته است»
وقتی صحبت از کودکآزاری جنسی و نیز آزار جنسی آن هم به همراه عدد و رقم میشود کارشناسان و به تبع آنها رسانهها باید برای خواننده اولا روشن کنند که منظور از آزار جنسی که دامنه وسیعی را به لحاظ تعریف دربرمیگیرد چیست که نیمی از دختران ایرانی، تجربه آن را دارند؟
اگر به ارائه تعریف درستی از این آسیب اجتماعی به هنگام اعلام آمار و ارقام بیتفاوت باشیم، طبیعی است که در نگاه اول، و بدون نیاز به آمار مستند – اگر آمار مستندی در کار باشد – صرفا با یک ادعای شوکآور مواجه خواهیم شد؛ چرا که عموم مردم از آن برداشت تعرض جنسی میکنند؛ آن گاه در این برداشت، هر طور حساب کتاب کنید نمیتوانید بپذیرید که نیمی از دختران جامعه ما در کودکی، آزار جنسی به معنای تعرض جنسی را تجربه کرده باشند و ما قاعدتا از یک طرف بام افتادهایم؛ اما اگر تعریف ما از آزار جنسی مفهوم وسیعتر آن است و باز قصد ارائه آمار داریم باید گفت این بار از آن طرف بام افتادهایم چرا که تقریبا تمام زنان و دختران مثلا مزاحمت خیابانی ، کلامی و متلک ، مزاحمتهای چشمی و ... را تجربه کردهاند.
هر چند از نوع بازتاب این خبر این طور برداشت شده که حتی رسانهها منظور از آزار جنسی را همان نوع شدید آن برداشت کردهاند و الا مزاحمت و سایر انواع آزار جنسی که به شکلی عادیتر (و البته تأسف انگیز) در عیان قابل مشاهده است و نیازمند بازتاب رسانهای در این حد نیست.
این آمار و ارقام نامشخص، درحالی اعلام میشود که به گفته عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان، هنوز هیچ نهادی به عنوان بانک اطلاعاتی برای ثبت و ضبط اطلاعات کودکآزاری در کشور وجود ندارد و همچنین هیچ بانک اطلاعاتی برای ثبت اطلاعات کسانی که آزار جنسی رساندهاند در دست نداریم، و در شرایطی که هنوز نیازمند ایجاد این بانکها هستیم چگونه میتوان ادعا کرد که نیمی از دختران جامعه آزار جنسی را تجربه کردهاند؛ آن هم در فضاهای یاد شده!
متاسفانه انتشار آمارهای غیرقابل استناد و غیرعلمی در حوزه آسیب های اجتماعی که به طور گسترده در رسانهها به آنها استناد میشود تبدیل به رویهای شده است که ته آن ناپیداست و گویا قرار نیست که جملات و عباراتی که میخواهیم به واسطه آنها به داد آسیبهای اجتماعی برسیم، بار معنایی درست، علمی، قانونی و منطقی لااقل برای روشن شدن ذهن خواننده داشته باشند.
در نقد این آمار اولا باید گفت منظور از دختران (که برخی سایتها از آن تحت عنوان زنان یاد کردند و جمعیت این دو در کشور کاملا با یکدیگر متفاوت است) کدام گروه سنی است؟ دختر در عرف و فرهنگ ما ، معنای فرد باکره میدهد. وقتی میگوییم نیمی از دختران ما دقیقا منظورمان چه کسانی است؟
آیا گروه سنی زیر چهار سال جمعیت زنان منظور است با سه میلیون و چهل هزار نفر؟ گروه سنی 5 تا 9 سالهها هدف آمار بوده با جمعیت دو میلیون و 760 هزار، یا 10 تا 14 سالهها با جمعیت دو میلیون و 783 هزار ، 15 تا 19 سالهها با جمعیت سه میلیون و 260 هزار ، 20 تا 24 سال با جمعیت 4 میلیون و 212 هزار، 25 تا 29 سال با جمعیت چهار میلیون و 318 هزار، 30 تا 34 سالهها با جمعیت سه میلیون و 456 هزار نفر (سالنامه آماری سال 90) و یا جمعیتهای فراوان دیگری که شاید حتی بالای 34 سال سن دارند؟ یا این که منظور ما هم زنان است و هم دختران که آن گاه جمعیت بیشتری را دربرمیگیرد.
اگر قرار باشد این آمار مورد ادعا در خبر منتشره، واقعیت داشته باشند تنها با در نظر گرفتن این نکته که بسیاری از زنان زیر 35 سال ازدواج نکردهاند، درگیر این آمار میشوند.
پس به طور واضح مشخص نیست کدام گروه سنی جمعیت دختران یا حتی زنان مد نظر است و چنین اغراقی با به کار بردن واژه دختران که باز هیچ تعریف روشنی برای متفاوت شدن از جمعیت زنان به دست نمیدهد، بیپایه و اساس خواهد بود.
علاوه بر این اعلام شده که 32 درصد دختران راهنمایی و دبیرستانی که بر اساس آمار منتشره رسمی، این دو جمعیت بیش از 3 میلیون نفر را در برمیگیرد تجربه کودکآزاری جنسی داشتهاند. یعنی تقریبا یک سوم دختران راهنمایی که این نیز دور از منطق و واقعیت به نظر میرسد که بیش از یک میلیون نفر از دختران دانشآموز راهنمایی و دبیرستانی کودکآزاری جنسی را تجربه کرده باشند؛ چراکه باز دربیان موضوع هیچ تعریفی ارائه نکردهاند.
کارشناسان محترم و دلسوزان حوزه اجتماعی که تلاش و زحمت فراوانی را در رسیدگی به این موضوعات متحمل میشوید، قصد این نوشتار به هیچ وجه زیر سوال بردن اصل وجود چنین معضلی در جامعه نیست بلکه منظور آن است که موضوعات اجتماعی که در شرایط موجود هم رنگ مظلومیت در جامعه گرفتهاند را نباید به پای آمار و ارقام بیچارچوب و بیتعریف، ذبح کرد و فرصت پرداختن درست به اصل موضوع را به دلیل ظهور حواشی ناشی از آمار پرت، به کلی در جامعه گرفت و خطوط قرمز احتمالی آن را برای آینده پررنگتر کرد.
پسندیده است اگر چنانچه خود در خبر عنوان کردهاید که هیچ بانک اطلاعاتی در خصوص این موضوعات در دست نیست، به همان چرتکههایمان بسنده کنیم تا به این نتیجه غیرقابل باور نرسیم و نیمی از جمعیت دخترانمان را درگیر گذشتهای با کودکآزاری جنسی نکنیم. اگر قرار است صحبت از آزار جنسی کنیم باید به طریق علمی اولا دامنه این آزار را برای خواننده روشن کنیم که طبق قوانین از تهیه تصاویر مستهجن را دربر گرفته تا تشویق به فحشا و تعرض جنسی و ... در حالیکه حتی هیچ تعریف درستی از آزار جنسی و چارچوب آن ارائه نمیکنیم آماری این چنین را بر اساس کدام مبنا ارائه میکنیم؟
بزرگنمایی های ، به همان اندازه آسیب رسان است که کتمان و ناچیز شمردن آسیب های اجتماعی.
pAshMak
حالیش نمیشه هاشم جان
تانباشد چیزکی مردم نگویندچیزها. اینقدربدبینانه به جرایدنگاه کردن
وخوش بینانه به جامعه منطقی نیست. نمیتونیم خودمون روگول بزنیم دوروبرمون پرشده از
فقروفحشا.خودفروشی زنان وبه قهقرارفتن خانواده ها.کم نیستن نین افرادی توی
همسایگی ما کافیه درست ببینیم تابفهمیم.
▧ تصویر در دسترس نیست
دلشاد
mansour12247
lion1360
شما بدید دست من حالیش میکنم
pAshMak
من خفتت کردم؟ خودت باپای خودت اومده بودی
دقیقا همینطوره. ضعف اعتقادات باعث ویرانیست
هاشم جان خودت روکنترل کن عزیزم
▧ تصویر در دسترس نیست
lion1360
آخه هر کاری میکنم نمیشه پارمیس خانم
pAshMak
درسته ولی کنترل روی اعصاب بهترین چیزه
▧ تصویر در دسترس نیست
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→