سیمین بهبهانی بامداد روز (سهشنبه) بر اثر ایست قلبی و تنفسی دار فانی را وداع گفت.
علی بهبهانی، پسر ارشد سیمین بهبهانی در گفتوگو گفت: با همه تلاش پزشکان، متأسفانه ساعت یک بامداد مادرم درگذشت.
▧ تصویر در دسترس نیست
سیمین بهبهانی که هنوز برنامه مراسم تشییع پیکرش مشخص نیست میخواسته در امامزاده طاهر کرج در جوار همسرش به خاک سپرده شود.
یکی از بستگان این شاعر درباره مراسم تشییع گفت: خواست ایشان بود که در محل مقبره شوهرشان دفن شوند
علی بهبهانی، پسر سیمین بهبهانی، نیز با اشاره به تمایل مادرش برای دفن شدن در جوار همسر و نوهاش در امامزاده طاهر کرج، در عین حال گفت: هنوز هیچ چیز مشخص نیست. فعلا با دوستان وکیل، نویسنده و اعضای خانواده در تکاپو هستیم.
او همچنین گفت زمان و نحوه برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری سیمین بهبهانی فعلا مشخص نیست و در روزهای آینده مشخص میشود.
سیمین بهبهانی بامداد روز (سهشنبه، ۲۸ مردادماه) در سن ۸۷ سالگی بر اثر ایست قلبی و تنفسی در بیمارستان پارس تهران درگذشت.
او زاده ۲۸ تیرماه سال ۱۳۰۶ در تهران، به خاطر سرودن غزل فارسی در وزنهای تازه به «نیمای غزل» معروف است.
سیمین خلیلی معروف به «سیمین بهبهانی» فرزند عباس خلیلی (شاعر، نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) بود. او ابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام خانوادگی همسر خود شناخته شد ولی پس از او با منوچهر کوشیار ازدواج کرد.
سیمین که در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده حقوق شد، سالها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد.
«سهتار شکسته»، «جای پا»، «چلچراغ»، «مرمر»، «رستاخیز»، «خطی ز سرعت و از آتش»، «دشت ارژن»، « گزینه اشعار»، «آن مرد، مرد همراهم»، «کاغذینجامه»، «کولی و نامه و عشق»، «عاشقتر از همیشه بخوان»، « شاعران امروز فرانسه»، «با قلب خود چه خریدم؟»، «یک دریچه آزادی»، «مجموعه اشعار» و «یکی مثلا اینکه» از جمله کتابهای منتشرشده توسط این شاعرند
واکنش باران کوثری به خبر درگذشت بانوی غزل ایران
▧ تصویر در دسترس نیست
تسلیت محسن چاووشی برای درگذشت بانوی غزل
▧ تصویر در دسترس نیست
شعرمسعود کیمیایی برای سیمین بهبهانی در روزنامه شرق:
pAshMak
سیمین بهبهانی بامداد روز (سهشنبه) بر اثر ایست قلبی و تنفسی دار فانی را وداع گفت.
علی بهبهانی، پسر ارشد سیمین بهبهانی در گفتوگو گفت: با همه تلاش پزشکان، متأسفانه ساعت یک بامداد مادرم درگذشت.
▧ تصویر در دسترس نیست
سیمین بهبهانی که هنوز برنامه مراسم تشییع پیکرش مشخص نیست میخواسته در امامزاده طاهر کرج در جوار همسرش به خاک سپرده شود.
یکی از بستگان این شاعر درباره مراسم تشییع گفت: خواست ایشان بود که در محل مقبره شوهرشان دفن شوند
علی بهبهانی، پسر سیمین بهبهانی، نیز با اشاره به تمایل مادرش برای دفن شدن در جوار همسر و نوهاش در امامزاده طاهر کرج، در عین حال گفت: هنوز هیچ چیز مشخص نیست. فعلا با دوستان وکیل، نویسنده و اعضای خانواده در تکاپو هستیم.
او همچنین گفت زمان و نحوه برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری سیمین بهبهانی فعلا مشخص نیست و در روزهای آینده مشخص میشود.
سیمین بهبهانی بامداد روز (سهشنبه، ۲۸ مردادماه) در سن ۸۷ سالگی بر اثر ایست قلبی و تنفسی در بیمارستان پارس تهران درگذشت.
او زاده ۲۸ تیرماه سال ۱۳۰۶ در تهران، به خاطر سرودن غزل فارسی در وزنهای تازه به «نیمای غزل» معروف است.
سیمین خلیلی معروف به «سیمین بهبهانی» فرزند عباس خلیلی (شاعر، نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) بود. او ابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام خانوادگی همسر خود شناخته شد ولی پس از او با منوچهر کوشیار ازدواج کرد.
سیمین که در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده حقوق شد، سالها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد.
«سهتار شکسته»، «جای پا»، «چلچراغ»، «مرمر»، «رستاخیز»، «خطی ز سرعت و از آتش»، «دشت ارژن»، « گزینه اشعار»، «آن مرد، مرد همراهم»، «کاغذینجامه»، «کولی و نامه و عشق»، «عاشقتر از همیشه بخوان»، « شاعران امروز فرانسه»، «با قلب خود چه خریدم؟»، «یک دریچه آزادی»، «مجموعه اشعار» و «یکی مثلا اینکه» از جمله کتابهای منتشرشده توسط این شاعرند
واکنش باران کوثری به خبر درگذشت بانوی غزل ایران
▧ تصویر در دسترس نیست
تسلیت محسن چاووشی برای درگذشت بانوی غزل
▧ تصویر در دسترس نیست
شعرمسعود کیمیایی برای سیمین بهبهانی در روزنامه شرق:
▧ تصویر در دسترس نیست
سیمین در خانه است.
خانه در ایران است.
دوری از او ترس ندارد.
ترس، دشمنِ جسارت است.
هیچ گاه در جایی نخواهم بود
که شاعر نباشد.
شاعر، وجود زمانه است.
برکت از ما نرفته است.
سیمین، برکت شعر ماست.
دوری از او ترس ندارد...
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
pAshMak
تاریکی شب
من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم
گشتم و گشتم و بهتر ز تو را یار گرفتم
خنده یی کردم و دل بُردم و با لطف ِ نگاهی
تا بمیری ز حسد وعده ی دیدار گرفتم!
دامن از دست من، ای یار! کشیدی، چه توانم؟
گله یی نیست اگر دامن اغیار گرفتم.
بعد ازین ساخته ام با، نی و چنگ و می و ساقی
بی تو من دامن ِ این چار با ناچار گرفتم
لیک باور مکن ای دوست! که این راست نگفتم
انتقام از دل سنگ تو، به گفتار گرفتم!
من کجا یاد تو از خاطر سودازده راندم؟
یا کجا جز تو کسی یار وفادار گرفتم؟
تا رُخت شمع فروزنده ی بزم دگران شد
من چو تاریکی شب گوشه ی دیوار گرفتم
گله کردی که چرا یار تو یار دگران شد
دیدی، ای دوست، به یاری ز تو اقرار گرفتم؟
▧ تصویر در دسترس نیست
boof divoone
garfild
pAshMak
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
hadi04
pAshMak
ممنون از شعرقشنگی که نوشتی مجتبی
▧ تصویر در دسترس نیست
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→