₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » معرفی یک کتاب
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



معرفی یک کتاب

2012 بازدید، 20 پست، نویسنده: zrnznn

  • zrnznn

    یک روز صبح وقتی گریگوری، بازاریاب ورشکسته، از خواب بیدار می‌شود، به حشره‌ای غول‌آسا تبدیل شده است.


    این مضمون سیاه و اعجاب‌آور، محور یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات مدرن، یعنی «مسخ» کافکاست. منتقدان ادبی، رمان کوتاه مسخ را آغازگر سبک «کافکایی» در ادبیات و یکی از غنی‌ترین و الهام‌بخش‌ترین آثار ادبی قرن بیستم دانسته‌اند.

    مسخ در ۱۹۱۵ میلادی به چاپ رسید و اولین ترجمۀ فارسی آن را صادق هدایت از روی ترجمۀ فرانسوی کتاب انجام داده و در مجلۀ «سخن» منتشر کرد. بعدها فرزانه طاهری از نسخۀ انگلیسی مسخ را برگرداند و نهایتاً علی اصغر حداد، ترجمۀ تازه‌ای از روی متن اصلی آلمانی ارائه کرد.


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست



    مسخ سر گذشت انسانیست که تا وقتی می‌توانست فردی مثمر ثمر برای خانواده خود باشد و در رفع نیازهای آنان بکوشد، برای آنان عزیز و دوست داشتنی است. اما همین که به دلایلی دچار از کار افتادگی می گردد و دیگر قادر تامین مایحتاج خانواده نیست، نه تنها عزت و احترام خود را از دست می‌دهد بلکه به مرور به موجودی بی‌مصرف، مورد تنفر خانواده و حتی مضر تنزل پیدا می کند.
    این خانواده سمبل جامعه‌ایست که نسبت به افراد ضعیف و ناتوان بی‌رحم است و آنها را مضر و مخل برای خود میبینند و از انسان‌هایی فرصت انجام کوچکترین کارها را دریغ می‌کند که شاید بتوانند منشا کارهای بزرگ در آینده شوند. انسان رمان مسخ انسانیست که جامعه او را طرد کرده و او ناخواسته به گوشه تنهایی پناه برده و بدون اینکه آزاری برای دیگران و جامعه داشته باشد، جامعه قادر به تحمل موجود بی‌آزاری چون او نیست. هر لحظه زندگی برای او و اطرافیانش غیر قابل تحملتر می‌شود تا جایی که دیگران و حتی خود او نیز، از سر شوق، لحظه‌ها را برای رسیدن به مرگ می شمارند.


    در زیر، نمونه‌هایی از مشهورترین جلدهایی که برای مسخ طراحی شده است، می‌بینید:
    نمایش یا پنهان متن
    تصویر در دسترس نیست
    تصویر در دسترس نیست
    12 تصویر این بخش در دسترس نیست تصویر در دسترس نیست
    تصویر در دسترس نیست
    تصویر در دسترس نیست
    5 تصویر این بخش در دسترس نیست

    9 سپاس: دلشاد، lion1360، garfild، 313-KaMiKaZe، بچه مثبت، ژنرال، pAshMak، علیرضا، jaj

  • 1 سپاس: zrnznn

  • lion1360

    1 سپاس: zrnznn

  • garfild

    آبجی میبینم زدی تو این کتاب ها :4:
    خوندیش؟

    1 سپاس: zrnznn

  • zrnznn

    نه هنو....یه کتاب سنگ صبور هم هست.... :3:

    تازه کتاب گل صحرا رو هم اومدم نمایشگاه گیر نیوردم و کسی هم برام نخرید :21:

    کتاب ادم های وارونه هم رمانه جالبیه...خوشم اومده...فعلاً اونو میخونم

    1 سپاس: garfild

  • garfild

    zrnznn,
    آخ آخ چه کتاب هایی
    تو چرا تهران نیستی :4:

    1 سپاس: zrnznn

  • zrnznn

    نقل قول: 313-KaMiKaZe
    ممنون دانشمند جان

    وای خدا...یعنی مفتخر به یه لقب دیگه هم شدمممممممم؟! 247 من و این همه خوشبختی؟! :4:


  • بچه مثبت

    مسخ:

    (مَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) وضع یا فرایند تبدیل موجودی به موجودی پست‌تر و زشت‌تر. 2 - (اِمص .) دگرگون سازی.


    فرهنگ فارسی معین

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    1 سپاس: zrnznn

  • ژنرال

    کافکا و صادق هدایت میخونی، فقط حواست باشه جوگیر نشی یهو تیریپ پوچ گرایی و خودکشی و اینا برداری :bahone:
    1 سپاس: zrnznn

  • zrnznn

    1 سپاس: ژنرال

  • ژنرال

    نقل قول: zrnznn
    باچه

    بَرَکَلا

    1 سپاس: zrnznn

  • garfild

    خوندم کتابش رو
    فوق العاده است
    حتما بخونش
    خیلی خوشم اومد :3:


    نقل قول: ژنرال
    کافکا و صادق هدایت میخونی، فقط حواست باشه جوگیر نشی یهو تیریپ پوچ گرایی و خودکشی و اینا برداری

    هیچ کدوم از این نویسنده ها آدم رو به پوچ گرایی نمیکشه....هر دو نویسنده از قلم فوق العاده قوی برخوردان
    کسایی که این حرف رو میزنن که دید خودشون بد باشه ...آقا محسن شما برداشتت اینطوره ....دیدگاهت عوض کن وقتی میخونی حس خوبی هم بهت میده :3:

    2 سپاس: zrnznn، jaj

  • zrnznn

    نقل قول: garfild
    خوندم کتابش رو

    :21:
    امروز رفتم کتابفروشی برا یه کتاب به کل فراموش کردم...وقتی از کتابفروشیه دور شدم یادم اومد که چرا نپرسیدم ببینم مسخ یا گل صحرا رو دارن یا نه؟!

    1 سپاس: jaj

  • jaj

    zrnznn,
    فکر کنم اگه بگردی نسخه اسکن شده فارسیش توی نت هست

    منم دلم میخواست می خوندمش
    ولی فعلا که خیلی سرم شلوغه


  • ژنرال

    نقل قول: garfild
    هیچ کدوم از این نویسنده ها آدم رو به پوچ گرایی نمیکشه....هر دو نویسنده از قلم فوق العاده قوی برخوردان

    گارفیلد جان من نه در مورد قوت قلم این نویسندگان اظهار نظری کردم و نه درباره پوچ گرا بودنشون حکمی صادر کردم؛ اظهار نظر در این مورد هم در توان من نیست.
    دلیل اون حرفم این بود که دیدم آدم های جوگیری که هدایت یا کافکا خوندن و زدن تو فاز پوچی و یه سری موارد دیگه؛ یک مدت که اصلا بین بخشی از کتاب بازها و رمان خونها مُد بود این قضیه! این لزوماً به معنای پوچ گرا بودن این نویسندگان نیست.



    نقل قول: garfild
    کسایی که این حرف رو میزنن که دید خودشون بد باشه ...آقا محسن شما برداشتت اینطوره ....دیدگاهت عوض کن وقتی میخونی حس خوبی هم بهت میده

    1- راستش من دیدگاه خاصی در موردشون ندارم. با آثار کافکا که آشنایی زیادی ندارم.
    فقط میتونم بگم که هدایت نویسنده مورد علاقه من نیست. البته همه آثارش رو نخوندم. خیلی سال پیش چند تا از داستان هاش رو خوندم و جز داستان داش آکل که خیلی مورد علاقم هست، بقیه چنگی به دلم نزد.
    این مواردی هم که گفتم هیچ کدوم دیدگاه نیس، صرفا سلیقه ی منه.

    2- شما میتونی هر دیدگاه یا سلیقه ای داشته باشی اما اینکه دیگران نظر یا سلیقه متفاوتی با شما داشته باشن، دلیل بر بد بودن نگاهشون نیست؛ برچسب زدن کار خوبی فکر نمیکنم باشه.

    1 سپاس: jaj

  • garfild

    نقل قول: ژنرال
    دلیل اون حرفم این بود که دیدم آدم های جوگیری که هدایت یا کافکا خوندن و زدن تو فاز پوچی و یه سری موارد دیگه؛ یک مدت که اصلا بین بخشی از کتاب بازها و رمان خونها مُد بود این قضیه! این لزوماً به معنای پوچ گرا بودن این نویسندگان نیست.


    خودت داری میگی آدم های جوگیر دیگه...درباره این ادم ها نباید اصلا حرف زد....میشه دربارش هم کلی حرف زد که اینجا جاش نیست و لازم هم نیست :3:

    نقل قول: ژنرال
    شما میتونی هر دیدگاه یا سلیقه ای داشته باشی اما اینکه دیگران نظر یا سلیقه متفاوتی با شما داشته باشن، دلیل بر بد بودن نگاهشون نیست؛ برچسب زدن کار خوبی فکر نمیکنم باش

    بنده قصد برچسب زدن یا توهین نداشتم
    منظورم این نبود که بخوام سلیقه یا دیدگاه خودم تحمیل کنم
    اینکه کلا برای همون آدم های جوگیری که گفتی یه جو بدی برای این نویسنده ها درست کردن و بقیه ماجرا ...گفتم که اینطور نیست....باید هر کسی برداشت خودش داشته باشه نه اینکه به حرف بقیه بشینی یه کتاب بخونی و برداشتی که یه عده ای که هیچ صلاحیتی شاید نداشتن نظر بدن رو هنگام خوندن یه کتاب داشته باشی

    نقل قول: ژنرال
    البته همه آثارش رو نخوندم. خیلی سال پیش چند تا از داستان هاش رو خوندم و جز داستان داش آکل که خیلی مورد علاقم هست، بقیه چنگی به دلم نزد.

    همین چند داستان که خوندیین شما ...موقع خوندن با این پیش زمینه خوندی که این نویسنده پوچ گراست...شاید اگه با این طرز فکر نمیخوندین نظرتون تغییر میکرد :3:


  • ژنرال

    نقل قول: garfild
    خودت داری میگی آدم های جوگیر دیگه...درباره این ادم ها نباید اصلا حرف زد

    من یک تذکری به ذهنم رسید، مطرح کردم؛ شما باید تشخیص بدی که درباره چه کسانی باید حرف زد؟

    نقل قول: garfild
    اینکه کلا برای همون آدم های جوگیری که گفتی یه جو بدی برای این نویسنده ها درست کردن

    اینا ربطش به حرف من چیه؟
    من صرفا من از تجربه شخصیم گفتم در برخورد با ادم هایی که تحت تاثیر این نویسنده ها قرار گرفتن؛ نه حکمی صادر کردم نه اظهار نظری کردم درباره عقایدشون.

    نقل قول: garfild
    .باید هر کسی برداشت خودش داشته باشه نه اینکه به حرف بقیه بشینی یه کتاب بخونی و برداشتی که یه عده ای که هیچ صلاحیتی شاید نداشتن نظر بدن رو هنگام خوندن یه کتاب داشته باشی


    نقل قول: garfild
    همین چند داستان که خوندیین شما ...موقع خوندن با این پیش زمینه خوندی که این نویسنده پوچ گراست

    گارفیلد جان شما علم غیب داری؟ از کجا میدونی من وقتی فلان کتاب رو خوندم تحت تاثیر حرف دیگران خوندم؟ چطوری کشف کردی که من با پیش زمینه ی خاصی فلان کتاب رو خوندم؟
    من گفتم هدایت مورد علاقه من نیست؛ خوب این یعنی اینکه من من این نویسنده رو پوچ گرا میدونم؟
    کجای حرفهام گفتم این نویسنده ها پوچ گرا هستن؟ من اصلا در این مورد اظهار نظری کردم؟
    یعنی هرکس هدایت رو نمیپسندید از نظر شما دیدش مشکل داره؟ (کامنت اولت)
    شما ببین من چی گفتم گارفیلد جان، نه اینکه چیزهایی رو به من نسبت بدی که اصلا در موردشون حرفی نزدم و بعد از پیش خودت نتیجه گیری های غیبی کنی. نکن برادر از این کارا!


  • garfild

    نقل قول: ژنرال
    گارفیلد جان شما علم غیب داری؟ از کجا میدونی من وقتی فلان کتاب رو خوندم تحت تاثیر حرف دیگران خوندم؟ چطوری کشف کردی که من با پیش زمینه ی خاصی فلان کتاب رو خوندم؟


    ...


    شناختی از شما نداشتم ولی الان دارم :1:

    موفق باشید


  • ژنرال

    نقل قول: garfild
    ...


    شناختی از شما نداشتم ولی الان دارم


    من وسط بحث به جای اینکه پاسخ شمارو بدم بیام بگم نمیشناختمت الان شناختمت و چند تا نقطه بذارم، این کار درستیه؟

    آقا مرتضی وقتی داریم بحث میکنیم لطفا از صراحت کلام من نرنج.
    در بحث چکار میکنن؟
    هرکسی نظرش رو میگه یا احیانا نظری رو نقد میکنه؛ کسی به جای دیگری فکر نمیکنه؛ در مورد افکار دیگران حدس نمیزنه و حکم صادر نمیکنه؛ نظری از خودش به دیگری نسبت نمیده؛ برای کسی تعیین تکلیف نمیکنه.
    وگرنه خارج از بحث، من مخلص شما هم هستم.

    وقتی از خودت چیزی رو به من نسبت میدی، انتظار نداشه باش من تاییدت کنم.

    اگر رنجیدی من عذر میخوام اما متواضعانه خواهش میکنم دیگه اینجوری با کسی وارد بحث نشو.
    قطعا منظورم از صراحت در بحث خدایی ناکرده اهانت نیس؛ در شان خودم نمیبینم به احدی اهانت کنم؛ شما که دوست خوبم هستی و افتخار آشنایی از نزدیک باهات داشتم.

    شما هم موفق باشی.

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: