ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
:: یک فیلم،یک عکس،یک دیالوگ ::
pAshMak
چه کسی امیر را کشت؟ | مهدی کرمپور
▧ تصویر در دسترس نیست
دایان کیتون: ببین ناتاشا، یه کم دیرم شده، خلاصهش اینه که عاشق شدن عذاب کشیدنه، اگر میخوای عذاب نکشی، پس باید مراقب باشی عاشق نشی ولی بعدش از اینکه عاشق نیستی، عذاب میکشی!
بنابراین عشق باعث رنج و عذابه، نداشتنش هم باعث رنج و عذابه! یعنی هردوش باعث عذاب و رنجه، اما از اون طرف برای اینکه شاد باشیم، مجبوریم عاشق باشیم، چون عشق باعث شادی میشه، پس شاد بودن باعث عذاب کشیدنه درحالیکه عذاب کشیدن باعث ناراحتی آدما میشه، براین اساس واسه ناراحت بودن باید عاشق بود، پس یا باید عاشق بود و عذاب کشید یا از خوشحالی زیاد عذاب میکشی، امیدوارم گرفته باشی که چی دارم میگم!
عشق و مرگ | وودی آلن
▧ تصویر در دسترس نیست
حسن معجونی: شما اتهامتون این هستش که گفتید این خانوم شبیه کی هستند؟
حبیب رضایی: من نگفتم شبیه کی هستن... گفتم شبیه آنجلینا نیستن!
زن: اصلا به ایشون چه مربوطه؟
معجونی: بعله اصلا به شما چه مربوطه ایشون شبیه کی هستن؟
رضایی: فقط خواستم که از توهم درشون بیارم.
معجونی: شما پس مزاحمت کار همیشگیتونه، آشتیانـــی چایـــی!
زن: بفرما یه مزاحم حرفهایه... خوب شد گیر افتادی...
معجونی: ببین من نمیفهمم چی میگی... خودم اونجا بودم داشتم برای سربازا غذا میگرفتم همه چی رو دیدم! این حرفاتم بذار برای دادگاه... علت شکایت کاملا معلومه... شما میدونی با گفتن این جمله اساس خانواده رو داری بههم میریزی؟ چه بسا همین دیش و ماهواره و اینا کار شما باشه... چرا مـــا این اسما رو نمیدونیم؟ شما اومدید که اساس اجتماع رو بههم بریزید... فقر، بیکاری، بیعدالتی، آنفلوآنزای مرغی، تحریم اقتصادی، داوری جشنواره فجر، همه اینا کار توئه... آشتیانی بیا اینو ببر بازداشتگاه!
همیشه پای یک زن در میان است | كارگردان: کمال تبریزی
▧ تصویر در دسترس نیست
مشقاسم: وا...، بابام جان... دروغ چرا؟... وقتی خاطر یکی را میخواهی... آنوقتی که نمیبینیش، توی دلت پنداری یخ میبنده... وقتی میبینیش یک هرمی توی این دلت بلند میشه، پنداری تنور نانوایی روشن کردند... همه چیز دنیا را، همه مال و منال دنیا را برای اون یه نفر میخواهی، پنداری حاتم طایی شدی... خلاصه آرام نمیگیری مگر اینکه آن دختر را برایت شیرینی بخورند... اما این هم هست که خدای نکرده اون دختر را به یکی دیگر شوهرش بدهند، آن وقت دیگه واویلا... ما یک همشهری داشتیم، خاطرخواه شده بود... یک شب آن دختره را برای یکی دیگه شیرینی خوردند، صبح همشهری ما زد به بیابان، تا حالا که بیست سال گذشته هنوز هیچکس نفهمیده چی شد، پنداری دود شد رفت آسمان!
داییجان ناپلئون
▧ تصویر در دسترس نیست
نیکی کریمی: ببخشید من الان خیلی هیجانزدهام، عروسی گندمه، دخترمون!
امین حیایی: یه روز میشه بچهت میذاره تو کاسهت.. میگه؛
مونا فرجاد: بابا یه خبر خوبی دارم واسهت
امین حیایی: میگه میخوام شوهر کنم هِر هِر هِر، بچه دیگه کوتاه بیا زِر زِر زِر...
مونا فرجاد: بچه نیستم بابا جان، بیست سالمه!
امین حیایی: دوماد بیاد بلاي جونه، دزد مالمه! زنم دلش میره میگه:
نیکی کریمی: رمانتیکه!
امین حیایی: بیا برو بینیم بابا پسره آنتیکه! اصلا برفرض پسره تیکه ماه، من که دختر نیاوردم از سر راه! برای خواستگاره هول نکنید، تو هجده قدم خودی فُل نکنید! چرا باید خوشحال باشم منِ گوربهگور؟ دودستی تقدیمش کنم به این لندهور؟ از کی تا حالا بابای دخترا، خرج عروسی رو میدن جلوی پسرا؟ یه زمانی فکر میکردم اِند کلاسم، الان بهم میگن اُمُل بدلباسم!
شام عروسی | ابراهیم وحیدزاده
▧ تصویر در دسترس نیست
آقای مجری: یه بیت شعر بگید که توش میم داشته باشه!
فامیل دور: چی بگم؟!
آقای مجری: اگر در بند در مانندو نه! اون قبول نیست!
فامیل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اینو میگم حالا: از در درآمدی و من از خود به در شدم...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمیشود!
آقای مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ باید میم هم داشته باشه.
پسرعمه زا: میتو پسر نمیشود... خوبه؟!
فامیل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم...
آقای مجری: این فامیل رسما دیوونهم کرد از دست این دره!
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!
ببعی: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی، ز بامی که برخاست، مشکل نشیند، ببببعععع! عین بده...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!
سریال کلاهقرمزی | ایرج طهماسب
▧ تصویر در دسترس نیست
حمید هامون:
فکرشو بکن، یهو بعد از هفتهشت سال زندگی زناشویی، یهو تالاپ، عشق به نفرت تبدیل میشه!
دبیری:
تقصیر خودته، گرفتاری تو میدونی چیه؟ گول طبقه بالا رو خوردی دانشمندِ هوشمند... گول بورژوازی پولپرست فاسد رو خوردی، میخواستی پولدار شی خودتو
فروختی.
حمید هامون:
نود درصدش از فرط عشق بود... مهشید دختر خوبی بود، با فک و فامیلاش فرق میکرد. من به پول باباش کار نداشتم، خودش برام مهم بود.
دبیری:
ولی برای باباش پولش مهمتر بود. واسه همینم غضب کرد یه پاپاسی بهتون نداد، انداختتون بیرون.. حالا هم همهچی تموم شده دیگه... تو هم مثه اوناي ديگه، يه زن خوشگل گرفتي، حالا ديگه نميخوادت. ميخواستي يه عنترشو بگيري!
هامون | داریوش مهرجویی
▧ تصویر در دسترس نیست
بچه ها: چرا وقتی از خط گذشتی، بازم دویدی ؟!
امیرو: میخواستم بدونُم که خودُم چقدر میتونم بدوم !
دونده- امیر نادری
▧ تصویر در دسترس نیست
تسلا خطاب به انجیر : شاید این حرف رو شنیده باشید که میگه بشر توانایی دست یابی به هر چیز رو نداره !!! این حرف دروغه ، بشر جرئت دستیابی به همه چیز رو نداره !
Christopher Nolan |2006| the prestige
▧ تصویر در دسترس نیست
هاردی: استن پدرت چیکاره بوده؟
لورل: تو کار چوب بوده. البته به صورت محدود
هاردی: یعنی چیکار میکرده؟
لورل: خلال دندون میفروخته
" One Good Turn 1931
▧ تصویر در دسترس نیست
- چرا جوون ها می میرن؟ می تونی بگی چرا همه می میرن؟
+ نمی دونم.
- پس اون همه کتاب لعنتی به چکار میان؟ اگه اونا این رو بهت نگن پس کی میتونه
بگه؟
+اونا بهم چیزایی رو میگن راجع به سختی های انسانی که نمی تونه به
همچین سوالهایی مثل سوالات تو جواب بده.
- سختی های اونا به پشیزی نمی ارزه...!
زوربای یونانی - مایکل کاکویانیز
▧ تصویر در دسترس نیست
- تا حالا ندیدمش... ولی میتونم دوست داشتنشو با تمام وجود حس کنم...
عشق تنها چیزیه که نیاز به چشم بینا و نابینا نداره...
زندگی دوگانه ورونیکا/کیشلوفسکی
▧ تصویر در دسترس نیست
هیچ چیز خاطرات را از لحظات معمولی متمایز نمیسازد. این لحظات بعدها و بواسطه زخمهایی که به جا میگذارند در خاطر میمانند.
La Jetee (1962) - Chris Marker
▧ تصویر در دسترس نیست
فرمانده لاک: همه که عقاید تو رو باور ندارن!
مورفیس: عقاید من نیازی به باور اون ها نداره!
matrix
▧ تصویر در دسترس نیست
دورمر(Al Pacino): قضيه رو نگرفتي فينچ(Robin Williams). ها؟ تو شغلِ مني . تو چيزي هستي كه به خاطرش پول مي گيرم . تو همون قدر براي من اسرار آميز و مرموزی كه يك توالت گرفته واسه ي يك لوله كشِ عوضي . حالا دليل كارهايي كه كردي چي بوده ؟ هيچ اهميتي نداره.
Insomnia 2002
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
فامیل دور: چی بگم؟!
آقای مجری: اگر در بند در مانندو نه! اون قبول نیست!
فامیل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اینو میگم حالا: از در درآمدی و من از خود به در شدم...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمیشود!
آقای مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ باید میم هم داشته باشه.
پسرعمه زا: میتو پسر نمیشود... خوبه؟!
فامیل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم...
آقای مجری: این فامیل رسما دیوونهم کرد از دست این دره!
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!
ببعی: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی، ز بامی که برخاست، مشکل نشیند، ببببعععع! عین بده...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!
با اینکه طنز بود ولی خیلی حرفا توش بود...