₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » سیلی بر ادعا
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



سیلی بر ادعا

1389 بازدید، 6 پست، نویسنده: بابک

  • بابک

    سیلی بر ادعا




    دو دوست برای تفریح به ییلاق های خارج از شهر رفتند . در بین راه بر سر زمان استراحت اختلاف نظر پیدا کردند و یکی از آن ها در اثر عصبانیت بر روی دیگری سیلی محکمی زد . آن یکی که سیلی خورده بود سخت آزرده شد ، اما بدون آن که چیزی بگوید روی شن های کنار رودخانه نوشت : «امروز بهترین دوستم به من سیلی زد .»

    سپس راه خود را ادامه دادند و به قسمت عمیق رودخانه رسیدند . آن دوستی که سیلی خورده بود پایش لغزید و نزدیک بود با جریان آب به سمت پرتگاهی خطرناک برود که دوستش او را نجات داد . وقتی نفسش بالا آمد سنگ تیزی برداشت و به زحمت روی صخره ای نوشت: «امروز بهترین دوستم ، جانم را نجات داد . »

    دوستش با تعجب پرسید : «چرا آن دفعه روی شن ها نوشتی و این بار روی صخره ؟ » دیگری لبخند زد و گفت : «وقتی بدی می بینیم باید روی شن ها بنویسیم تا به راحتی با جریان آب شسته شود و وقتی محبتی در حق ما می شود باید روی سنگ سختی حک کنیم تا برای همیشه بماند

    تصویر در دسترس نیست


    پادشاه مصر “فرعون” ادعای خدایی میکرد . روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت : اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن . فرعون یک روز از او فرصت گرفت . شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی ؟
    ناگهان دید که شیطان وارد شد . شیطان گفت : خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست . سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد . بعد خطاب به فرعون گفت من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟ پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت : چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی . شیطان پاسخ داد : زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید .

    6 سپاس: zrnznn، jaj، دلشاد، javad1020، tiktik، میهمان716

  • zrnznn

    نقل قول: بابک
    وقتی بدی می بینیم باید روی شن ها بنویسیم تا به راحتی با جریان آب شسته شود و وقتی محبتی در حق ما می شود باید روی سنگ سختی حک کنیم تا برای همیشه بماند

    بسیار عالی :72:

    بابک,سپاسگزارم :46:


  • jaj

    کسی میدونه چجوری میشه شیطانو پیدا کرد
    یه کار کوچولو باهاش دارم


  • دلشاد

    نقل قول: بابک
    امروز بهترین دوستم به من سیلی ز

    848 848 848

    1 سپاس: tiktik

  • tiktik

    دمه همه رفیقایه واقعی گرم :78:










    نقل قول: بابک
    زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید
    :19:

    ب خاطر این فهمو شعورشه که ازش خوشم میاد

    1 سپاس: jaj

  • بابک

    هر کی دوست داره شیطونو ببینه ، بره جلو آینه . 1200
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: