₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » حکایت ملک روم با دانشمند
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » حکایت ملک روم با دانشمند

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



حکایت ملک روم با دانشمند

2103 بازدید، 4 پست، نویسنده: zrnznn

  • zrnznn

    داشتم این شعرو میخوندم ...خوشم اومد :5: گفتم برا شما هم بزارمش شاید شما هم علاقه مند بودید به خوندنش :65: این حکایت از بوستان سعدیه...



    شنیدم که بگریست سلطان روم
    بر نیکمردی ز اهل علوم
    که پایابم از دست دشمن نماند
    جز این قلعه در شهر با من نماند


    بسی جهد کردم که فرزند من
    پس از من بود سرور انجمن
    کنون دشمن بدگهر دست یافت
    سر دست مردی و جهدم بتافت


    چه تدبیر سازم، چه درمان کنم؟
    که از غم بفرسود جان در تنم
    بگفت ای برادر غم خویش خور
    که از عمر بهتر شد و بیشتر


    تو را این قدر تا بمانی بس است
    چو رفتی جهان جای دیگر کس است
    اگر هوشمندست وگر بی‌خرد
    غم او مخور کو غم خود خورد


    مشقت نیرزد جهان داشتن
    گرفتن به شمشیر و بگذاشتن
    که را دانی از خسروان عجم
    ز عهد فریدون و ضحاک و جم


    که در تخت و ملکش نیامد زوال؟
    نماند بجز ملک ایزد تعال
    که را جاودان ماندن امید ماند
    چو کس را نبینی که جاوید ماند؟


    کرا سیم و زر ماند و گنج و مال
    پس از وی به چندی شود پایمال
    وزان کس که خیری بماند روان
    دمادم رسد رحمتش بر روان


    بزرگی کز او نام نیکو نماند
    توان گفت با اهل دل کو نماند
    الا تا درخت کرم پروری
    گر امیدواری کز او بر خوری


    کرم کن که فردا که دیوان نهند
    منازل بمقدار احسان دهند
    یکی را که سعی قدم پیشتر
    به درگاه حق، منزلت بیشتر


    یکی باز پس خاین و شرمسار
    نیابد همی مزد ناکرده کار
    بهل تا به دندان برد پشت دست
    تنوری چنین گرم و نان درنبست



    3 سپاس: علیرضا، jaj، زبل خان

  • jaj

    دلم یهویی سعدیه خواستتتتتت :8:
    2 سپاس: زبل خان، zrnznn

  • زبل خان

    دلم یهو حافظیه خواستتتتتت :8:



    نام نیکو گر بماند ز آدمی
    به کزو ماند سرای زرنگار


    زبل آن مرد نکونام نمیرد هرگز :4:

    1 سپاس: zrnznn

  • zrnznn

    jaj,
    :65:
    کلی گشتم دلم میخواست مثل اون شعر های حافظ که فایل صوتیشونو میزاری، برا همینم پیدا کنم، ولی نبود نشد :((

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: