17 سال از آن روز تاریخی میگذرد؛ روزی که حسرت رفتن به جامجهانی به نام جمهوری اسلامی ایران بالاخره پایان یافت. جام جهانی را یک بار در 1978 آرژانتین و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تجربه کرده بودیم، ولی انصافا رسیدن به جام جهانی 98 فرانسه آن هم از مسیری که با دست خودمان آن را سخت و صعبالعبور کردیم، حلاوت دیگری داشت. کسب تنها 3 امتیاز از 3 بازی آخر مرحله گروهی باعث صعود تیم ملی میشد، ولی از این 3 بازی تنها یک امتیاز گرفتیم تا از گروهمان، عربستان سعودی به صورت مستقیم راهی جام جهانی شود. دیدار پلیآف اول را هم با تغییر سرمربی در شهر جوهور باروی مالزی با حساب 2 3 در وقت اضافی و گل طلایی به ژاپن باختیم تا سر و کارمان در پلیآف آسیا اقیانوسیه با استرالیا بیفتد. در دیدار رفت و در ورزشگاه آزادی با قضاوت پیر لوئیجی پایرتو، داور سرشناس ایتالیایی، مقابل زردپوشان سرزمین کانگوروها با حساب یک یک متوقف شدیم. هری کیول جوان آن موقع استرالیاییها که هنوز هم در تیم ملی کشورش حضور دارد، تکگل مهمان را زد و خداداد عزیزی اواخر نیمه نخست این گل را جبران کرد تا با اندوختهای ضعیف راهی استرالیا شویم. (آرش رستمنمدی)
استرالیا 2 ـ ایران 2 29 نوامبر 1997، ورزشگاه کریکت ملبورن
روز 8 آذر بود. سال 1376 بود. نفس کشیدن سخت بود. همه نگران و بیمناک هیچکی نمیخندید بجز 1 نفر . اون یک نفر یه تنه جلوی آماج ایستادگی میکرد اگه اون زمین میخورد جوان رعنای قلب خط دفاعی همچون شیر پشتش بود.
با صدای لرزان: عزیزان صدای منو از ورزشگاه کریکت گراند شهر ملبورن واقع در جنوبی ترین قسمت استرالیا میشنوید. ورزشگاهی که مملو از جمعیت شده تا دیدار حساس تیمهای ملی ایران و استرالیا....
بله صدای جواد خیابانی هم میلرزید گویی اوهم امیدی نداشت.
ولی اون یک نفر کماکان با آدامس در دهان لبخند زنان به مدافعین خودی که بارها پایشان برروی توپ گیر میکرد شوخی میکرد با مهاجمین استرالیا خوش بش میکرد و به سر آنها دستی میکشید. توپ را بروی خط دروازه با یک دست جمع میکرد و به سمت بازیکنان استرالیا لبخند میزد.
زمانی که گل دوم را دریافت کردیم و هوادار استرالیا تور دروازه ایران را پاره کرد بنظر تیم ملی از هم پاشیده شد و همچی تمام شده بود همه روئیاهای حضور در جام جهانی . ولی آن یک نفر کماکان لبخند میزد با عواملی که برای بازسازی تور دروازه آمده بودند خوش و بش میکرد با داور شوخی میکرد بروی زمین پشتک میزد تا روحیه بالای خود را به همه نشان بدهد.. نه او کوتاه بیا نیست. کشور استرالیا با بدکسی در افتاده اند.
پس از این حادثه تیم ایران همچون ققنوسی دوباره متولد شد. ایران به خود می آید چند حمله پراکنده انجام میدهد.
رفته رفته فشار ایران بروی دروازه استرالیا بیشتر میشه فرصت کمیست 14 دقیقه تا پایان مسابقه. خداداد، دایی بازم به سد دروازه استرالیا یک لحظه دیگه یه فرصت برای تیم ایران اونجا هستو دروازه حالا توی دروازه کریم باقری هستو دروازه استرالیا که باز میشه بله گل، گل برای ایران عرض کردم بروی زمین این دفاع باز شدنیست. بله دروازه استرالیا را میشه فرو ریخت اونهم در این ورزشگاه در مقابل 60 هزار تماشاگر واقعاً بی ادب استرالیایی.
لبخندهای کاپیتان عابدزاده گویی کار خود را کرده بود اعتماد به نفس را از استرالیا گرفته بود. تیم ما هرچه بیشتر مصمم تر و با انگیزه تر شده بود. ابراهیم تهامی فرستادن یک توپ رو دروازه برای علی دایی در شرایطی متعادل و خوب کافیست تا دایی کار خودش را تمام بکنه. تهامی باید قدر این موقعیت هارا بدونه قطعاً همینطوره و تمام سعی خودش را خواهد کرد که این کارو انجام بده. ساندرپول اشاره میکنه که عکاسای استرالیایی پشت دروازه که رعایت انصاف را بکنید. مارک بوسنیچ حالا توپ را میزنه کریم باقری، دایی یه فرصت خوب حالا پست مدافعان ( الان همه دستامون رو سرمون یهو نیم خیز شدیم ) خداداد عزیزی ( چقد این چند ثانیه داره کند میره ) توی دروازه (همه با چشمای اشکی رو هوا ) توی دروازه گل، گل برای ایران خداداد عزیزی بازهم روی زمین بازهم روی زمین توپرو تو دروازه میکنه. ایران 2 استرالیا 2 (ویرا سیگارشو از رو زمین بر میداره) خیلی زیبا بود کار. آفرین بچه ها آفرین ، کار زیبا بود حتی اگه نتیجه بازهم عوض بشه چیزی از ارزشهای بچه های ما کم یخواهد شد.
ولی این دفعه فقط خیابانی بود که احتمال میداد بازهم ایران شکست بخوره چون فراموش کرده بود که..
دوباره همانند ابتدای بازی استرالیا همچون بهمن بروی دروازه ایران هجوم می آورد. عابدزاده تسلیم شدنی نبود عابدزاده توپ میگرفت و ملت با چشمای اشکبار و مضطرب دست به دعا با هر واکنش عابدزاده گویی ملت ایران را در دستکشهای خود دارد.
عابدزاده میزنه توپو و پایان مسابقه و رفتن تیم ملی ایران به جام جهانیه فوتبال، تبریک میگم به همه شما هم میهنان عزیزم و همه شمایی که هم اینک خوشحال هستید. بنده واقعاً نمیتونم صحبت بکنم هوطنان عزیز. . برای یکبار هم که شده شد. . 8 آذر روز احمد رضا عابدزاده .. اول عابدزاده بود سپس خدا.
اونروز من تو پادگان 01 تهران و روزهای اول دوره مقدماتی آموزشیم بود. چقدر افسوس خوردم که نتونستم بیرون باشم و شادی کنم. ولی داخل پادگان هم اوضاعی بود برای خودش. داخل یکی از آسایشگاهها که تلویزیونش سالمتر و بزرگتر بود جمع شده بودیم حتی فرماندهان گروهان خودمون و دوستانشون هم بودند که تو ردیفهای جلویی و روی صندلی نشتسه بودند و بازی رو دنبال تماشا میکردند... (ما عقبتر روی تخت های دو طبقه لم داده بودیم) وقتی باخت ایران تقریبا مسجل شد، همه حالشون گرفته شده بود. آخه یه جوری مظلومانه داشت میباخت و هیچ کس نمی تونست قبول کنه که تیم ملی اینجوری کارنامه اش بسته بشه و از جام جهانی خداحافظی کنه. خلاصه یه حیاط پشتی پشت آسایشگاهمون بود که سربازها قایمکی میرفتند اونجا و سیگار میکشدند و این حیاط درست پشت پنجره همون تلویزیونی بود که داشتیم بازی رو تماشا میکردیم. تو همین لحظات غریب کشی تیم ملی بودیم که یه وقت دیدیم چند تا از سربازهای گروهانهای دیگه اومدند اونجا و دارن سیگارشونو روشن میکنن ولی دمشون گرم فرماندهامون اصلا به روی خودشون نیاوردند... خیلی جالب بود.
خدایا چه لحظه ای بود وقتی خداد عزیز گل دومو زد... من همچین پریدم هوا سرم محکم خورد به کانال کولر و رفت تو
به نظر من اون بازی فقط یک اتفاق خیلی قشنگ بود. عین سناریوی یک فیلم بود همه لحظه هاش. نظیرش هرگز تکرار نمیشه. تک تک بازیکنان و مربیمون (ویه را) نقششونو با تمام وجود بازی کردند و تو این نتیجه به یاد ماندنی همه شون تاثیر داشتند ولی الحق عابدزاده یه چیز دیگه بود. فکر می کنم از خود بازیکنان هم اگه پرسیده بشه رأی رو به عابدزاده میدن. این مرد همیشه هم روحیه خودش عالی بود هم به بازیکنان روحیه میداد و هم به ملت که بازیها رو تماشا میکردن. نمونه کامل یک ورزشکار بود با یک روحیه ورزشکاری. امیدوارم همیشه سلامت باشه
زبل خان
استرالیا 2 ـ ایران 2
29 نوامبر 1997، ورزشگاه کریکت ملبورن
گلزنان: هری کیول (32) ائریلیو ویدمار (48) - کریم باقری (71)، خداداد عزیزی (75)
استرالیا: مارک بوسنیچ، کرگ مور (78 - گراهام آرنولد)، استیو هوروات، آلکس توبین (کاپیتان)، استان لازاریدیس، رابی اسلیتر (76- تونی ویدمار)، ند زلیچ، ائریلیو ویدمار (76 - ارنیه تاپای)، کرگ فاستر، هری کیول، مارک ویدوکا
ایران: احمدرضا عابدزاده (کاپیتان)، نعیم سعداوی (70 - ابراهیم تهامی، 84- علیاکبر استاد اسدی)، محمد خاکپور، افشین پیروانی، مهدی پاشازاده، حمید استیلی، کریم باقری، مهدی مهدویکیا، رضا شاهرودی (52 - علیرضا منصوریان)، خداداد عزیزی، علی دایی
نسخه موبایل
لطفا در نظرسنجی شرکت نمایید.
زبل حماسه ساز ملبورن
jaj
فراموش نشدنی بودند
به خصوص غزال تیزپای ایراننننننننننننن خداداد عزیزیییییییییییییییییییی
zrnznn
الانم به یاد اون عابدزاده رو انتخاب کردم...هر چند همشون حماسه آفرینی کردن، نه یه نفر خاص....
شیفت ما عصری بود اون روز و مدرسه راهنمایی... تی وی دفترو اوردن تو حیاط مدرسه و بچه ها رو نشوندن به دیدن فوتبال
بندری
زبل خان
زبل غزال تیزپای سایت
levrone
زبل خان
زبل پیتر هور و ابراهیم تهامی
zrnznn
زبل خان
عابدزاده با اختلاف اول شد
زبل یکدستی توپ رو مهار میکنه و کار قشنگی میکنه که باعث افزایش روحیه تیم ایران خواهد شد
زبل خان
همه نگران و بیمناک هیچکی نمیخندید بجز 1 نفر . اون یک نفر یه تنه جلوی آماج ایستادگی میکرد اگه اون زمین میخورد جوان رعنای قلب خط دفاعی همچون شیر پشتش بود.
با صدای لرزان: عزیزان صدای منو از ورزشگاه کریکت گراند شهر ملبورن واقع در جنوبی ترین قسمت استرالیا میشنوید. ورزشگاهی که مملو از جمعیت شده تا دیدار حساس تیمهای ملی ایران و استرالیا....
بله صدای جواد خیابانی هم میلرزید گویی اوهم امیدی نداشت.
ولی اون یک نفر کماکان با آدامس در دهان لبخند زنان به مدافعین خودی که بارها پایشان برروی توپ گیر میکرد شوخی میکرد با مهاجمین استرالیا خوش بش میکرد و به سر آنها دستی میکشید. توپ را بروی خط دروازه با یک دست جمع میکرد و به سمت بازیکنان استرالیا لبخند میزد.
زمانی که گل دوم را دریافت کردیم و هوادار استرالیا تور دروازه ایران را پاره کرد بنظر تیم ملی از هم پاشیده شد و همچی تمام شده بود همه روئیاهای حضور در جام جهانی . ولی آن یک نفر کماکان لبخند میزد با عواملی که برای بازسازی تور دروازه آمده بودند خوش و بش میکرد با داور شوخی میکرد بروی زمین پشتک میزد تا روحیه بالای خود را به همه نشان بدهد.. نه او کوتاه بیا نیست. کشور استرالیا با بدکسی در افتاده اند.
پس از این حادثه تیم ایران همچون ققنوسی دوباره متولد شد. ایران به خود می آید چند حمله پراکنده انجام میدهد.
رفته رفته فشار ایران بروی دروازه استرالیا بیشتر میشه فرصت کمیست 14 دقیقه تا پایان مسابقه. خداداد، دایی بازم به سد دروازه استرالیا یک لحظه دیگه یه فرصت برای تیم ایران اونجا هستو دروازه حالا توی دروازه کریم باقری هستو دروازه استرالیا که باز میشه بله گل، گل برای ایران عرض کردم بروی زمین این دفاع باز شدنیست. بله دروازه استرالیا را میشه فرو ریخت اونهم در این ورزشگاه در مقابل 60 هزار تماشاگر واقعاً بی ادب استرالیایی.
لبخندهای کاپیتان عابدزاده گویی کار خود را کرده بود اعتماد به نفس را از استرالیا گرفته بود. تیم ما هرچه بیشتر مصمم تر و با انگیزه تر شده بود.
ابراهیم تهامی فرستادن یک توپ رو دروازه برای علی دایی در شرایطی متعادل و خوب کافیست تا دایی کار خودش را تمام بکنه. تهامی باید قدر این موقعیت هارا بدونه قطعاً همینطوره و تمام سعی خودش را خواهد کرد که این کارو انجام بده. ساندرپول اشاره میکنه که عکاسای استرالیایی پشت دروازه که رعایت انصاف را بکنید. مارک بوسنیچ حالا توپ را میزنه کریم باقری، دایی یه فرصت خوب حالا پست مدافعان ( الان همه دستامون رو سرمون یهو نیم خیز شدیم ) خداداد عزیزی ( چقد این چند ثانیه داره کند میره ) توی دروازه (همه با چشمای اشکی رو هوا ) توی دروازه گل، گل برای ایران خداداد عزیزی بازهم روی زمین بازهم روی زمین توپرو تو دروازه میکنه. ایران 2 استرالیا 2 (ویرا سیگارشو از رو زمین بر میداره) خیلی زیبا بود کار. آفرین بچه ها آفرین ، کار زیبا بود حتی اگه نتیجه بازهم عوض بشه چیزی از ارزشهای بچه های ما کم یخواهد شد.
ولی این دفعه فقط خیابانی بود که احتمال میداد بازهم ایران شکست بخوره چون فراموش کرده بود که..
دوباره همانند ابتدای بازی استرالیا همچون بهمن بروی دروازه ایران هجوم می آورد. عابدزاده تسلیم شدنی نبود عابدزاده توپ میگرفت و ملت با چشمای اشکبار و مضطرب دست به دعا با هر واکنش عابدزاده گویی ملت ایران را در دستکشهای خود دارد.
عابدزاده میزنه توپو و پایان مسابقه و رفتن تیم ملی ایران به جام جهانیه فوتبال، تبریک میگم به همه شما هم میهنان عزیزم و همه شمایی که هم اینک خوشحال هستید. بنده واقعاً نمیتونم صحبت بکنم هوطنان عزیز.
.
برای یکبار هم که شده شد.
.
8 آذر روز احمد رضا عابدزاده .. اول عابدزاده بود سپس خدا.
علیرضا
ولی داخل پادگان هم اوضاعی بود برای خودش.
داخل یکی از آسایشگاهها که تلویزیونش سالمتر و بزرگتر بود جمع شده بودیم حتی فرماندهان گروهان خودمون و دوستانشون هم بودند که تو ردیفهای جلویی و روی صندلی نشتسه بودند و بازی رو دنبال تماشا میکردند... (ما عقبتر روی تخت های دو طبقه لم داده بودیم)
وقتی باخت ایران تقریبا مسجل شد، همه حالشون گرفته شده بود. آخه یه جوری مظلومانه داشت میباخت و هیچ کس نمی تونست قبول کنه که تیم ملی اینجوری کارنامه اش بسته بشه و از جام جهانی خداحافظی کنه.
خلاصه یه حیاط پشتی پشت آسایشگاهمون بود که سربازها قایمکی میرفتند اونجا و سیگار میکشدند و این حیاط درست پشت پنجره همون تلویزیونی بود که داشتیم بازی رو تماشا میکردیم. تو همین لحظات غریب کشی تیم ملی بودیم که یه وقت دیدیم چند تا از سربازهای گروهانهای دیگه اومدند اونجا و دارن سیگارشونو روشن میکنن
ولی دمشون گرم فرماندهامون اصلا به روی خودشون نیاوردند... خیلی جالب بود.
خدایا چه لحظه ای بود وقتی خداد عزیز گل دومو زد...
من همچین پریدم هوا سرم محکم خورد به کانال کولر و رفت تو
به نظر من اون بازی فقط یک اتفاق خیلی قشنگ بود. عین سناریوی یک فیلم بود همه لحظه هاش. نظیرش هرگز تکرار نمیشه.
تک تک بازیکنان و مربیمون (ویه را) نقششونو با تمام وجود بازی کردند و تو این نتیجه به یاد ماندنی همه شون تاثیر داشتند ولی الحق عابدزاده یه چیز دیگه بود. فکر می کنم از خود بازیکنان هم اگه پرسیده بشه رأی رو به عابدزاده میدن. این مرد همیشه هم روحیه خودش عالی بود هم به بازیکنان روحیه میداد و هم به ملت که بازیها رو تماشا میکردن. نمونه کامل یک ورزشکار بود با یک روحیه ورزشکاری. امیدوارم همیشه سلامت باشه
garfild
عجب روزی بود
یادم افتاد گریه ام گرفت
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→