روزی جوانی پیش وکیل خبره و کار کشته ای می رود و از او تقاضا می کند که فوت و فن وکالت را به وی یاد داده و به اصطلاح خودمان مدرس خصوصی او شود. وکیل قبول می کند. در مورد حق التدریس ، طرفین اینگونه توافق می کنند: پس از پایان دوره تدریس اگر جوان در اولین جلسه دفاعیه خود بتواند از موکل خویش دفاع بکند، در اینصورت بایستی حق التدریس استاد را تمام و کمال بپردازد ؛ اما اگر جوان نتوانست در اولین جلسه دفاعیه خود از موکلش دفاع بکند، در اینصورت تنها ۳۰ درصد حق التدریس را بایستی بپردازد. استاد و شاگرد شروع به کار می کنند و پس از مدت مدیدی، تدریس به اتمام می رسد و جوان آماده وکالت می شود. اما جوان پی وکالت نمی رود و سراغ شغل دیگری می رود و از استادش هم یادی نمی کند! استاد بیچاره که می بیند این وسط تنها وقت و انرژِی او به هدر رفته و چیزی هم کاسب نشده است و شاگردش نیز ناجوانمردانه سراغ کار دیگری رفته، به دادگاه رفته و علیه شاگردش شکایت می کند. قاضی نیز پس از بررسی شکایت، احضاریه ای برای هر کدام می فرستد تا ببیند جریان از چه قرار است. حالا شب ماقبل روز احضاریه دادگاه است و هر کدام از طرفین به دادگاه فردا فکر می کنند. استاد با خود اینگونه می اندیشد: "اگر فردا در دادگاه پیروز شوم، می توانم حداقل حق التدریس خود را از این بی لیاقت بگیرم! اما حتی اگر شکست هم بخورم، مشکلی نیست؛ چون این بدین معناست که شاگردم در اولین جلسه دفاعیه اش از موکلش که خودش باشد، توانسته دفاع بکند! پس با توجه به توافق نامه بایستی پول مرا تمام و کمال بدهد!" شاگرد نیز با خود اینگونه فکر می کند:"اگر فردا در دادگاه پیروز شوم، از شر این پیر خرفت راحت می شوم! و دیگر لازم نیست پولی بپردازم. اما حتی اگر شکست هم بخورم، خیالی نیست! چون این بدین معناست که در اولین جلسه دفاعیه ام نتوانسته ام از موکلم که خودم باشم دفاع کنم! پس با توجه به توافق نامه فقط ۳۰ درصد حق التدریس را می دهم و از شرش خلاص می شوم! "
و اینگونه هر دو با خیال راحت به خواب ناز می روند !!
حالا اگر شما به جای قاضی دادگاه فردا بودید ، چه حکمی صادر می کردید!؟
اگر کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال بود هر دو رو جریمه نقدی میکرد تا پولی به جیب بزنه!
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
در موارد خاص كه قانون در بندهاي محدود نميتونه براي مورد مشكل جوابي داشته باشه اين اختيار به قاضي در حيطه قانوني داده شد هكه با توجه به شواهد و نظرها و تخصص و دانش خودش خود قانون رو وضع كنه، اگه من قاضي اين ماجرا ميبودم اين راي من بود و با توجه به اختياراتي كه داشتم محدوديتهاي كتابي رو كنار ميگزاشتم: هزينه آموزش رو تمام و كمال از شاگرد ميستاندم وبه مربي ميدادم، حق بايد به حق دار برسه و موارد مشكل ساز بايد ناديده گرفته بشه.
به نظر من استاد برنده اس... با توجه به اینکه گفتی استاد کار کشته اس حتما یه برگ برنده داره که لحظه اخر رو میکنه
تاپیکو نخوندی کامل؟ گفتم هرکس رای خودشو بگه با دلیل!
نقل قول: بچه مثبت
حصر خانگی
فتنه گر!
نقل قول: بچه مثبت
اگر کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال بود هر دو رو جریمه نقدی میکرد تا پولی به جیب بزنه!
عدالت به سبک ایرانی
نقل قول: Life Dream
اگه من قاضي اين ماجرا ميبودم اين راي من بود و با توجه به اختياراتي كه داشتم محدوديتهاي كتابي رو كنار ميگزاشتم: هزينه آموزش رو تمام و كمال از شاگرد ميستاندم وبه مربي ميدادم، حق بايد به حق دار برسه و موارد مشكل ساز بايد ناديده گرفته بشه.
ژنرال
در مورد حق التدریس ، طرفین اینگونه توافق می کنند:
پس از پایان دوره تدریس اگر جوان در اولین جلسه دفاعیه خود بتواند از موکل خویش دفاع بکند، در اینصورت بایستی حق التدریس استاد را تمام و کمال بپردازد ؛ اما اگر جوان نتوانست در اولین جلسه دفاعیه خود از موکلش دفاع بکند، در اینصورت تنها ۳۰ درصد حق التدریس را بایستی بپردازد.
استاد و شاگرد شروع به کار می کنند و پس از مدت مدیدی، تدریس به اتمام می رسد و جوان آماده وکالت می شود. اما جوان پی وکالت نمی رود و سراغ شغل دیگری می رود و از استادش هم یادی نمی کند!
استاد بیچاره که می بیند این وسط تنها وقت و انرژِی او به هدر رفته و چیزی هم کاسب نشده است و شاگردش نیز ناجوانمردانه سراغ کار دیگری رفته، به دادگاه رفته و علیه شاگردش شکایت می کند. قاضی نیز پس از بررسی شکایت، احضاریه ای برای هر کدام می فرستد تا ببیند جریان از چه قرار است.
حالا شب ماقبل روز احضاریه دادگاه است و هر کدام از طرفین به دادگاه فردا فکر می کنند.
استاد با خود اینگونه می اندیشد: "اگر فردا در دادگاه پیروز شوم، می توانم حداقل حق التدریس خود را از این بی لیاقت بگیرم! اما حتی اگر شکست هم بخورم، مشکلی نیست؛ چون این بدین معناست که شاگردم در اولین جلسه دفاعیه اش از موکلش که خودش باشد، توانسته دفاع بکند! پس با توجه به توافق نامه بایستی پول مرا تمام و کمال بدهد!"
شاگرد نیز با خود اینگونه فکر می کند:"اگر فردا در دادگاه پیروز شوم، از شر این پیر خرفت راحت می شوم! و دیگر لازم نیست پولی بپردازم. اما حتی اگر شکست هم بخورم، خیالی نیست! چون این بدین معناست که در اولین جلسه دفاعیه ام نتوانسته ام از موکلم که خودم باشم دفاع کنم! پس با توجه به توافق نامه فقط ۳۰ درصد حق التدریس را می دهم و از شرش خلاص می شوم! "
و اینگونه هر دو با خیال راحت به خواب ناز می روند !!
حالا اگر شما به جای قاضی دادگاه فردا بودید ، چه حکمی صادر می کردید!؟
توضیح ۱ : دادگاه کاملا مستقل بوده و تحت تاثیر فشارها و شانتاژ های خارج از دادگاه قرار نخواهد گرفت!
توضیح ۲ : هدف از طرح این سوال، پیدا کردن پاسخ قطعی و نهایی نیست! سعی کنید جوانب مختلف موضوع رو ببینید و حکم صادر کنید با ذکر دلیل.
Holtek
zrnznn
با توجه به اینکه گفتی استاد کار کشته اس
بچه مثبت
اگر کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال بود هر دو رو جریمه نقدی میکرد تا پولی به جیب بزنه!
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
Life Dream
هزينه آموزش رو تمام و كمال از شاگرد ميستاندم وبه مربي ميدادم، حق بايد به حق دار برسه و موارد مشكل ساز بايد ناديده گرفته بشه.
ژنرال
اختیار داری دکتر جان؛ شما سرهنگی!
با توجه به اینکه گفتی استاد کار کشته اس حتما یه برگ برنده داره که لحظه اخر رو میکنه
تاپیکو نخوندی کامل؟
فتنه گر!
عدالت به سبک ایرانی
هزينه آموزش رو تمام و كمال از شاگرد ميستاندم وبه مربي ميدادم، حق بايد به حق دار برسه و موارد مشكل ساز بايد ناديده گرفته بشه.
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→