ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
عاشقتــــرین مــــرد تهــــرانی !
pAshMak
اکبر صباغان سه سال است که همسرش فوت کرده و در این سه سال هر روزصبح در سرما و گرما به بهشت زهرا(سلام الله علیها) می آید، سنگ مزار همسرش را غبار روبی و عطر افشانی می کند و تا عصر در کنار او می ماند.
▧ تصویر در دسترس نیست
او 1095 روز است که بعد از همسرش نه تنها وفادار مانده بلکه به صورت عجیبی با خاطراتش زندگی می کند.
اکبرصباغان که کشاورزی دارد و ساکن شهرری است درباره این کارش می گوید: همسرم سه سال است که به رحمت خدا رفته و من هر روز به دیدنش می آیم و او نیز شب ها به خواب من می آید و اگر هم چند روز بیایم و او پاسخی ندهد از او گلایه می کنم و سپس بلافاصله پاسخ می دهد.
▧ تصویر در دسترس نیست
باوفاترین مرد تهرانی در پاسخ به این سوال که سرما و گرما اذیتت نمی کند، می گوید: عاشقی دردسر دارد و من اگر یک روز نیایم انگار چیزی گم کرده ام و برایم خیلی سخت است.
نتیجه ازدواج اکبر صباغان و همسر مرحومش یک فرزند پسر است که حالا بزرگ شده ازدواج کرده و صاحب فرزند هم شده است. اما برای صباغان پنجاه ساله حتی پسر و نوه هم نتوانسته جای خالی همسرش را پر کند و همچنان خود را وفادار و عاشق زنش می داند.صباغان می گوید: پسرم خیلی خوب و باوفاست و هر شب چند ساعتی را با من می گذراند و به دیدنم می آید و من از او راضی هستم.
صباغان در پاسخ به این سوال که چرا ازدواج نمی کنی تا از تنهایی خلاص شوی می گوید: اتفاقاً خیلی ها به من می گویند و تشویقم می کنند که؛ زندگی همین است و نباید زیاد سخت بگیری و از این حرف ها ولی من نمی توانم حتی بهش فکر کنم و اصلا با ازدواج مجدد کنار نمی آیم . من خیلی به همسرم وابسته بودم .
داستان اکبر صباغان داستان عجیبی است. یک ساک دستی مشکی دارد و همیشه بر شاخه درختی در کنار مزار همسرش آویزان است و می توان از آن فهمید که باز اکبر صباغان یا همان باوفاترین مرد تهرانی اینجاست.
▧ تصویر در دسترس نیست
zrnznn
ماهی
دلشاد
pAshMak
چنین آدمی نمیتونه بی وفابوده باشه....حتماااااااااا وقتی هم زنده بوده قدرش رومیدونسته
▧ تصویر در دسترس نیست
محسن صائب
pAshMak
چون وفاداره بهش میگی مریض؟؟؟؟؟
▧ تصویر در دسترس نیست
محسن صائب
باید بفهمه
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است&& من این نکته را کرده ام هزار بار تحقیق
pAshMak
محسن شاید رابطشون خیلی صمیمی بوده وقبول رفتنش کمی سخته براش
▧ تصویر در دسترس نیست
محسن صائب
حتما همین طوره............... البته یک عامل دیگه هم هست
انسان وقتی سنش بالا میره و نزدیک ترین هم دمش رو هم از دست میده ........ بشدت بفکر مرگ و اون دنیا میفته ........ یک جورایی خودش رو اماده سفر میکنه
pAshMak
انسان وقتی سنش بالا میره و نزدیک ترین هم دمش رو هم از دست میده ........ بشدت بفکر مرگ و اون دنیا میفته ........ یک جورایی خودش رو اماده سفر میکنه
آره حق با توست ...میدونی ما همیشه مرگ رو واسه همسایمون میدونیم وبهش فکرنمیکنیم
ولی وقتی عزیزمون روازدست میدیم تازه میفهمیم چقدر بهمون نزدیکه وهرلحظه میتونه
سراغمون بیاد
▧ تصویر در دسترس نیست
بچه درس خون
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→