ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
gilas
چیزهایی هست که اگر فقط اختراع بخوانیمشان، در حق مخترعش ظلم کردهایم. درست مثل اینترنت، که سرآغاز گونهای جدید از زندگی است: سرآغاز دورانی جدید، با جوامعی دیگرگونه و روابطی دیگرگونه.
شاید امروز کمتر کسی متوجه باشد، اما اختراع دوربین لایکا هم، شاید به اندازهی اینترنت، مسیر بشر را تغییر داد، و سهمی بزرگ داشت در آفرینش دنیایی که امروز، من و شما در آن زندگی میکنیم.
یک قرن قبل، یک مهندس ۳۵ سالهی آلمانی، نخستین دوربین کامپکت را اختراع کرد، و مسیری را گشود که ما ساکنانِ هزارهی سوم، هنوز روی آن قدم میزنیم: دیگر برای عکاسی نیازی به وسایل فوقالعاده سنگین نبود. هر خانوادهای میتوانست دوربینش را بردارد، و با خود به پیکنیک ببرد، یا حتا کوهنوردان میتوانستند از مسیر صعود خود عکس بگیرند.
از این گذشته، حالا با دوربینهای کامپکت، احتمالِ عکاسی از صحنههای گذرا، بارها و بارها بیشتر میشد. مخترع جوان آلمانی شرِ دنبال خود کشیدنِ آن همه تجهیزات سنگین را کم کرده بود، و عالمی را سپاسگزار: عکاسان مطبوعات میتوانستند در موقعیتهای صعب و فوری، در جبهههای جنگ جهانی اول، از صحنههایی عکس بگیرند که تا پیش از لایکا ممکن نبود، و مردمان شهرنشین هم متقابلاً این بخت را داشتند تا برای اولین بار، تجربیات دسته اولی را تماشا کنند که قبلاً به ندرت، و با سختی، به دست میآمد.
این اما همهی ماجرا نبود. تا قبل از اختراع لایکا، “دیدن” اهمیت فراوانی داشت. عکاس باید میدید، میدید و باز میدید، انتخاب میکرد، دوربین را مستفر میکرد، و عکس میگرفت. لایکا اما معنیِ جدیدی به عکاسی اضافه کرد: شکار لحظهها. لایکا و “شکار لحظهها”یش، در این یک قرن، دهها یا شاید صدها هزار عکسِ خوب به گنجینهی تاریخ و فرهنگِ بشری اضافه کردهاند، اما مثل هر پدیدهی انسانی، نتایج منفی هم همراه آوردهاند: رفته رفته، “خوب دیدن” جای خود را به “زود دیدن” داد، و “دیدن” جای خود را به “ثبت کردن”. مسیری که ما انسانها را، قدم به قدم، از تجربهی منحصربهفرد، از عمیق بودن و دقیق شدن، دور کرد، و با فرزندِ ناخلفِ لایکا، “دوربین دیجیتال”، به ورطهی “ندیدن” کشاند.
امروز کمتر نقطهی توریستی در دنیا را میتوان دید، که گردشگرانش به جای عکس گرفتن، به “مشاهده” و “تجربه” مشغول باشند. حالا مدتهاست که ما “نمیبینیم”. به جایش عکس میگیریم، تا بعداً، “سرِ فرصت”، با مشاهدهی عکسهایمان، “تجربهای دستهدوم و دوبعدی” را صاحب شویم. حالا ما به دنبال “اثبات حضور” هستیم: اثبات حضور در فلان مهمانی، اثبات حضور در فلان کشور، اثبات حضور در کنار عزیزان: اثبات به دیگران، و البته به خود، به آیندهی خود.
لایکا فقط یک دوربین دوست داشتنی و زیبا و گران نیست؛ فقط نوستالوژی نیست. لایکا سرآغاز یک دوران است: سرآغازِ در سطح ماندن. لایکا بود که شرایط را مهیا کرد برای تصاویر تبلیغاتی دهههای بعد؛ لایکا بود که شرایط را مهیا کرد برای مفاهیمی همچون “پرفروش” و “سلبریتی”. لایکا بود که به تهیهکنندگان هالیوود یاد داد چندان نیازی نیست که فیلم بینقص بسازند، کافی است فیلم چشم مخاطب را بگیرد. لایکا پدر اینترنت بود، و پدر شبکههای اجتماعی، پدر کوتاه نویسی، پدر طنزهای آیتمی، و خلاصه پدرِ زندگی و تفکر فستفودی.
با وجود این همه گلایه، واضح است که تقصیری متوجه مخترع جوان آلمانی، یا شرکتِ سازندهی لایکا نیست. لایکا همان دوربینی است که عکس دخترکِ ویتنامیِ سوخته با بمب ناپالم را گرفته، همان دوربینی که پرترهی معروف و محبوب چگوارا را گرفته. انرژی هستهای به هزار کار مثبت میآمد، اما هیروشیما و ناکازاکی را با خاک یکسان کرد. استفاده کنندگان از تکنولوژی ما هستیم، و تصمیمگیرندگان چگونگی استفاده هم خودمان.
ایرلند، ۲۰۱۳، عکاس: جان نافتن با لایکا
دلشاد
zrnznn
gilas
اونجا که فوق العاده است
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→