ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
manoto
اما چرا هشت مارس؟ چه اتفاقی باعث شد تا این روز را «روز جهانی زنان» بنامند؟
در سال ۱۸۵۷ زنان کارگر کارخانههای نساجی نیویورک در اعتراض به وضعیت نا بهسامان خود دست به تظاهرات زدند. آنها ۱۲ ساعت در روز به صورت طاقت فرسا کار میکردند، در حالی که حقوق کمی عایدشان میشد. این تظاهرات با سرکوبی شدید مواجه شد اما جان مایه اعتراضات بعدی زنان شد. در سال ۱۹۰۸ حزب سوسیالیست آمریکا به تشکیل کمیته ملی زنان برای کمپین حق رأی زنان در انتخابات اقدام کرد و در مارس همان سال کارگران زن با خواست ممنوع کردن کار برای کودکان و کسب حق رأی زنان در نیویورک دست به تظاهرات زدند. در سال ۱۹۰۹ این روز، بعنوان نخستین روز ملی زنان در آمریکا تثبیت شد. حدود پنجاه سال بعد، «لئویس زئیتر» از اعضای حزب سوسیالیست امریکا، برای اولین بار پیشنهاد کرد تا روزی به نام زنان تعیین شود. در سال ۱۹۱۰ «کلارا زتکین» موضوع تعیین روزی برای زنان را در تقویم دوباره مطرح کرد. در ۱۹ مارس سال ۱۹۱۱ اولین روز بینالمللی آزادی زنان در آلمان، اتریش، دانمارک و سوئیس برگزار شد. در امپراتوری اتریش و مجارستان حدود ۳۰۰ نفر در تظاهرات این روز شرکت کردند. مطالبات معترضان در تظاهرات حول رفع هرگونه تبعیض علیه زنان در حوزه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود. در همان سال چند روز پس از ۸ مارس در آتش سوزی «تریانکل» در شهر نیویورک به خاطر شرایط اسفناک کار، ۱۲۹ زن کارگر جان باختند.
در سال ۱۹۱۷ زنان عمدتا کارگر دست به تظاهراتی گسترده زدند. زنان با تجمع گسترده خود آتش انقلاب روسیه را که به سرنگونی رژیم تزار منجر شد، روشن کردند. گرچه که تجمعهای مربوط به روز ۸ مارس با گرایشهای سوسیالیستی آمیخته بود اما بعد از شکل گیری و ظهور موج دوم فمینیسم در کشورهای اروپایی و آمریکایی این روز به رسمیت رسید. سال ۱۹۷۵ از طرف سازمان ملل متحد، سال بین المللی زنان اعلام شد و در سال ۱۹۷۷، یونسکو ۸ مارس را «روز جهانی زن» در تقویم جهانی اعلام کرد. در سالهای اخیر با توجه به شرایط نابسامانی که برای زنان در سراسر جهان و بویژه برای زنان کارگر در کشورهایی با حکومت دینی، ایجاد شده است، روز جهانی زن میرود تا همان جایگاه اولیه خود را که دفاع از شرایط بهتر کاری و حقوق اجتماعی زنان است، بدست آورد.
تاریخچه برگزاری روز جهانی زن در ایران
اولین گرامیداشت و مراسم روز زن در ۸ مارس ۱۳۰۰ توسط انجمن «پیک سعادت نسوان» در شهر رشت برگزار شد. این انجمن توسط تعدادی از زنان روشنفکر این شهر با گرایشهای چپ تشکیل شده بود و نشریه پیک سعادت نسوان را منتشر و مدرسه، کلاسهای آموزشی برای زنان، و کتابخانه تاسیس کرده بود.
زنان در عصر مشروطه برای اولین بار مطالبات برابریطلبی را پیگیری کردند. مهرانگیز کار در رابطه با فعالیتهای فعالان زن در عصر مشروطه معتقد است که: «هر حرکتی که در مسیر حفظ کرامت انسانی و رفع تبعیض از شهروندان باشد، حتما حرکت درستی است. در جامعهای مانند ایران که حتی در دوره مشروطه درصد بیسوادی نزدیک به ۱۰۰ بود، این حرکتها با واکنشهایی روبرو بوده است. حرکت در سمت و سوی درستی قرار داشته است اما مثلا با نظریه فقهی که مثلا شیخ فضل الله نوری آن را نمایندگی میکرد- البته اکنون هم آن تفکر با وساطت برخی افراد که نمود و مظهر خیلی مهمش مانند آقای مصباح یزدی و دیگران وجود دارد- افت و خیزهایی داشته و به آن زیاد حمله شده و میشود اما نمیتوان گفت که بینتیجه هم بوده است، همین که مثلا شاه با اینکه دموکراسی را در ایران هرگز نپذیرفت ولی دستور به قانونگذاری داد و کارشناسان حقوقی را به کار گرفت برای اینکه در برخی قوانین ایران راجع به حقوق زن بازنگری کنند، نتیجه مثبتی از این فعالیتها بود. بعد هم که جمهوری اسلامی همه آنها را پس گرفت. اینها نتایج آن است، هرچند هنوز در قانونگذاری انعکاس پیدا نکرده است».
با شروع حکومت پهلوی، این مراسم در منازل شخصی روشنفکران برگزار میشد. پس از حکومت رضاشاه، این روز بیشتر به صورت شعرخوانی، گردش جمعی و خاطره و مقاله نویسی و غیره پاس داشته میشد و این روال تا کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ ادامه داشت. پس از کودتا و منحل شدن احزاب سیاسی، جمعیتهای زنان منحل شد و بدین ترتیب مراسم هشت مارس در دوران محمدرضا پهلوی عملا برگزار نشد.
ما گستردهترین مراسم ۸ مارس در ایران مربوط به روزهای بعد از انقلاب ۱۳۵۷ است. دو هفته پس از پیروزی انقلاب ۵۷ دفتر آیت الله خمینی تصمیم به لغو قانون حمایت خانواده و اجباری شدن حجاب اسلامی گرفت. حدود ۵ تا ۸ هزار زن در دانشگاه تهران تجمع کردند و شعار دادند. روزنامه کیهان چاپ ۱۷ اسفند در مورد این واقعه اینگونه نوشت: «گروهها و دستهجات مختلف زنان از صبح امروز در خیابانهای شمالی و مرکزی تهران به مناسبت روز جهانی زن و به خاطر ابراز نظریات خود درباره حجاب زنان دست به راهپیمایی زدند. در راهپیماییهای امروز زنان، تعداد زیادی از دانش آموزان مدارس دخترانه نیز شرکت داشتند. آنها ضمنا علیه کسانی که به زنان بیحجاب در روزهای اخیر حمله کردهاند، شعار میدادند». بعد از این سال به دلیل شرایط توام با خفقان که در کشور به تدریج حاکم شد، زنان برای سالها نتوانستند به صورت علنی مراسمی در این روز برگزار نمایند.
اما بعد از بیست سال و با روی کار آمدن دولت اصلاحات و باز شدن نسبی فضای سیاسی و اجتماعی، افراد و فعالانی که دغدغه مسائل مربوط زنان را داشتند، به پیگیری این مسائل پرداختند. فعالان حوزه مسائل زنان با تشکیل تشکلهای غیر دولتی و فعالیتهای اجتماعی برای آگاه کردن زنان جامعه و فعالیتهای گسترده و یکپارچه همچون تشکیل کمپین یک میلیون امضا برای فشار به حکومت در جهت تغییر قوانین تبعیض آمیز از این فضای نیمه باز سیاسی استفاده کردند تا بتوانند علیه تبعیض بکوشند. مراسم روز زن در سال ۱۳۷۸ در سالن «شهر کتاب» و زنان توانستند توجه فعالان در دانشگاهها و مراکز آموزشی و فرهنگی و نیز توجه فعالان دانشجویی و دیگر فعالان اجتماعی را به خود جلب کنند و بر تعداد و کیفیت و لزوم برگزاری این روز تاریخی بیفزایند.
در سال ۱۳۷۹ در «خانه هنرمندان» و در سال ۱۳۸۰ در فرهنگسرای «ارسباران» و دانشگاهها مراسم روز جهانی زن برگزار شد. در سال۱۳۸۱ زنان بعد از سالیان دراز دوباره دست به تجمعی به مناسبت ۸ مارس در پارک لاله تهران زدند. در سال ۱۳۸۲ مجوز این برنامه در ساعات نزدیک به مراسم لغو و به دستگیری چند نفر منجر شد. در همین سال مراسم پارک دانشجو با حمله پلیس و ضرب و شتم برگزارکنندگان انجام شد. تا سال ۱۳۸۵هنوز در دانشگاهها بستری برای برگزاری مراسم فراهم بود. پس از آن عرصه سیاسی تنگتر و به فعالیتهای اجتماعی نیز کشیده شد و فعالان زن با فشار، تهدید، زندان و تبعید رو به رو شدند.
موانع بیشماری بر سر راه احقاق حقوق زنان وجود دارد که مسیر تغییر را تا حد زیادی کند می کند . مهرانگیز کار این موانع کلی و اصلی در برابر فعالان زن را اینگونه بر میشمرد:« جامعه ایران جامعهای متکثر است. از نقطه نظر حقوق زن هم بسیار متکثر است؛ یعنی ما مارکسیسم داریم، ملی داریم، ملی- مذهبی داریم، دیندار داریم، اسلام سیاسی داریم، همه گونه تفکر سیاسی داریم. تفکر درباره زنان هم متفاوت است، تفکری بسیار ارتجاعی وجود دارد که اصلا نمیپذیرد که زن شهروند است و به چشم بنده و برده مرد به زن نگاه میکند.خیلیها به علت نبود آزادی بیان اکنون سکوت کردهاند و خیلیها هم که تشکل بوجود آورده بودند و در حوزه جامعه مدنی فعال بودند،زندان رفتند یا از کشور خارج شدند و تشکلشان متلاشی گشت اما به نظر من مهمترین مانع در برابر رشد فرهنگی و حقوقی برای زنان، این است که حکومتی که در حال حاضر در ایران روی کار است، فقط آن بخشی از جمعیت را نمایندگی میکند که ذهنیت و تفکرش با برابری زن و مرد از بنیاد مشکل دارد و در حقیقت همان رسوبات مردسالاری تاریخی است یا اینکه هنوز جامعه ایران نتوانسته است که حکومتی در خور مقتضیات اجتماعی ایران داشته باشد».
اکنون با روی کار آمدن دولت روحانی، دوباره امیدها بین بخشی از فعالان برای پیگیری مسائل مربوط به زنان بازگشته است. مهرانگیز کار اما در مورد این موضوع نظری متفاوت دارد و میگوید: «من نمیتوانم پیش بینی کنم که چه پیش خواهد آمد. آقای روحانی را در امر سیاست خارجی و برون رفت از بحران، انسان با حسن نیتی میبینم اما او هم سعی کرده است تا زنهایی را از طیف انقلابی در پستهای نمایشیتر سیاسی و نه تصمیم گیرنده بگنجاند. فکر نمیکنم در مورد حقوق زنان توفیق زیادی داشته باشد، نمونهاش این است که لایحه بیمه زنان خانوار را به مجلس دادند بدون اینکه ردیف بودجه آن را تامین کرده باشند و خب طبیعی بود که شورای نگهبان آن را رد کند. به نظر میرسد برخی رفتارها در مورد حقوق زن، ویترینی و نمایشی است و از آن مهمتر این است که فقط دولت نیست که در این مورد میتواند تاثیرگذار باشد، تا سه قوه و کل حاکمیت ایران توافق نکنند بر اینکه باید وضعیت حقوقی زنان بهتر شود، در قوانین ایران بازنگری نخواهد شد اعم از اینکه حتی روزی سکولار باشد».
pAshMak
▧ تصویر در دسترس نیست
manoto
ممنون از توجهت دوست خوبم