مارگوت وولک یکی از 15 زن جوانی بود که ناچار بودند به مدت 2 سال و نیم غذای «آدولف هیتلر» دیکتاتور نازی را بچشند تا مسمومیت و آلودگی نداشته باشد. به عبارتی این افراد پیشمرگان هیتلر بودند.
وی منشی 24 سالهای بود که در زمستان 1941 پس از بمباران آپارتمان والدینش به منزل مادرشوهرش در دهکدهای که هماکنون با نام «پارسز» در لهستان قرار دارد، نقل مکان کرد.
این منطقه سر سبز بود و مارگوت در خانهای با باغی بزرگ زندگی جدیدی را آغاز کرد اما داستان از آنجا شروع شد که این خانه کمتر از 3 کیلومتر با منطقهای موسوم به «ولفز لیر» فاصله داشت؛ جایی که هیتلر آن را برای استقرار دفاتر جبهههای شرقی خود انتخاب کرده بود.
وولک در ادامه گفت که شهردار این دهکده یک نازی پیر بود و اندکی پس از اینکه وولک وارد این وارد دهکده شد، نیروهای اساس از وی خواستند تا با آنها برود. نظامیان او و شماری از زنان جوان را به سرباز خانهای نزدیک «کراوسندورف» - جایی که (غذای هیتلر) در 2 طبقه آماده میشد، بردند و به اتاقی با ظروفی پر از سبزیجات، سس، رشته و... منتقل شدند.
این پیرزن 95 ساله آلمانی افزود: «هیتلر گیاهخوار بود از این رو هرگز در این غذاها گوشت وجود نداشت و البته غذاها بسیار لذیذ بودند اما نمیتوانستیم از آنها لذت ببریم.»
شایعاتی مطرح بود مبنی بر اینکه متفقین قصد دارند هیتلر را مسموم کنند.از این رو غذاها را پیشمرگان میچشیدند و پس از اینکه سلامت غذا تائید میشد، سربازان اساس آن را به دفتر مرکزی میبردند.
از این رو یکی از نیروهای اساس هر روز صبح ساعت 8 صبح مارگوت را بیدار میکرد. به عبارتی هر وقت که هیتلر در ولفزلیر بود، کار مارگوت نیز شروع میشد. با این حال وی هرگز هیتلر را ندید.
به این ترتیب زنی که از پیوستن به گروه دختران هیتلر – نمونه دخترانهای از جوانان هیتلری – سر باز زده بود و پدرش نیز به حزب نازی نپیوسته بود، عملا به یکی از کمک کنندگان به هیتلر تبدیل شد
از هیتلر خوشم میاد آدم با جربزه ای بود امروز جمله جالبی ازش خوندم sooner will a camel pass through a needle's eye than a great man be discovered by an election
pAshMak
وی منشی 24 سالهای بود که در زمستان 1941 پس از بمباران آپارتمان والدینش به منزل مادرشوهرش در دهکدهای که هماکنون با نام «پارسز» در لهستان قرار دارد، نقل مکان کرد.
▧ تصویر در دسترس نیست
این منطقه سر سبز بود و مارگوت در خانهای با باغی بزرگ زندگی جدیدی را آغاز کرد اما داستان از آنجا شروع شد که این خانه کمتر از 3 کیلومتر با منطقهای موسوم به «ولفز لیر» فاصله داشت؛ جایی که هیتلر آن را برای استقرار دفاتر جبهههای شرقی خود انتخاب کرده بود.
وولک در ادامه گفت که شهردار این دهکده یک نازی پیر بود و اندکی پس از اینکه وولک وارد این وارد دهکده شد، نیروهای اساس از وی خواستند تا با آنها برود. نظامیان او و شماری از زنان جوان را به سرباز خانهای نزدیک «کراوسندورف» - جایی که (غذای هیتلر) در 2 طبقه آماده میشد، بردند و به اتاقی با ظروفی پر از سبزیجات، سس، رشته و... منتقل شدند.
▧ تصویر در دسترس نیست
این پیرزن 95 ساله آلمانی افزود: «هیتلر گیاهخوار بود از این رو هرگز در این غذاها گوشت وجود نداشت و البته غذاها بسیار لذیذ بودند اما نمیتوانستیم از آنها لذت ببریم.»
▧ تصویر در دسترس نیست
شایعاتی مطرح بود مبنی بر اینکه متفقین قصد دارند هیتلر را مسموم کنند.از این رو غذاها را پیشمرگان میچشیدند و پس از اینکه سلامت غذا تائید میشد، سربازان اساس آن را به دفتر مرکزی میبردند.
از این رو یکی از نیروهای اساس هر روز صبح ساعت 8 صبح مارگوت را بیدار میکرد. به عبارتی هر وقت که هیتلر در ولفزلیر بود، کار مارگوت نیز شروع میشد. با این حال وی هرگز هیتلر را ندید.
به این ترتیب زنی که از پیوستن به گروه دختران هیتلر – نمونه دخترانهای از جوانان هیتلری – سر باز زده بود و پدرش نیز به حزب نازی نپیوسته بود، عملا به یکی از کمک کنندگان به هیتلر تبدیل شد
▧ تصویر در دسترس نیست
jaj
آدم با جربزه ای بود
امروز جمله جالبی ازش خوندم
sooner will a camel pass through a needle's eye than a great man be discovered by an election
pAshMak
رضاخان هم اقتداری مثل هیتلرداشت به همین دلیل خیلی دوستش دارم
▧ تصویر در دسترس نیست
Holtek
Kishe Mehr
پیشمرگش هنوز نمرده ولی خودش مرده!
کار خدا رو می بینی؟؟
pAshMak
چون کسی قصدکشتنش رو نداشت...احتمالا بخاطرابهت زیادش بوده
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
کسی که میترسید بمیره و واسه خودش پیشمرگ هم گذاشته بود ، مرد ولی پیشمرگش نمرد...
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→