ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
zrnznn
نوشته اند که:وقتی که شاپور دوم پادشاه ساسانی متولد شد، معلوم بود که از عجایبی بود که طبیعت او را بوجود آورده، تا سرنوشتی غیر از افراد عادی داشته باشد. چون همین که کودک متولد شد، به صدا در آمد و گریست (توضیح اینکه همۀ نوزادان هنگام تولد گریه می کنند) اما گریه ای غیر عادی (یعنی رقم دیگر) زن قابله که برای کمک به وضع حمل ملکه ایفرا نوزاد را گرفته بود و معاینات بدنی را باصطلاح انجام می داد. مشاهده کرد که طفل نوزاد دارای دندان است. آن هم نه یکی و دوتا، بلکه دندانهای دو فکِ نوزاد شباهت به دندانهای طفل شش ساله دارد.
توضیح اینکه: رسم زنهای بزرگ ساسانی آن بود که طفل را بعد از تولد، به دایه می سپردند. تا او را شیر بدهد و بعد بزرگ کند. ولی هیچ دایه ای نمی توانست به شاپور دوم شیر بدهد، برای اینکه طفل پستان دایه را به دندان می گرفت و او را آزار سخت می داد. ناچاراً مجدداً طفل را به مادرش ایفرا برگرداندند. که ایفرا هم قادر به شیر دادن او نبود (که علت را گفتم) و چون نوزاد بر اثر ننوشیدن شیر ممکن بود بمیرد. به فکر عقلا و دانشمندان زمان رسید که او را به شیرخوارگاه ببرند و پستان ماده الاغ را در دهانش بگذارند تا از مرگ طفل جلوگیری شود.
(توضیحی از تاریخ برای روشن شدن مطلب که خنده ات نگیرد از شیرخوارگاه خر)
بدانکه: در زمان ساسانیان در شیرخوارگاه ها تعداد زیادی الاغ های ماده را نگهداری می کردند و پرستاران هر روز در فواصل معین، کودکان شیرخوار را زیر شکم الاغ قرار می دادند تا از پستان ماده خران بنوشند.
توضیحی مجدداً: برای آنهائی که اهل مطالعه در تاریخ نیستند. و اما از عجایب از تمام جانوران و حیوانات شیرده یگانه حیوانی که موافقت می کرد که شیرخواران انسانی از پستانش شیر بنوشند فقط الاغ بود و باز توضیح دیگر اینکه باز از عجایب روزگار اینکه شاپور دوم که در تمام پستانهای مادر خود و دایه ها را به دندان می گرفت، پستان خر را براحتی می مکید.
و امّا برگردم به اصل مطلب : وقتی که معلوم شد که شاپور دوم را می شود، با شیر الاغ تغذیه کرد پادشاه دستور داد که چند الاغ ماده در اصطبل سلطنتی نگاهداری کنند تا شاپور دوم شیر آنها را بنوشد.
همچنین با توجه به عجایب روزگار: شاپور دوم در سن ده ماهگی به حرف درآمد و در سن دوازده ماهگی آن قدر در حرف زدن پیشرفت کرد که می توانست مانند یک کودک چهار ساله حرف بزند. در صورتی که اطفالی هستند که وقتی دو سال و نیم می شوند، تازه شروع به کلمات ساده و آسان می کنند.
از همان موقع که شاپور دوم بحرف در آمد، یعنی از ده ماهگی دیگر شیر ننوشید و شروع به غذا خوردن کرد. زیرا دندانهای کافی برای غذا خوردن داشت. در شانزده ماهگی شاپور دوم بعد از اینکه روی دو پای خود ایستاد و به فاصلۀ چند روز شروع به راه رفتن کرد و در آغاز گر چه زمین می خورد، اما بر خلاف کودکان دیگر که پس از زمین خوردن گریه می کردند شاپور دوم نمی گریست.
وقتی شاپور دوم دو سال و نیمه شد. او را به معلم سپردند تا خواندن و نوشتن بیاموزد.
شاپور دوم با سرعت خواندن و نوشتن را فرا گرفت. زبان رومی را که در آن دوره یگانه زبان خارجی بود که در ایران تدریس می شد، فرا گرفت.
دلشاد
بابک