₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » دکتر علی شریعتی در یک نگاه
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » دکتر علی شریعتی در یک نگاه

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



دکتر علی شریعتی در یک نگاه

2559 بازدید، 6 پست، نویسنده: pAshMak

  • pAshMak

    تصویر در دسترس نیست


    ۱۳۱۲- تولد دوم آذر ماه 1312 در روستای کاهک
    ۱۳۱۹- ورود به دبستان “ابن یمین”
    ۱۳۲۵- ورود به دبیرستان فردوسی مشهد
    ۱۳۲۷- عضویت در کانون نشر حقایق اسلامی
    ۱۳۲۹- ورود به دانشسرای مقدماتی مشهد
    ۱۳۳۱- اتمام دوره دانشسرا و استخدام در اداره فرهنگ مشهد
    بنیانگذاری انجمن اسلامی دانش آموزان
    شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام و دستگیری کوتاه مدت
    ۱۳۳۲- عضویت در نهضت مقاومت ملی
    ۱۳۳۳- اخذ دیپلم ادبی
    انتشار کتاب (ترجمه) نمونه‌های عالی اخلاقی در بحمدون اثر کاشف الغطاء
    ۱۳۳۴- انتشار کتابهای “ابوذر غفاری” و “تاریخ تکامل فلسفه”
    ورود به دانشکده ادبیات مشهد
    ۱۳۳۶- دستگیری به همراه ۱۶ نفر از اعضای نهضت مقاومت در مشهد
    ۱۳۳۷- فارغ التحصیل از دانشکده ادبیات با احراز مقام اول
    ۲۴ تیر ماه: ازدواج با همکلاس خود بنام (بى بى فاطمه) شریعت رضوی
    ۱۳۳۸- اعزام به فرانسه با بورس دولتی بدلیل کسب رتبه اول
    تولد اولین فرزندش “احسان”
    پیوستن به سازمان آزادیبخش الجزایر
    ۱۳۳۹- ملحق شدن همسر و فرزند در فرانسه
    زندانى شدن در پاریس بخاطر مبارزاتش در راه آزادى الجزایر
    ۱۳۴۰- همکاری با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نهضت آزادی و نشریه ایران آزاد
    ۱۳۴۱- مرگ مادر
    تولد دومین فرزندش “سوسن” (زرى)
    آشنائی با افکار فانون نویسنده انقلابی آنتیلی الاصل و عضو جبهه نجات بخش الجزایر و کتاب دوزخیان روى زمین
    آشنائی با ژان پل سارتر
    ۱۳۴۲- تولد سومین فرزندش “سارا”
    اتمام تحصیلات و اخذ مدرک دکترا در رشته تاریخ و گذراندن کلاسهاى جامعه شناسی
    ۱۳۴۳- بازگشت به ایران و دستگیری در مرز و انتقال به زندان قزل قلعه
    پایان انتظار خدمت و از شانزدهم شهریور ماه انتصاب مجدد در اداره فرهنگ
    ۱۳۴۴- انتقال به تهران بعنوان کارشناس و بررسی کتب درسی
    ۱۳۴۵- استادیاری رشته تاریخ در دانشگاه مشهد
    ۱۳۴۷- آغاز سخنرانی‌هاى او در حسینیه ارشاد و دانشگاه‌ها
    انتشار کتابهاى “اسلام شناسى مشهد” مجموعه آثار ۳۰ و “از هجرت تا وفات”
    ۱۳۵۰- تولد چهارمین فرزندش “مونا”
    ۱۳۵۱- تعطیل حسینیه ارشاد و ممنوعیت از سخنرانى
    ۱۳۵۲- معرفی خود به ساواک و هجده ماه زندان انفرادی در کمیته شهربانی
    ۱۳۵۴- خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد
    ۱۳۵۶- هجرت به اروپا و شهادت


    2 تصویر این بخش در دسترس نیست تصویر در دسترس نیست


    سرانجام دکتر علی شریعتی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ (37 سال پیش در چنین روزی) در سن چهل و چهارسالگی در حالی که سه هفته از سفرش به انگلستان می‌گذشت، در ساوت‌همپتون به شکل مشکوکی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود. شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند ولی هم‌اکنون در قبرستانی کنار آرامگاه حضرت زینب کبری در شهر دمشق سوریه نگهداری می‌شود.

    زنده یاد، شریعتی را در ادبیات معاصر معلم شهید می‌نامند و از زمان انقلاب تاکنون یادبودهای زیادی یه یاد او برگزار و اجرا کرده‌اند و از آن زمان نقدها و تجلیل‌های زیادی پیرامون آثار، آراء و تاثیراتی که او بر چند دههٔ معاصر ایران گذاشته وجود دارد. شریعتی علاوه بر شهرت زیادش برای سهم داشتن در انقلاب ایران، دلیل دیگر شهرتش کارنامه فعالیت‌های اوست که برای احیای مذهب و سنت در جامعه و بیدادگری نسبت به سلطنت وقت داشته است.


    9 تصویر این بخش در دسترس نیستگزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی


    تصویر در دسترس نیست


    خدا را سپاس که عمر را در خواندن و نوشتن گذراندم

    که بهترین شغل را در زندگی،

    مبارزه برای آزادی و نجات ملتم می‌دانستم

    و اگر این دست نداد،

    بهترین شغل یک آدم خوب،

    معلمی و نویسندگی است

    و من از هجده سالگی کارم این هر دو

    و حماسه‌ام اینکه،

    کارم گفتن و نوشتن بود

    و یک کلمه را در پای خوکان نریختم.

    یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم

    و قلمم همیشه در میان من و مردم در کار بود

    و جز دل‌ام یا دماغ‌ام کسی و چیزی را نمی‌شناخت

    و فخرم این که در برابر هر مقتدرتر از خودم متکبرترین

    و در برابر ضعیف‌تر از خودم متواضع‌ترین بودم.


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست

    تصویر در دسترس نیست

    تصویر در دسترس نیست

    تصویر در دسترس نیست

    12 تصویر این بخش در دسترس نیست تصویر در دسترس نیست


    7 سپاس: zrnznn، علیرضا، jaj، ♥Rose♥، Jeegaram، javad1020، SHAHROKH

  • zrnznn

    خداوندا، مگذار آنچه را حق میدانم
    به خاطر آنچه که بد میدانند، کتمان کنم

    2 سپاس: pAshMak، ♥Rose♥

  • jaj

    کلا آدم عجیب غریبی بوده
    حرف و حدیث هم پشت سرش زیاده 404

    2 سپاس: ♥Rose♥، pAshMak

  • ♥Rose♥

    روحش شاد، سخنان بسیار ارزشمندی داره
    اتفاقا امسال از نمایشگاه یه کتاب از مجموعه سخنانش که به دو زبان فارسی و انگلیسی هست گرفتم، الان دم دستم نیست وگرنه یکی از سخنانشو مینوشتم به هر دو زبان

    1 سپاس: pAshMak

  • Jeegaram

    دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

    ١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

    عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

     

    ٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

    مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

     

    ٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

    آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

     

    ٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

    شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

    در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

    4 سپاس: ♥Rose♥، javad1020، jaj، pAshMak

  • jaj

    Jeegaram,
    دوست دارم جز دسته سوم باشم هر چند حضورم در بوفیلند رو باید در دسته چهارم دسته بندی کنیدددددد :16:

    1 سپاس: pAshMak
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: