ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
pAshMak
شيخنا بگفتا: چایی بیشتر میخوریم ولی كتابي در غايت طرز تهیۀ قهوه در کشورمان داریم که 4 جلد است و هر جلدش به چه کلفتی!
برق 360ولت از سر استاد فرنگی پرید و گفت: وای، نام آن کتاب چیست ؟
بگفتا: اصول کافی (کافی = قهوه)
پس از شنيدن اين جمله مريدان يكي در ميان خشتك به سر يكديگر كردند و سر در دیوار کوفتند!!!
▧ تصویر در دسترس نیست
روزی شیخ مشغول مکالمه با سیم کارت ایرانسل خود بودی. اما مکالمه چنان طولانی گشت که مریدان پرسیدند: یا شیخ چگونه است که شارژ سیم کارت شما تمام نمیشود پس از چندین ساعت گوهرفشانی؟
شیخ لبخندی شیطان گونه زده و فرمود:
از ان روی که من در فیس بوک یک (فیک اکانت) با نام (عسل جون) اختیار نموده و به وسیله ی ان ملت را شارژ ایرانسل تیغ همی زدمی!!
و مریدان از فرط تعجب توان نعره و گریز به بیابان هم نداشتندی!!
▧ تصویر در دسترس نیست
از ابو زارت ابن ابی زارت نقل است که :
روزی یکی از مریدان به نزد شیخ رفت و پرسید : یا شیخ !!!؟؟؟
این عربها که حرف "چ" ندارند , پس چگونه عطسه میکنند ؟!
شیخ ابتدا به مدت 2 ساعت و 45 دقیقه پشم و پیل مبارک را خاراند و لختی چند اندیشید و سپس فرمود:
" همانگونه که حرف " گ" هم ندارند ولی م.ی.گ.و.زن.د " !!!
ابو زارت نقل کرده که مریدان فلفور از این جواب منطقی شیخ , نعره ها زده و به سمت مرز های جنوب غربی کشوری برفتند و ضمن نابود کردن مواضع گروهک تکفیری بعثی داعش روانه ی صحرا های سوزان عربستان سعودی بشدندی و خشتک خاندان سلطنتی آل سعود را نیز بر روی سرشان کشیدند و از آنجا نیز به کرانه های باختری رود اردن برفتند و کلا" زدن خار خاور میانه را بسپـوختندی ...!!!
*8( حاج شیخ میرزا ممل }8*
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
jaj
Kishe Mehr
pAshMak
ممنوووونم مجتبی جان
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
خواهش خواهش . نا قابله
شایسته
بندری
آورده اند روزی شیخ از برای تفریح و تفکر پیرامون خلقت راهی
مناطق خوش آب و هوای شمال شد ...
به ناگاه خرسی شروع به نزدیک شدن به شیخ کرد ....
شیخبه مانند آموخته های دوران ابتدایی خود را به تمارض بزدندی و
دراز به دراز روی زمین دَمَـر بشدی خرس هم نامردی نکردی و در همان
حالت به انجام حرکات خلاف عرف دیپلماتیک باشیخ بپرداختی ..!!!
روز بعد مریدان مشاهده نمودندی که شیخ از افق بصورت پارانتزی
همی امدندی پرسیدند یا شیخ چه شده است خدا بد ندهد؟
شیخ بگفتی:خدا بد نداده ، خودم بد داده ام
مریدان از این همه حاضر جوابی و لفافه گویی شیخ مات و مبهوت
بشدی و چنان نعره بزدی که اورده اند
خشتک مریدان از دهانشان بیرون بزدی ....
pAshMak
▧ تصویر در دسترس نیست
ژنرال
pAshMak
خواهش میکنم شیخ محسن
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
درستش میشه همون شیخه پشمک دیگه کاکو
pAshMak
ای بابا گیردادینااااااااااا...من نه شیخم نه شیخه
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
چی هستی پس؟
pAshMak
دوشیزه مکرمه
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
مثلا چیزی توی مایه های جیران و این چیزا نیستی؟
pAshMak
اون که هستممممممممممم
▧ تصویر در دسترس نیست
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→