₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » 2 داستان کوتاه
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



2 داستان کوتاه

1382 بازدید، 5 پست، نویسنده: Jeegaram

  • Jeegaram

    مردي در بستر مرگ افتاده بود. همسرش را فراخواند تا نزدش بيايد و به او گفت:
    «ديگر زمان وداع ابدي من و تو فرارسيده است؛ پس بيا و براي آخرين بار به من مهر و وفاداري خود را ثابت کن...

    چراکه در مسلک ما گفته شده مرد متاهل هنگام گذر از دروازه بهشت بايد سوگند بخورد که تمام عمر
    کنار زني والا زندگي کرده است. در کشوي ميز من شمعي قرمز هست، اين شمع متبرک است
    و آن را از کشيشي گرفته‌ام و براي همين ارزشي بسيار دارد. سوگند بخور تا زماني که اين شمع وجود دارد دوباره ازدواج نکني.»

    زن سوگند خورد و مرد مُرد. در مراسم تشييع جنازه مرد، زن بالاي قبر ايستاده بود و پذيراي تسليت
    اقوام بود و شمع قرمز روشني در دست داشت و تا تمام شدن آن بالاي سر قبر ايستاد!


    @@@@@@@@@@


    جوانی می خواست ازدواج کند به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند …

    پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت
    شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

    جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است!

    پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود!

    جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد!

    پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر
    چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد!

    جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است!

    پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد.

    جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است!

    پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود
    و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد!

    جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد!

    پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی،
    این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد!

    4 سپاس: محسن صائب، jaj، pAshMak، zrnznn

  • محسن صائب

    جالب بود
    و جالبتر اینکه اینا رو یک خانم عنوان کنه

    3 سپاس: jaj، zrnznn، Jeegaram

  • jaj

    دقیقا به این خانم چی اطلاق میشه
    خاله :bahone: :99:

    1 سپاس: Jeegaram

  • pAshMak

    نقل قول: Jeegaram
    پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی،
    این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد!

    ماشالله کلکسیونی از عیوب بوداین دخترخانم :83:

    ممنووونم :46:

    1 سپاس: Jeegaram

  • zrnznn

    نقل قول: Jeegaram
    شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است!

    من یکیو سراغ دارم که با پای شکسته هم به خیابان گردیش ادامه داده :83:
    نقل قول: محسن صائب
    جالب بود
    و جالبتر اینکه اینا رو یک خانم عنوان کنه

    کی گفته؟؟؟؟؟ شاید پشت پرده این داشتان سراییی یه آقا بوده!؟ :22:

    حالا نیست آقایون همه بی عیبننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن؟! :22:

    1 سپاس: Jeegaram
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: