₪ انجمن بوف بوفی ₪ » اخبار و حوادث » :: بیداری پس از 12 سال ::
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » اخبار و حوادث » :: بیداری پس از 12 سال ::

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



:: بیداری پس از 12 سال ::

2021 بازدید، 6 پست، نویسنده: pAshMak

  • pAshMak

    یک خواب خوب بسیار دلپذیر است اما خوابی که طولانی تر از حد معمول باشد معمولاً برای اطرافیان نگران کننده است؛ برخی از افراد در سراسر جهان بر اثر حوادثی به مدت چندین روز، چند هفته، چند ماه یا حتی چند سال به خواب یا کما رفته‌اند و پس از بیداری، برخی از توانایی‌های خود مانند راه رفتن یا حتی تکلم را از دست داده‌اند.

    باورنکردنی نیست اما حقیقت دارد، مردی پس از 12 سال از کما بیدار شد؛ «مارتین پیسوریوس» تقریباً به مدت 12 سال در کما بود.

    دو سال اول دائم خواب بود سپس قدرت عضلانی خود را از دست داد و دیگر چشم باز نکرد.

    وی مبتلا به méningite cryptococcique «مننژیت کریپتوکوکسیک» شده بود؛ عامل این بیماری بدون ایجاد آسیب، در سیستم گوارشی اغلب پرندگان به خصوص کبوتر وجود داشته و از طریق فضولات آنها باعث آلودگی محیط می‌شود؛ یکی از صور این بیماری مننژیت است.

    داستان زندگی مارتین در بسیاری از روزنامه‌ها نوشته شد؛ وی به طور معجزه آسایی پس از 12 سال از کما بیرون آمد؛ مارتین به هافینگتون پست گفت: این مدت به من خیلی سخت گذشت. همه چیز را درک می‌کردم؛ بدن و پاهایم را نمی‌توانستم کنترل کنم یا حرف بزنم اما همه چیز را احساس می‌کردم.

    اکنون مارتین با همسر خود «چلسی» در هارلو – انگلستان زندگی می‌کند و فقط قسمت بالای بدن وی توانایی حرکت دارد.


    تصویر در دسترس نیست






    3 سپاس: Kishe Mehr، علیرضا، bita.b

  • Kishe Mehr

    یاد این نوت افتادم :4:



    ديدين ظهرا كه آدم ميخابه و بعد از ظهر پا ميشه چه حسى داره!
    مخصوصا وختى كسى خونه نباشه!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    لامصب اصن معلوم نيست شبه؟ روزه؟ ظهره؟ امروزه؟ فرداست؟
    ديروزه؟ همه مردن تو زنده موندى؟ تو مردى همه زنده موندن؟
    دنيا به آخر رسيده هيشكى زنده نمونده؟ الان ساعت چنده؟
    اينجا مريخه؟
    زمينه؟ هواست؟ فضاست؟ ايرانه؟ آمريكاست؟ ژاپنه؟ آلمانه؟
    سوئده؟ من منم؟
    الان بايد چى كار كنم؟
    تو اون لحظه هيچ جوابى براى اين سوالا ندارى و قيافه ى
    همه اين شكليه :|
    من :|
    تو :|
    او :|
    ما :|
    شما :|
    ايشان :|
    همه :|
    آخه چرااااااااااااااااااااا؟

    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    میدونی نکته جالب چیه؟؟؟اون پاراگراف آخرش...یعنی داشتن همسر

    خیلی دوست دارم بدونم قبل ازان حادثه ازدواج کرده بوده یا بعدش

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    اگر سن اش بدست بیاد شاید بشه بفهمه...
    1 سپاس: pAshMak

  • pAshMak

    بایدبگردم نسخه انگلیسیش روپیداکنم شایدنوشته باشه
    1 سپاس: Kishe Mehr
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: