₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » داستـــان هـــای نمکی ریـــزه میـــزه !
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » داستـــان هـــای نمکی ریـــزه میـــزه !
1 2

بدون عکس

داستـــان هـــای نمکی ریـــزه میـــزه !

2121 بازدید، 30 پست، نویسنده: pAshMak

  • pAshMak

    یه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه ای رو میزنه،

    و تا خانمِ خونه در رو باز میکنه قبل از اینکه حرفی زده بشه،

    بازاریاب میپره تو خونه و یه کیسه کود گاوی رو روی فرش خالی میکنه و میگه:

    اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردنِ همه ی اینها با این

    جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمامِ این گُـ... ها رو بخورم!

    خانوم میگه: سُــسِ سفید میخوای یا قرمز؟

    بازاریاب: چـــــــــــــــرا؟؟؟؟؟

    خانوم: آخه چند وقته برقِ خونه مون قطعه ..!

    تصویر در دسترس نیست

    ﺷﻮﻫﺮﻩﺷﺐ ﺩﻳﺮ ﻣﻴﺎﺩﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﺶ ﺩﺍﺩﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﻮ ﻧﺒﻴﻨﻰ ﭼﻪ ﺣﺴﻰ ﺑﻬﺖ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﺪﻩ ؟

    ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻰ ﻣﻴﮕﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﻋﺎﻟﻰ ﻣﻴﺸﻪ ! ...اونوقت بود که شوهره دیگه زنش رو ندید

    ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ

    ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ

    ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﺯﻡ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺩ ...

    .

    .

    .

    ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻭﺭﻡ ﭼﺸﻤﻪ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﻧﺴﺖ

    ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺯﻧﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﻪ!!

    تصویر در دسترس نیست

    صاحبان سه مغازه ی کفش فروشی که کنار هم بودند رقابت بسیاری با هم داشتند . اولی برای تبلیغ

    روی شیشه ی مغازه نوشت : بهترین کفش های شهر ! دومی نوشت : بهترین کفش های دنیا ! و

    سومی که مغازه اش میان این دو بود نوشت :



    در ورودی اصلی !


    تصویر در دسترس نیست

    ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودند. طناب تحمل وزن یازده نفر را نداشت.

    باید یکنفر طناب را رها می کرد وگرنه همه سقوط می کردند.

    زن گفت من در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه خودم را وقف فرزندان و همسرم کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم.

    من طناب را رها می کنم چون به فداکاری عادت دارم. در این لحظه مردان سخت به هیجان آمدند و شروع به کف زدن کردند.



    تصویر در دسترس نیست

    یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود. آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.

    وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه.

    این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.....

    یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین. بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. .
    خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.

    یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره. مرده میپرسه: " اون گربه کره خر خونس؟"

    زنش می گه آره.

    مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم ...




    تصویر در دسترس نیست

    10 سپاس: بچه مثبت، jaj، Holtek، دلشاد، javad1020، Kishe Mehr، بندری، شایسته، تنها، zrnznn

  • jaj

    1 سپاس: pAshMak

  • Holtek

    مرسي پشمك همشون خنده دار بودن :23:
    1 سپاس: pAshMak

  • دلشاد

    مرسی پشمکم :6:
    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    jaj,
    :46:

    نقل قول: Holtek
    مرسي پشمك همشون خنده دار بودن


    خوااااااااااهش میکنم :24:

    نقل قول: دلشاد
    مرسی پشمکم


    خوشحالم خوشت اومده بهروز :24:


  • Kishe Mehr

    :83: مرسی قشنگ ناک بودن اینا :4:
    نقل قول: pAshMak
    اونوقت بود که شوهره دیگه زنش رو ندید

    یعنی چه جور دلش اومده شوهر بینوا رو زده؟ :17:

    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    نقل قول: Kishe Mehr
    یعنی چه جور دلش اومده شوهر بینوا رو زده؟

    وقتی اونجوری جواب داده بایدچکارمیکرده؟ بوس وناز؟؟؟

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نقل قول: pAshMak
    وقتی اونجوری جواب داده بایدچکارمیکرده؟ بوس وناز؟؟؟

    نکنه تو هم از این جور دخترایی؟ :22: نگو اگر چنین جوابی بهم بده اره ازین جور دخترام :22:

    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    نقل قول: Kishe Mehr
    نکنه تو هم از این جور دخترایی؟ نگو اگر چنین جوابی بهم بده اره ازین جور دخترام


    من اینجوری عمل میکنم :50:


    تصویر در دسترس نیست

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نقل قول: pAshMak
    من اینجوری عمل میکنم

    وای تو چقده مهربونی :65: :5:

    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    نقل قول: Kishe Mehr
    وای تو چقده مهربونی


    هنوزهیچی ندیدی که. اونقدررررررررر مهربوووووووونم که نگووووووووو

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نقل قول: pAshMak
    هنوزهیچی ندیدی که. اونقدررررررررر مهربوووووووونم که نگووووووووو

    الان یه چشمه اش رو دیدیم :65: خدا به خیر بگذرونه...

    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    نقل قول: Kishe Mehr
    الان یه چشمه اش رو دیدیم خدا به خیر بگذرونه...


    نترسسسس توروکه نمیزنم. اون خانمه شوهرش روزده بود :10:

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نقل قول: pAshMak
    نترسسسس توروکه نمیزنم. اون خانمه شوهرش روزده بود :10:

    نه تو رو خدا رودرواسی نکنیا...

    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    نقل قول: Kishe Mehr
    نه تو رو خدا رودرواسی نکنیا...


    ای بابا چکارکنم دیگه..

    حالا که تعارف میکنی باشه وقتی اومدی کمی ......... :72:

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نقل قول: pAshMak
    ای بابا چکارکنم دیگه..

    حالا که تعارف میکنی باشه وقتی اومدی کمی .......

    داشتی واسم، دارم واست :15:

    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    نقل قول: Kishe Mehr
    داشتی واسم، دارم واست


    جـــــــــــــــان؟؟؟ایها الناس شنیدید چی گفت دیگه

    تهدید به مرگ کرد من رو :13:

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نقل قول: pAshMak
    جـــــــــــــــان؟؟؟ایها الناس شنیدید چی گفت دیگه

    تهدید به مرگ کرد من رو

    :13: مگه تو میخواستی منو بکشی؟ :22: من گفتم هرکاری تو کردی منم جواب میدم بهت :22:

    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    نقل قول: Kishe Mehr
    مگه تو میخواستی منو بکشی؟ من گفتم هرکاری تو کردی منم جواب میدم بهت


    اااااااااااااااااااااا من موجودبه این لطیفی وظریفی روباخودت یکی میکنی؟؟؟؟

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نقل قول: pAshMak
    اااااااااااااااااااااا من موجودبه این لطیفی وظریفی روباخودت یکی میکنی؟؟؟؟

    اره والا ظرافت و لطافتتم دیدیم

    1 سپاس: pAshMak
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: