ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
pAshMak
اصن دییوونتم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺣﺮﻓﯿﻪ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﯿﻦ
ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺗﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ
ﺑﮕﯿﺪ ﺑﺎﺑﺎﺭﻭﺩﺭﻭﺍﯾﺴﯽ ﭼﺮﺍ .؟؟؟؟؟ .
بگید بخدا من انقد خاکی ام...والا
++
مورد داشتیم دختره رفته پمپ بنزین ،
یارو بهش گفته : آزاد یا دولتی ؟
دختره گفته پیام نور ...
دونفر سکته کردن یک نفر غش کرده دولتم سهمیه بنزینه جایگاه قطع کرد !!!
++
این کمبود داماد فقط مختص آدمها نیست
توی دریا با این همه عروس دریایی
اونوقت دریغ از یه دوماد دریایی !
++
دیروز توی خیابون پشت سر یه دختر بودم ..
بند کفشش باز بود .. گفتم خانوم ببخشید بند کفشتون بازه ..
جواب نــداد .. ...بازم گفتم خانوم بند کفشت .. مثل یــابـــو یه گوشه چشمی نیگا کــرد
ایندفعه با صدای بلند گفتم به ارواح پدرت بند کفشت بازه
برگشت گفت ...:
یه دفعه دیگه بگی بند کفشم بازه همچین میزنمت مثل قورباغه قــار قـــار کنی ...
....
از دیروز من هنوز تو شـوکم ،، قـــورباغـــه قــــار قــــار میکنه .... ؟؟؟؟
++
ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻻﻏﺮﯾﺸﻮﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻢ
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ
ﺍﻭﻟﯽ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻧﻘﺪ ﻻﻏﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻭﺧﺘﯽ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ
ﺣﻤﻮﻡ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺭﻭﯼ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﭼﺎﻩ ﺭﻭ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ
ﻣﻦ ﻧﯿﻮﻓﺘﻢ ﺗﻮﺵ !!
ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﯾﺒﺎﺭ ﺁﻟﺒﺎﻟﻮ ﺭﻭ
ﺑﺎ ﻫﺴﺘﺶ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪﯼ؟
++
یکی از بزرگترین افتخاراتم توی دوران دبیرستان این بود که :
.
هر دبیری به محض ورودش به کلاس؛
به من اشاره میکرد و میگفت :
تو گمشو برو بیرون
++
تو امتحان شهری سرهنگ به دخدره گفت روشن کن برو عقب
دختره روشن کرد رفت صندلی عقب نشست! :| من که پیاده شدم!
سرهنګه فک کنم دیگه بی هوش شده بود
++
یه بار تو انگلستان همه قرص ضد انگل میخورن میشن پاکستان !
++
دختر: عزيزم دوستم دارى؟
پسر: اره خيلى
دختر: بهم ثابت كن
پسر: چجورى؟!
دختر: برو با يه شير بجنگ
پسر: عزيزم اخه من اگه با شير بجنگم من و تيكه تيكه ميكنه و مى خوره بدش ديگه چيزى ازم نميمونه... يه چيز ديگه بگو؟!
دختر:وایبرتو بده بخونم :)))
پسر: كو؟ كجاس اين شير پدرسگ؟! بگو برم پاره پارش كنم ....
++
یکی تو پیجش نوشته بود:
بچه ها من پام شكسته يه مدت نميتونم بيام فيسبوك... :(
گزيده اى از كامنت هاى هموطنان غيورمان را با يكديگر مرور ميكنيم:
1.عـــــــــــــــــه!!!!!! مگه پياده مياى فيسبوك...؟؟؟؟؟!!!!!
2.مگه تو با پات تايپ ميكنى...؟؟؟!!!!
3.اين سريو با تاكسى بيا كرايت با من...
4.ببين من مسيرم ميخوره ها!!! ميتونم تا يه جايى برسونمت!!!
5.عيب نداره به مارك ميگيم واست مرخصى استعلاجى رد كنه!
هنر نزد ایرانیان بود و رفت
++
ناراحتم…
مثل پسری که همه خونوادش رفتن شمال،
باباش مونده خونه
++
دوستان خداحافظ همتون
آبجی و برادرهای مهربونم
تواین مدت باهم خندیدیم
همدردی کردیم
ی ساعتایی از عمرمونو
تو همین دنیای مجازی باهم گذروندیم
خلاصه
خوبی بدی دیدید حلال کنید
ب پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان باقیست
من دارم میرم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دستشویی
2دقیقه دیگه برمیگردم
++
به اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﮕﻮ “ﺑﺮﻭ ﺗﻮ اﺗﺎﻕ” ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ!!!
++
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
Kishe Mehr
بچه ها من پام شكسته يه مدت نميتونم بيام فيسبوك... :(
گزيده اى از كامنت هاى هموطنان غيورمان را با يكديگر مرور ميكنيم:
1.عـــــــــــــــــه!!!!!! مگه پياده مياى فيسبوك...؟؟؟؟؟!!!!!
2.مگه تو با پات تايپ ميكنى...؟؟؟!!!!
3.اين سريو با تاكسى بيا كرايت با من...
4.ببين من مسيرم ميخوره ها!!! ميتونم تا يه جايى برسونمت!!!
5.عيب نداره به مارك ميگيم واست مرخصى استعلاجى رد كنه!
هنر نزد ایرانیان بود و رفت
jaj
pAshMak
jaj,
هدف نشاندن لبخند برلبان دوستان خوبم بود...
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
بابک
pAshMak
▧ تصویر در دسترس نیست
شایسته
ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺗﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ
از کجا فهمیدی؟؟؟معلوم بووووودددد
pAshMak
آره دیگه کاملااااااااااا واضح بود
▧ تصویر در دسترس نیست
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→