ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
بخند تا دنیا هم به روت بخنده!!!
pAshMak
هر وقت جیش داره به جای اینکه بگه جیش دارم بگه میخوام بخونم!
یه شب داییم خونمون بود شب که همه خواب بودن؛
داداشم به داییم گفت: دایی بیدار شو میخوام بخونم!
دایی هم که نمیدوست جریان چیه گفت:
باشه عزیزم فقط آروم تو گوشم بخون که کسی نفهمه!!
خدا رحمت کنه رفتگان شما رو عفونت گوش 1 سال بیشتر بهش فرصت نداد
ــــــــــــــــــ
ﻣﻦ کلاً ﺑﺎ ﻫﺮ پسری ﮐﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﺶ ﻣﯿﮕﻢ :
ﯾﻪ خواهر ﺩﻭ ﻗﻠﻮ ﺩﺍﺭﻡ…
ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﯼ ﻭﻗﺖ منو ﺑﺎ یه پسر ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺪ ﺷﺮ ﻧﺸﻪ...
خیلی عوضیم،میدونم :|
ــــــــــــــــــ
مفید هست ؟
نه ، مفید نیست
مکالمه ی دوست شیخ مفید با مادر ایشان درب منزل :|
ــــــــــــــــــ
رفتم یه لواشک بزرگ خریدم یه ذره هم نمک پاشیدم روش
ولی نخوردمش ! آویزونش کردم گوشه اتاقم
که هروقتتشنم شد حس و حالش نبود برم آب بخورم
هی اب دهنمو قورت بدم تشنگیم رفع شه
ینی در این حد من فکرم کار میکنه ها
خدا حفظم کنه ^__^
ــــــــــــــــــ
ﺻﻨﺪﻭﻕ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ :
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ : ﺟﻌﺒﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻟﯿﻪ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﭼﺮﺥ
ﺁﻟﻤﺎﻥ : ﭼﺮﺍﻍ ﺧﻄﺮ، ﮐﭙﺴﻮﻝ ﺿﺪ ﺁﺗﺶ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﭼﺮﺥ
ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ: ﺟﻌﺒﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭ، ﭼﺮﺍﻍ ﺧﻄﺮ
ﺍﯾﺮﺍﻥ : ﻗﻠﯿﻮﻥ، ﺯﻏﺎﻝ، ﻣﻨﻘﻞ، ﺑﺎﺩﺑﺰﻥ، ﯾﻪ ﭼﻤﺎﻕ ﻫﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﻋﻮﺍ :|
ــــــــــــــــــ
ازدواج که کردم ^__^
هر روز صبح که از خواب بلند میشم ...
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑـــﻪ ﺗﻮ ﺁﯾﻨـــﻪ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﮕﻠﻤﻮ ﻣﺮﺗﺐ ﻣﯿﮑﻨـــﻢ *__*
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ :
ﻧﺎﻣﻮﺳـﻦ ﭼﻘـﺪ ﻧﺬﺭ ﮐـﺮﺩﯼ که یه همچین زنی ﮔﯿـﺮﺕ ﺍﻭﻣـﺪ ^__^
ــــــــــــــــــ
بدترین حس دنیا اینه که نصف شب وقتی داری یه آهنگ غمگین گوش میدی..
.
.
.
.
ولی نمیدونی به کدوم یکی از دوست پسرات فکر کنی ^__^
اصن یه وضی :|
ــــــــــــــــــ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﻣﻌﺮﻭﻑ در ایران:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ
ــــــــــــــــــ
توی آسانسور بودم یه دختری هم سوار شد
اول ساکت بود بعد گفت : چطوری ؟
گفتم : الحمدلله
یه نگاهی به من کرد ، هندزفری شو جابجا کرد !
معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم :
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله
ــــــــــــــــــ
مكالمه ی ما و دوستان ما در دوران مدرسه :
- الو منزل طاهرزاده؟
- بله بفرمایید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
- طاهرزاده هس؟ :|
ــــــــــــــــــ
عاشقتم خاص!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الکی مصلن :|
شما هم بیاید کامنت بذارید مبارکه،به پای هم پیر شید و از این حرفا
یکی هم داوطلب شه بنویسه منم عاشقتم عزیزم
(عروسیتون جبران میکنم :| )
مورد داشتیم ﺩﺧﺘﺮﻩ به ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﯽ
.
.
.
.
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺏ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻋﻦ ﺁﻗﺎ... :|
ــــــــــــــ
"دقت كردين" هميشه يه خاطراتي هست كه ادم وقتي يادش ميفته ميگه:
من چقدر خر بودما!
ــــــــــــــ
ﺁﻫﺎﯼ پسرایی ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯿﻦ ﻫﻤﻪ دخترا ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻦ .....!!! |:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﯿﺪ
ــــــــــــــــــ
ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺑﭽﮕﯿﺎ
ﮔﺮﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺎﺷﯿﺪﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
ﺗﻮﯼ ﺁﻏﻮﺵ ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻘﺎﯼ ﭘﻮﭺ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯿﺸﻪ
نه که ما «مغز»نباشیما، نه
ما فقط خسته تر از اونیم که «فرار »کنیم . . .
باز اقلن «قل خوردن مغزها» بود ما هم مشارکت میکردیم
ــــــــــــــــــ
عنوان بیشعورترین فروشنده میرسه به اونی كه در جواب مادری كه به بچش میگه "اینجا پفك نداره"، میگه "نه خانم داریم، تو قفسه هست!"
ــــــــــــــــــ
اول راهنمایی بودم. یه کبوترماده دست داییم بود.داییم بهم گفت تومیدونی ماده چیه؟
گفتم به هرچیزی که جرم داشته باشد و فضا اشغال کند ماده میگویند!
▧ تصویر در دسترس نیست
zrnznn
من چقدر خر بودما!
خخخخخخخخخخخخخخخخ
garfild
Kishe Mehr
ممنون های ویژه
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→