₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » سرانجام تلخ ازدواج موقت برای یک زن
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » سرانجام تلخ ازدواج موقت برای یک زن

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



سرانجام تلخ ازدواج موقت برای یک زن

1967 بازدید، 9 پست، نویسنده: lion1360

  • lion1360

    سرانجام تلخ ازدواج موقت برای یک زن

    تصویر در دسترس نیست

    زن جوانی که براي اعلام شکايت از همسر سابقش به پليس مراجعه کرده بود درباره ماجراي زندگي اش به مددکار اجتماعي کلانتري در مشهد گفت: در يک خانواده پرجمعيت به دنيا آمدم.
    پدرم با کارگري و رنج و تلاش زياد، مخارج ما را تامين مي کرد اگرچه وضعيت مالي مناسبي نداشتيم، اما پدرم با هر سختي که بود هزينه هاي تحصيل ما را فراهم مي کرد.

    با آن که پس از گرفتن ديپلم در دانشگاه آزاد قبول شده بودم، اما هيچ وقت براي تامين شهريه دانشگاه با مشکلي مواجه نشدم و توانستم در يکي از رشته هاي مهندسي دانش آموخته شوم. در همان روزها بود که با رضا آشنا شدم و مدتي بعد با هم ازدواج کرديم. رضا بيکار بود و هيچ گاه براي پيدا کردن کار تلاشي نمي کرد. پدر و مادرش هم او را به خاطر بداخلاقي هايش طرد کرده بودند و هيچ کمکي به او نمي کردند. حدود ۲ ماه از برگزاري مراسم عقدمان سپري شده بود که من در يک شرکت خصوصي مشغول به کار شدم، اما رضا همچنان بيکار بود و تا نزديک ظهر مي خوابيد. همين موضوع به مشکل اساسي زندگي ما تبديل شد تا اين که مجبور شدم در دوران عقد از او طلاق بگيرم. اگرچه بعد از ماجراي طلاق دچار افسردگي شده بودم اما سعي مي کردم تنهايي ام را با گشت و گذار در شبکه هاي اجتماعي اينترنت پر کنم. در اين ميان با جواني که ۱۰ سال از من کوچک تر بود در يکي از شبکه هاي اجتماعي آشنا شدم. وقتي فهميدم سعيد با رايانه آشنايي کامل دارد از او دعوت کردم تا در شرکت استخدام و همکار من شود. مدت زيادي از رابطه دوستي و همکاري من و سعيد نگذشته بود که او پيشنهاد ازدواج موقت به من داد و ما با وجود مخالفت هاي شديد خانواده هايمان با يکديگر ازدواج کرديم. اما پس از گذشت ۵ سال از ازدواج موقت مان او با دختر ديگري ازدواج کرد و حاضر نشد مرا به عقد دائمي خود درآورد. اين گونه بود که اختلافات ما با يکديگر آغاز شد. اگرچه مدت ۲ سال است که هيچ ارتباطي با هم نداريم، اما او حاضر نيست پول هايي را که در مدت ۵ سال به بهانه هاي مختلف از من قرض کرده است پس بدهد. در اين مدت وقتي من به خاطر پول رهن منزل اجاره اي ام از او شکايت کردم او نيز با پرونده سازي و تهمت هاي نابجا مانند داشتن رابطه نامشروع موجب آبروريزي در بين اقوام و همکارانم شد. حالا هم با وجود آن که دارايي ام را براي او هزينه کرده ام به خاطر تهمت هاي او در آستانه اخراج از کار قرار گرفته ام و به خاطر يک اشتباه همه چيزم را از دست دادم...

    10 سپاس: zrnznn، NIK75، دلشاد، تنها، tiktik، pAshMak، بچه مثبت، بندری، jaj، محسن صائب

  • zrnznn

    خوب تقصیر دختره بوده دیگه...خودش زمینه همه چیو آماده کرده.گرگم که زیاددددددددددددددددددد.....
    2 سپاس: lion1360، jaj

  • pAshMak

    دیوانست دختره...حقشه این بلاهاسرش بیاد :28:
    1 سپاس: lion1360

  • بندری

    یه وقتایی همه شرایط یه جوری دست به دست هم میده تا توی زندگی دچار مصائب اینچنینی بشی
    2 سپاس: jaj، lion1360

  • jaj

    صیییییییغغغغغغغغغغغغههههههههههههه مییییی کنیییییییییییمممممممممم 245 245 245 245 245
    1 سپاس: lion1360

  • محسن صائب

    نقل قول: zrnznn
    .گرگم که زیاددددددددددددددددددد.....

    گرگ؟ یعنی چی
    مگه توی مردها گرگ هم پیدا میشه :4:

    2 سپاس: zrnznn، lion1360

  • zrnznn

    محسن صائب,
    گرگ؟!
    نه بابا شما همه مرغ عشقید 453

    1 سپاس: lion1360

  • lion1360

    نقل قول: zrnznn
    نه بابا شما همه مرغ عشقید

    شک دارین نجمه خانم 453

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: