ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
طلاق بخاطر خداحافظی گرم شوهر با پیرزن 75ساله !!!
pAshMak
این زن 28 ساله که پریسا نام دارد و چهار سال از ازدواج با شوهرش صدرا میگذرد روز گذشته به اتفاق همسرش در دادگاه خانواده حاضر شد تا از او جدا شود. وی هنگامی که در برابر پرسش قاضی حسن عموزادی در مورد این درخواستش قرار گرفت، گفت چون صدرا چند شب قبل در یک مهمانی با زنی 75 ساله دست داده و خداحافظی گرمی کرده است دیگر نمیتواند با او زندگی کند.
وی در تشریح این ماجرا گفت؛ «هفته گذشته برادر صدرا ما را به خانه شان دعوت کرد.اما در آخر هنگام خداحافظی من صحنهیی را دیدم که از آن شب به بعد فکر کردن به آن آزارم میدهد. وقتی ما با همه خداحافظی کردیم صدرا با یکی از فامیل های دورشان که زنی 75 ساله است دست داد. این کار او باعث خجالت من شد و با عصبانیت آنجا را ترک کردم و به خانه پدرم رفتم. صدرا با این کارش به من خیانت کرده و دیگر هیچ علاقه یی به او ندارم.»
سپس نوبت به صدرا رسید تا در برابر ادعای همسرش از خود دفاع کند. او گفت؛ «زنی که با او دست دادم سالخورده و از اقوام دورم بود. سال ها بود همدیگر را ندیده بودیم و وقت خداحافظی او دستش را به طرف من گرفت. من هم برای اینکه به او بی احترامی نکنم دستش را گرفتم.»
در پی این اظهارات قاضی عموزادی به گفت وگو با زوج جوان پرداخت.این صحبت ها دقایقی ادامه یافت تا اینکه عاقبت پریسا از خواسته اش صرف نظر کرد و همراه شوهرش از دادگاه خارج شد.
▧ تصویر در دسترس نیست
zrnznn
Holtek
soheyla
من بجای اون آقابودم خودم تقاضای طلاق میکردم. چقدر بی جنبه بوده .
اون خانم اگه جای من بود چیکارمیکرد?
همسرم عاشق خانمهای سالخورده است .
صاحب باغی که سیزده فروردین اونجا بودیم یه پیرزن بود . باهمسرم خیلی گرم گرفته بود . وقتی به همسرم گفتم خوش میگذره ! گفت : سهیلا اجازه بده باهاش ازدواج کنم. چون پیره زود میمیره .اونوقت این باغ به ما میرسه ها . بهش گفتم نه خدا خیرت بده . اون با ازدواج با تو جوون میشه و من و میکشه .
والا
pAshMak
خب دیگه حکایت از خروس نرپرده کردن یعنی همین دیگه
جـــــــــــــــــان
▧ تصویر در دسترس نیست
محسن صائب
دیونگی کردی اجازه ندادی
تا پیرزنه زنده هست تو به شوهرت تقویتی بده که پیر نشه
جمال باغ رو عشقه
pAshMak
تا پیرزنه زنده هست تو به شوهرت تقویتی بده که پیر نشه
جمال باغ رو عشقه
محسن
▧ تصویر در دسترس نیست
محسن صائب
سیب و گلابی خوردن داره مخصوصا اینکه مال باغ خودت باشه
jaj
pAshMak
آخه به چه قیمتی؟
▧ تصویر در دسترس نیست
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→