₪ انجمن بوف بوفی ₪ » سینما و موسیقی » عكس العمل هنرمندان به فوت مرتضی احمدی
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » سینما و موسیقی » عكس العمل هنرمندان به فوت مرتضی احمدی

بدون عکس

عكس العمل هنرمندان به فوت مرتضی احمدی

2401 بازدید، 12 پست، نویسنده: ♥Rose♥

  • ♥Rose♥

    در پی درگذشت هنرمند پیشکسوت و مطرح کشورمان زنده یاد مرتضی احمدی، هنرمندان با اطلاع یافتن از این اتفاق ضمن ابراز ناراحتی با خانواده وی همدردی کردند و هریک به نوعی در صفحات شخصی خود درگذشت این بازیگر برجسته را به خانواده و اهالی هنر تسلیت گفتند. در ادامه تعدادی از آنها را می بینیم ...


    مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد مرتضی احمدی ساعت 9 صبح روز چهارشنبه سوم دیماه از مقابل تالار وحدت برگزار می‌شود و طی هماهنگی‌های انجام شده قرار است پیکر این هنرمند فقید در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شود.




    رفتی ای مرد هنر در شب یلدای زمان
    شب هجران تـو یلدای جهان هنر است


    نمایش یا پنهان متن

    زنده‌یاد احمدی (با نام اصلی مرتضی حاج سید احمدی) بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون و یکی از گویندگان مطرح عرصه‌ی دوبلاژ 10 آبان سال 1303 در جنوب تهران از خانواده‌ای با اصـالت تفرشی به دنیا آمد. پدرش سَقط‌ فروش بود. او برای تحصیل ابتدا به مکتب و سپس به دبستان منوچهری در میدان گمرک رفت و بعد از آن به دبیرستان شرف و دبیرستان روشن رفت. در شانزده‌ سالگی ورزش باستانی و فوتبال را شروع کرد و به همراه تیم فوتبال دبیرستانش در مسابقات آموزشگاه‌های تهران رتبه‌هایی به دست‌ آورد. بعدها در تیم فوتبال راه‌آهن تهران و پس از آن در باشگاه راه‌آهن بازیکن و مربی (تا سال ۱۳۲۵) شد. این هنرمند محبوب از جمله طرفداران باسابقه و شناخته شده و قدیمی ترین طرفدار تیم پرسپولیس تهران بود.

    پس از چند تلاش آماتوری در تئاتر در ۱۳۲۱ با کمک عده‌ای از دوستانش "تماشاخانه ماه" را روبه‌روی باغ فردوس دایر کرد اما پس از چند هفته مجبور به ترک آنجا شد. در اوایل پاییز ۱۳۲۲ در تئاتر فرهنگ برای اولین بار پیش پرده‌خوانی کرد و در نتیجه آن بازیگر تئاتر هم شد. مدتی بعد پدرش از فعالیت او در تئاتر مطلع شد و او را از خانه بیرون کرد. مرتضی احمدی پس از مدتی هم‌زمان با هنرپیشگی در راه‌آهن تهران به‌عنوان تعمیرکار استخدام شد. او در نهم مرداد ۱۳۳۴ با یکی از هـمکارانش در راه آهن به نام زهرا جوانشیر ازدواج کرد که در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۵۰ بر اثر سرطان درگذشت. احـمدی از این ازدواج یک فرزند دختر به نام آزیتا (متولد ۱۳۳۷) و یک فرزند پسر به نام مازیار (متولد ۱۳۴۰) دارد.





    اما بشنوید از زجری که مرتضی احمدی کشید


    نمی‌دانیم مدیران فرهنگی که مانع چاپ آثار نوشتاری مرتضی احمدی شدند، حالا با شنیدن خبر درگذشت او به چه فکر می‌کنند؟ آیا یادشان می‌آید که چرا و به چه دلیلی، سدی در راه رسیدن گنجینه‌ی نقش بسته در ذهن این هنرمند به دست مردم و جوانان مشتاق فرهنگ و هنر این سرزمین شدند؟ آثار و نوشته‌های او هم از دید این مدیران، آیا ربطی به فتنه داشت؟ یا نه با خواندن آن نوشته‌ها ممکن بود نسلی دچار مشکل شود و خدای‌ ناکرده از صراط مستقیم خارج شود؟
    کسی که این کتاب‌ها را تورق کرده باشد می‌داند که در این آثار غیر از روایت برگ‌هایی از تاریخ و فرهنگ این سرزمین چیز دیگری نبود. مرتضی احمدی بدون آن‌که عرض نیاز پیش دستگاهی ببرد یا از بنیادی تقاضای دریافت کمکی کند، خودش به‌تنهایی بار وظیفه بسیاری از بنیادها و نهادهای فرهنگی را بر دوش کشید، در کنج کاشانه‌اش نشست و بی‌هیچ چشم‌داشتی، روایت‌هایی را که در ذهن داشت مکتوب کرد. به قول خودش کوشید تا دانسته‌هایش را با دیگران به اشتراک بگذارد. دیگرانی که نه در آن دوره و حال و هوای تهران قدیم زیسته‌اند و نه راهی به گنج‌هایی داشته‌اند که سینه احمدی میزبانشان بود.

    او در زمان و زمانه‌ای این کار را انجام داد که برخی به لطف مدیران مهرورز برای فهرست‌نویسی بر آثار چاپ‌شده یا تألیف رمان‌ها و داستان‌های بی‌خاصیت یا جمع‌کردن گفت‌وگوهای مرتبط با یک موضوع از بین نشریات قراردادهای میلیونی امضاء می‌کردند، قدر می‌دیدند و بر صدر هم می‌نشستند؛ اما احمدی و همه تلاش‌های فردی‌اش در زمینهٔ حفظ و انتقال بخشی از میراث فرهنگی این سرزمین نه‌تنها قدر ندید که با سد هم مواجه شد. آن‌هایی که در آن سال‌ها با احمدی هم‌صحبت شده‌اند، خوب می‌دانند که این پیرمرد دوست‌داشتنی چه حرصی می‌خورد از بایت این رفتار و چه زجری می‌کشید وقتی تعریف می‌کرد که جلو چاپ کتابش را گرفته‌اند.



    مدیرانی که در درستی کار خود هیچ شکی نداشتند، اما یک‌بار پای درد دل‌های این هنرمند ننشستند تا این گره نا به‌جا را از کار او بگشایند و بگذارند آثارش در فضای فرهنگی ایران نفس بکشد. آثاری که پیش ‌از این چاپ ‌شده بودند اما برای گرفتن مجوز تجدید چاپ به مشکل خورده بودند.

    احمدی اما از پا ننشست، همان روزها بود که وقتی در نشر کتاب را بسته دید، بخشی از ترانه‌های تهران را با همت و تلاش مدیر فرهیخته نشر بتهوون اجرا کرد و روانه بازار ساخت. ترانه‌هایی که احمدی در ذهن داشت بسیار بیشتر از آن‌هایی بود که منتشر شد، این بار هم پای اما و اگرها در میان بود و نگذاشتن و باز حرص خوردن مرتضی احمدی از رفتاری که در این دوره و زمانه با گنجینه‌ای می‌شد که او در ذهن داشت.
    زمان گذشت و مدیران عدالت‌گستر جایشان را به مدیران تازه دادند، سدی که بی‌دلیل جلو انتشار کتاب‌های این هنرمند را گرفته بود، کنار رفت و این مرد دوست‌داشتنی در ماه‌های پایانی عمرش هم شاهد تجدید چاپ کتاب‌هایی قدیمی‌اش بود (کهنه‌های همیشه نو، من و زندگی، پرسه در احوالات ترون و ترونیا و فرهنگ بر و بچه‌های ترون) و هم انتشار اثر تازه‌اش "پیش‌پرده و پیش‌پرده خوانی" را دید که مدت‌ها در ارشاد خاک خورده بود.
    زجرهای ناخواسته مرتضی احمدی با مرگ او در 30 آذر سال 93 به پایان رسید، اما این داستان هنوز ادامه دارد، هنوز هستند کسانی که می‌خواهند همان فضای جهنمی در حوزه فرهنگ و هنر ایران ادامه داشته باشد و فیلم‌ها، تئاترها، نوشته‌ها، موسیقی‌ها و هر چیز دیگری که به مذاقشان خوش نمی‌آید، روی اکران، اجرا و انتشار نبینند. دستشان از دولت کوتاه شده، اما حالا می‌توانند دوروبر یک فیلم یا یک تئاتر یا یک رمان فضایی ایجاد کنند که انتشار آن مصادف شود با بازگشت فتنه.

    کاش این دوستان در لحظه‌ای که خبر درگذشت مرتضی احمدی را می‌شنوند و دست‌ به‌ قلم می‌شوند تا چیزی در مورد او و هنرش بنویسند، به رفتارهایی که باعث زجر کشیدن هنرمندان در زمان حیاتشان می‌شود هم‌، فکر کنند، رفتارهایی که می‌شود به‌ راحتی و با چشم پوشیدن بر منافع سیاسی و جناحی، شاهد رخدادشان در فضای فرهنگ و هنر این دیار نبود.





    روحت شاد و صدای پرآوازه ات مانـدگار :46:

    7 سپاس: levrone، jaj، پرهام، zrnznn، Holtek، تنها، علیرضا

  • levrone

    یادش بخیر! دوبلور روباه مکار بود تو پینوکیو! دهه شصتیا چقدر ازش خاطره دارن!
    خدایش بیامرزد :46:

    1 سپاس: ♥Rose♥

  • jaj

    خدا رحمتش کنه
    اون از انوشیروان ارجمند اینم از مرتضی احمدی تصویر در دسترس نیست

    2 سپاس: ♥Rose♥، علیرضا

  • ♥Rose♥

    نقل قول: levrone
    یادش بخیر! دوبلور روباه مکار بود تو پینوکیو! دهه شصتیا چقدر ازش خاطره دارن!

    حالا این علامت تعجبا واسه چی بود؟!
    نقل قول: jaj
    خدا رحمتش کنه
    اون از انوشیروان ارجمند اینم از مرتضی احمدی persons026

    خدا رحمتشون کنه
    امسال فصل پاییز عجب فصل غم انگیزی بود :2:

    2 سپاس: levrone، علیرضا

  • levrone

    نقل قول: ♥Rose♥
    حالا این علامت تعجبا واسه چی بود؟!

    عجب سفسطه گری هستی تو! یکی طلبت! 242

    1 سپاس: ♥Rose♥

  • ♥Rose♥

    نقل قول: levrone
    عجب سفسطه گری هستی تو! یکی طلبت! 242

    وااااااااااااا 451 سفسطه کجا بود!!!!!!!!!!!

    1 سپاس: levrone

  • zrnznn

    خدا رحمتش کنه...منم کلی باهاش خاطره دارممممممممم...صبح جمعه و کلی فیلم و سریال دیگهههههههههههه و صد البته صدای موندگارش
    2 سپاس: ♥Rose♥، علیرضا

  • Holtek

    خدا رحمتش كنه . امسال چقد هنرمند دارن مرن :37:
    1 سپاس: ♥Rose♥

  • تنها

    خدا بیامرزتش 1163
    1 سپاس: ♥Rose♥

  • ♥Rose♥

    روزی که برزو ارجمند و امیرحسین رستمی برای مرتضی احمدی خواندند


    مرتضی احمدی پیشکسوت رادیو و تلویزیون ایران، ۳۰ آذرماه ۱۳۹۳ و در شب یلدا دار فانی را وداع گفت. ویدئویی که می بینید متعلق به آخرین شب یلدایی است که مرتضی احمدی کنار ما بود. در این ویدئو که توسط برنامه رادیو هفت تدارک دیده شده بود، برزو ارجمند و امیرحسین رستمی دو بازیگر خوب سینما و تلویزیون ایران، این بار در نقش خواننده ترانه ای به مناسبت شب یلدا می خوانند و مرتضی احمدی که خود استاد خواندن اشعاری در این سبک بود، شاهد خواندن این دو چهره محبوب است.



    1 سپاس: علیرضا

  • علیرضا

    چقدر با صداش خاطره داریم...
    روحش شاد. یادش گرامی 386

    1 سپاس: ♥Rose♥
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: