₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » کودکان کار، بازمانده از «مهر»
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » کودکان کار، بازمانده از «مهر»

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



کودکان کار، بازمانده از «مهر»

1465 بازدید، 4 پست، نویسنده: pAshMak

  • pAshMak

    «گل‌پسر یاتاقان 209 داری؟»، «نه دایی؛ برو چارراه سوسکی از بنگاه عمو پروین بگیر!» از سروزبان چیزی کم ندارد. صاحبکارش اصرار دارد، بگوید «زبونش پرز» دارد. یک‌روز در باغ آذری (محله‌ای مابین میدان شوش و ترمینال‌جنوب) یاتاقانی پیدا کرده و با پیچ‌گوشتی و پاره‌آجر آنقدر به جان یاتاقان افتاده تا تیله‌های آهنی‌اش را به چنگ آورده. تیله‌های آهنی را برداشته به کوچه‌پس‌کوچه‌های جنوبی میدان شوش آورده و موی دماغ اسقاطی‌فروش‌ها و یدکی‌فروش‌های شوش شده. تیله آهنی‌ها را دانه‌ای 100تومان آب کرده و همین رفت‌و‌آمد‌ها و موی‌دماغ‌شدن‌هایش، کاری کرده که روز (سه‌شنبه اول مهرماه 1393) در اواسط هشت‌سالگی به‌عنوان پادو، کرکره یدکی‌فروش خیابان احمد جهانیان در میدان شوش را بالا بزند. «مادرم پول نداره من‌رو بذاره مدرسه، پدرم مرده و عموم فقط برامون روغن و برنج میاره و دوباره برمیگرده سمنان، به عموم گفتم اومدی دوباره تهران منو بذار مدرسه، هنوز رفته که مارو بذاره مدرسه.» فرهاد یک‌سال از تحصیل بازمانده و اگر بازنمانده بود باید با هم‌سالانش حالا سر کلاس دوم دبستان می‌نشست.


    «آره خب، خیلی دلم میخواد برم مدرسه اما مامانم میگه ما فرق داریم، ما پول نداریم، میگه رو 200هزارتومن تو حساب کردم، خب منم هیچی نمی‌گم.» اینجا یدکی‌فروشی‌ها و اسقاطی‌فروشی‌های شوش است، او به‌راحتی در میان فروشنده‌ها و مغازه‌دار‌های این راسته قابل تشخیص است. «نمی‌دونم اینجا برام خوبه یا نه، تو این دو‌سال فقط یه‌بار خیلی ترسیدم؛ روزی که پلیسا اومدن و معتادای دزدی‌فروش شوش‌رو جمع کردن، لباس کار من سیاه و روغنیه، ترسیدم بگن منم معتادم.»


    فرهاد یک بازمانده از تحصیل است، او امسال باید به کلاس دوم دبستان می‌رفت و در حالی برای دومین ‌سال از تحصیل بازمانده که وزیر آموزش‌وپرورش می‌گوید: «امسال سال تحصیلی را با قوت زیاد آغاز می‌کنیم و سعی داریم نرخ پوشش تحصیلی را به صددرصد برسانیم.» اما پیداکردن کودکان بازمانده از تحصیل در این شهر نه کار سختی است و نه مانند پیداکردن سوزن در انبار کاه. در اسقاطی‌ها و بلورفروش‌های شوش، بازار مواد غذایی مولوی و پارچه‌فروشی‌های این منطقه، بازار تهران در مناطق خیام، چهارراه گلوبندک و سیروس، چهارراه استانبول و... یعنی درست در مناطقی که بخش زیادی از مردم روزانه برای خرید اقلام مصرفی به آنجا مراجعه می‌کنند می‌توان رد این کودکان را زد؛


    اول مهر در تهران باد خوبی می‌آمد. درخت‌ها تکانی به خود دادند. تاکسی‌ها راس ساعت 12:30 دم در مدارس صف کشیده‌اند. مادران و پدرانی هم کودکان خود را صبح اول وقت به مدرسه بردند و شب که برسد، کودکان حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. شب که تمام شود هم خواب‌های زیادی برای دیدن دارند. این وسط اما سه‌میلیون دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در سرتاسر این کشور، شاید خواب‌های متفاوتی برای دیدن دارند

    4 سپاس: دلشاد، علیرضا، Holtek، zrnznn

  • zrnznn

    متاسفم...متاسفم....همیشه هم این جور بچه ها نشون دادن که قدر درس خوندن رو بهتر و بیشتر از دیگران میدونن و موفق تر بوده اند :2:
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: