آریوبرزن آریایی مرد آزاده در تاریخ ایران زمین و خیانت به تندیس او ▧ تصویر در دسترس نیست
لطفأدر خواندن نوشتار شکیباباشید
آریوبرزن يكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين ، دليرانه از سرزمين ایران پاسداري كرد و در اين راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت. نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون حدس زدهاند،به نظر میآید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویراحمددر در نزدیکی شهر یاسوج (15 کیلومتری روستای دشت روم یاسوج تنگه تامرادی) کنونی باشد. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لیبانی نوشتهاند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان میدهد و اسکندر میتواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد گفته میشود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت میکشد. آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بیپروا به سپاه مقدونی رسانده و شمار بسیاری از یونانیان را کشته و خود نیز تلفات بسیاری داد اما موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.
▧ تصویر در دسترس نیست
سردار دلاور ایرانی در شرایطی که هیچ امیدی به پیروزی بر قوای بیگانه در خاک میهن نبود در پاسخ به فرمانروای فاتح که او را در حلقه محاصره در آورده بود می نویسد : ” من تا جان در بدن دارم از اینجا دفاع خواهم کرد ” و هنگامی که اسکندر مقدونی بار دیگر با اصرار به او پیغام می دهد که شاهنشاه تو گریخته و مقاومت تو بی حاصل است تسلیم شو تا تو را یکی از فرمانروایان این سرزمین کنم ، سردار بزرگ و دلاور ایرانی چنین پاسخ می دهد :” حالا که شاهنشاه ایران از این مکان رفته من آن قدر در اینجا می مانم و مقاومت می کنم تا بمیرم “. پاهای استوار آریوبرزن این سردار دلاور ایرانی هیچ گاه برای دفاع از پایتخت امپراتوری ایران به پرسپولیس نرسید ، اما بنا به روایت مورخان ، به هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران مقاومتی جانانه از سوی این دلاور مرد بزرگ و خواهرش یوناب صورت گرفته است .
از آریوبرزن می گوییم ، او که دلاوری و حمیتش برای سرزمین و خاک پاک ایران تنها با یک مجسمه در شهر یاسوج پاس داشته می شود ، که این روزها متاسفانه روی باقی ماندن همان مجسمه هم حرف و حدیث است و کسانی که مهری نسبت به او و یادآوری تاریخ دلاوری هایش در راه میهن ندارند ، می خواهند مجسمه او را پایین بیاورند. باز جای شکرش باقی است که اسکندر مقدونی آن قدر کرامت داشت که دشمنان خود را گرامی می داشت و پس از اینکه آریوبرزن این سردار دلاور ایرانی تا آخرین قطره خون در راه میهن دفاع کرد و به شهادت رسید به پاس دلاوری های این سردار بزرگ سنگ قبری بر مزار او گذاشت اما روی آن نوشت ” به یاد لئونیداس ” ! (همان پادشاه اسپارتی که در نبرد با خشایارشا ایرانی جان داده بود) به هر حال اسکندر دشمن ما بوده و است و انتظاری از او نبود تا داریوش سوم این شاهنشاه گریزان و ترسوی ایران را با کرامت به خاک سپارد و یا بر مزار آریوبرزن این سردار دلاور ایران سنگی بگذارد . اما قصه پر غصه در اینجا است که امروز پس از گذشت بیش از ۲۳۰۰ سال از مقاومت جانانه آریوبرزن در برابر هجوم دشمن خارجی ، تنها پاسداشت بزرگواری ها و دلاوری های او در راه میهن ، که یک تندیس از پیکر او در شهر یاسوج است ، می خواهد پایین بیاید. پایین آمدن پیکره آریوبرزن از شهر یاسوج پیغام های متعددی دارد که هیچ کدام از آنها چه بخواهیم و یا چه نخواهیم در جهت منافع ملت بزرگ ایران نیست . این کار علاوه بر اینکه کشیدن خط بطلان بر روی دلاوری های این سردار بزرگ میهنمان است بدین معنا است که : “ای دشمنان خارجی ، ما ایرانی ها غیرت نداریم بر ما بتازید ” چون ما مجسمه تنها سرداری را که در برابر سپاه اسکندر مقاومت کرده را پایین می آوریم ، کاری که شاید خود اسکندر هم آن را انجام نمی داد چون اگر او می خواست نام و آوازه این دلاور ایرانی در تاریخ دفن شود ، او را دفن نمی کرد و بر مزار او آن گونه که مورخین نقل کرده اند سنگ نمی گذاشت .
در منابع مختلف تاریخ آمده که اسکندر با وجودی که دشمن بود و یک مهاجم ، آریوبرزن را دفن کرده و بر او سنگ مزار گذاشته و یا پیکر داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی را با احترام به خاک سپرده است. آدمی متعجب و متحیر می ماند از این بی غیرتی و بی حمیتی ملی ، واقعا اینان که چنین می کنند در سر به چه می اندیشند ؟
بزرگداشت شهدای راه میهن و شهدای هشت سال جنگ تحمیلی ، تنها درشعار محقق نمی شود . تا زمانی که دم از شهدا می زنیم ولی راه شهدا را آن گونه که باید گرامی نمی داریم و هنگامی که دم از شهدا می زنیم اما شهدای نخستین دفاع از میهن و مرز بوم ایران زمین را گرامی نمی داریم و به کودکان خود نام و آوازه آنها را نمی آموزیم و هنگامی که قصد می کنیم تا مجسمه دلاور مردان و سرداران بزرگ تاریخ ایران زمین را به جای تکثیر از بلندی به زیر کشیم ، ادعاهای ما درباره تقدیر و تکریم شهدا به طنز شبیه تر است ، آن هم طنزی تلخ تلخ!
اعضای شورای شهر یاسوج برای جلوگیری از پایین آوردن مجسمه آریوبرزن با دادستان این شهر دیدار کردند اما به گفته برخی از اعضای این شورا این جلسه نتیجه ای در برنداشت و به احتمال زیاد این موضوع به شورای تامین ارجاع می شود.
دادستان یاسوج به شهرداری این شهر دستور داد تا مجسمه "آریوبرزن" را از میدانی به همین نام در ورودی شهر یاسوج پایین آورد.
رئیس شورای شهر یاسوج در خصوص دیدار اعضای این شورا با دادستان یاسوج گفت: در این جلسه اعضای شورای شهر یاسوج بر ماندن تندیس در این مکان تاکید کردند اما دادستان یاسوج معتقد است که تندیس باید به مکان دیگری منتقل شود. آدمی متعجب و متحیر می ماند از این بی غیرتی و بی حمیتی ملی ، واقعا اینان که چنین می کنند در سر به چه می اندیشند ؟
همزمان با این حادثه خیانت آمیز به دلاور ایرانی ،خبری را شنیدم که : در یونان تندیس جدیداسکندرو طلائی رنگ درست کردن و محلی را که انتخاب کردن برای گذاشتن تندیس ، سر این مکان جدال شده :که تندیس باید در فلان میدان باشه ، یا در شروع جاده اتوبان باشه ، یا فلان مکان ،خلاصه دعوا دارن که کجا قرار دهند که بیشتر جلب توجه بشه ، اینجور که شنیدم در آخر سر تصمیم گرفتن که چند تا تندیس دیگر بسازن . من به هم میهنم توهین نمیکنم ولی بخودم میگویم : خاک بر سر من کنن که مهمان نوازی ام وسفره ام و درب وطنم رابه روی اعراب ک.....ف باز کردم و بگذارم که تندیسها و نامهائی چون بابک خرمدین و آریوبرزن وخواهرش ودیگر قهرمانان را به نابودی کشند .واقعأ که : آدمی متعجب و متحیر می ماند از این بی غیرتی و بی حمیتی ملی ، واقعا اینان که چنین می کنند در سر به چه می اندیشند ؟
بابک
آریایی مرد آزاده در تاریخ ایران زمین
و
خیانت به تندیس او
▧ تصویر در دسترس نیست
آریوبرزن يكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين ، دليرانه از سرزمين ایران پاسداري كرد و در اين راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت.
نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون حدس زدهاند،به نظر میآید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویراحمددر در نزدیکی شهر یاسوج (15 کیلومتری روستای دشت روم یاسوج تنگه تامرادی) کنونی باشد. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لیبانی نوشتهاند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان میدهد و اسکندر میتواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد گفته میشود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت میکشد. آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بیپروا به سپاه مقدونی رسانده و شمار بسیاری از یونانیان را کشته و خود نیز تلفات بسیاری داد اما موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.
سردار دلاور ایرانی در شرایطی که هیچ امیدی به پیروزی بر قوای بیگانه در خاک میهن نبود در پاسخ به فرمانروای فاتح که او را در حلقه محاصره در آورده بود می نویسد : ” من تا جان در بدن دارم از اینجا دفاع خواهم کرد ” و هنگامی که اسکندر مقدونی بار دیگر با اصرار به او پیغام می دهد که شاهنشاه تو گریخته و مقاومت تو بی حاصل است تسلیم شو تا تو را یکی از فرمانروایان این سرزمین کنم ، سردار بزرگ و دلاور ایرانی چنین پاسخ می دهد :” حالا که شاهنشاه ایران از این مکان رفته من آن قدر در اینجا می مانم و مقاومت می کنم تا بمیرم “.
پاهای استوار آریوبرزن این سردار دلاور ایرانی هیچ گاه برای دفاع از پایتخت امپراتوری ایران به پرسپولیس نرسید ، اما بنا به روایت مورخان ، به هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران مقاومتی جانانه از سوی این دلاور مرد بزرگ و خواهرش یوناب صورت گرفته است .
از آریوبرزن می گوییم ، او که دلاوری و حمیتش برای سرزمین و خاک پاک ایران تنها با یک مجسمه در شهر یاسوج پاس داشته می شود ، که این روزها متاسفانه روی باقی ماندن همان مجسمه هم حرف و حدیث است و کسانی که مهری نسبت به او و یادآوری تاریخ دلاوری هایش در راه میهن ندارند ، می خواهند مجسمه او را پایین بیاورند.
باز جای شکرش باقی است که اسکندر مقدونی آن قدر کرامت داشت که دشمنان خود را گرامی می داشت و پس از اینکه آریوبرزن این سردار دلاور ایرانی تا آخرین قطره خون در راه میهن دفاع کرد و به شهادت رسید به پاس دلاوری های این سردار بزرگ سنگ قبری بر مزار او گذاشت اما روی آن نوشت ” به یاد لئونیداس ” ! (همان پادشاه اسپارتی که در نبرد با خشایارشا ایرانی جان داده بود)
به هر حال اسکندر دشمن ما بوده و است و انتظاری از او نبود تا داریوش سوم این شاهنشاه گریزان و ترسوی ایران را با کرامت به خاک سپارد و یا بر مزار آریوبرزن این سردار دلاور ایران سنگی بگذارد .
اما قصه پر غصه در اینجا است که امروز پس از گذشت بیش از ۲۳۰۰ سال از مقاومت جانانه آریوبرزن در برابر هجوم دشمن خارجی ، تنها پاسداشت بزرگواری ها و دلاوری های او در راه میهن ، که یک تندیس از پیکر او در شهر یاسوج است ، می خواهد پایین بیاید.
پایین آمدن پیکره آریوبرزن از شهر یاسوج پیغام های متعددی دارد که هیچ کدام از آنها چه بخواهیم و یا چه نخواهیم در جهت منافع ملت بزرگ ایران نیست .
این کار علاوه بر اینکه کشیدن خط بطلان بر روی دلاوری های این سردار بزرگ میهنمان است بدین معنا است که : “ای دشمنان خارجی ، ما ایرانی ها غیرت نداریم بر ما بتازید ” چون ما مجسمه تنها سرداری را که در برابر سپاه اسکندر مقاومت کرده را پایین می آوریم ، کاری که شاید خود اسکندر هم آن را انجام نمی داد چون اگر او می خواست نام و آوازه این دلاور ایرانی در تاریخ دفن شود ، او را دفن نمی کرد و بر مزار او آن گونه که مورخین نقل کرده اند سنگ نمی گذاشت .
در منابع مختلف تاریخ آمده که اسکندر با وجودی که دشمن بود و یک مهاجم ، آریوبرزن را دفن کرده و بر او سنگ مزار گذاشته و یا پیکر داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی را با احترام به خاک سپرده است.
آدمی متعجب و متحیر می ماند از این بی غیرتی و بی حمیتی ملی ، واقعا اینان که چنین می کنند در سر به چه می اندیشند ؟
بزرگداشت شهدای راه میهن و شهدای هشت سال جنگ تحمیلی ، تنها درشعار محقق نمی شود . تا زمانی که دم از شهدا می زنیم ولی راه شهدا را آن گونه که باید گرامی نمی داریم و هنگامی که دم از شهدا می زنیم اما شهدای نخستین دفاع از میهن و مرز بوم ایران زمین را گرامی نمی داریم و به کودکان خود نام و آوازه آنها را نمی آموزیم و هنگامی که قصد می کنیم تا مجسمه دلاور مردان و سرداران بزرگ تاریخ ایران زمین را به جای تکثیر از بلندی به زیر کشیم ، ادعاهای ما درباره تقدیر و تکریم شهدا به طنز شبیه تر است ، آن هم طنزی تلخ تلخ!
اعضای شورای شهر یاسوج برای جلوگیری از پایین آوردن مجسمه آریوبرزن با دادستان این شهر دیدار کردند اما به گفته برخی از اعضای این شورا این جلسه نتیجه ای در برنداشت و به احتمال زیاد این موضوع به شورای تامین ارجاع می شود.
دادستان یاسوج به شهرداری این شهر دستور داد تا مجسمه "آریوبرزن" را از میدانی به همین نام در ورودی شهر یاسوج پایین آورد.
رئیس شورای شهر یاسوج در خصوص دیدار اعضای این شورا با دادستان یاسوج گفت: در این جلسه اعضای شورای شهر یاسوج بر ماندن تندیس در این مکان تاکید کردند اما دادستان یاسوج معتقد است که تندیس باید به مکان دیگری منتقل شود.
آدمی متعجب و متحیر می ماند از این بی غیرتی و بی حمیتی ملی ، واقعا اینان که چنین می کنند در سر به چه می اندیشند ؟
pAshMak
آریایی مرد آزاده در تاریخ ایران زمین
وخیانت به تندیس او
باعث تاسفه. چیزی نمیشه گفت
▧ تصویر در دسترس نیست
دلشاد
SaMaN TaJ
دمت گرم بابک جان
حالا اگه فردا چهل تا خیابون و محله به اسم غزه و فلسطین نزدن...غریبه پرست شدیم و عرب دوست
نمایش یا پنهان متن
منظورم عرب های کشور های دیگسبابک
من به هم میهنم توهین نمیکنم ولی بخودم میگویم : خاک بر سر من کنن که مهمان نوازی ام وسفره ام و درب وطنم رابه روی اعراب ک.....ف باز کردم و بگذارم که تندیسها و نامهائی چون بابک خرمدین و آریوبرزن وخواهرش ودیگر قهرمانان را به نابودی کشند .واقعأ که :
آدمی متعجب و متحیر می ماند از این بی غیرتی و بی حمیتی ملی ، واقعا اینان که چنین می کنند در سر به چه می اندیشند ؟
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→