6 فروردین زاد روز تولد زرتشت را به تمامي يزدان پرستان وبه خصوص پيروان اين پيام آور تبريك وتهنيد مي گويم
زرتشت، سوشیانت کیش و آئینی بوده که «جان کلامش، راستی و شادی و دوستیست.» و او که فرستاده اهورامزدا بوده، پیامش را در فروردین، علنی میکند. وقتی چهل ساله مردی شده و به مناسبت جشن نوروز، رختی سپید برتن کرده است.
هورمزد برای رهایی از آفتها، قصد کرد زرتشت را به گیتی فرستد تا جهان را از شر اهریمن آزاد گرداند و پیروزی هورمزد به انجام رسد. هورمزد می بایستی دین و آیین خود را به او می سپرد تا مردم را به سوی حقیقت راهبری کند. اما برای زادن زرتشت سه چیز از جهان بالا لازم بود؛ نخست، فرهٔ زرتشت، فروغ و شکوه ایزدی، دوم روان و سوم تن. و شد آنچه می بایستی انجام می شد.
روان زرتشت را هورمزد بگونهٔ ایزدان بهشتی آفرید. پیش از آنکه او به جهان زیرین آید، روان وی در جهان بالا، در عالم مینو می زیست. چون زمان زادن زرتشت رسید بهمن، نخستین و والاترین امشاسپند و اردیبهشت، دومین امشاسپند و نگهبان زمین، دو ایزد مینوی و یاوران هورمزد، ساقهٔ گیاه هَوم را از سپهر ششم برگرفتند و آنرا بر سر درختی که دو مرغ برآن آشیان داشتند، فرود آوردند. ماری به آشیانه راه یافت و چوجهٔ مرغان را فرو برد. هوم، مار را کشت و مرغکان را رهایی بخشید.
زرتشت پیامش را همگانی میکند و با برخورد مغان میترائیست روبهرو میشود که موقعیتشان به خظر افتاده است چرا که «حاکمان و صاحبان خانه خدا، ترسناکترین موجودات بودند» اما زرتشت، از مدتها قبل، اعلام کرده بود که خانه خدا جز «دل و روان آدمی» نیست.
گئوتمه بودا همان گئوماته زرتشت بوده است: بنا به خبر يونانيان باستان از جمله هرودوت و پورفيريوس، گئوماته زرتشت در قرن ششم پيش از ميلاد - که به قرن تشکيل اديان باستانی معروف است - شهرهً آفاق بوده است. به ويژه مردم آسيا وی را بسيار دوست داشته و او را می پرستيده اند. بنابراين، در اينجا اين سؤال منطقی پيش می آيد که بپرسيم که مردمان سمت آسيای ميانه و هندوستان و چين وی را تحت چه نام و نشانی می شناخته اند؛ خصوصاٌ با علم بر اين که وی مّدتی در آن سمت و سوی ، در باختر (بلخ) سکونت داشته و در آنجا هم رهبر سياسی و هم رهبر دينی بوده است. همانجا که بعداٌ مرکز اصلی بودائيگری شده بود و معبد معروف نوبهار بلخ در آن قرار گرفته بوده است؛ همان معبد بودايي- زرتشتی که نظامی در اسکندر نامهً خود در مورد آن چنين سروده است:
به بلخ آمد و آذر زردهشت به طوفان شمشير چون آب کشت بهار دل افروز در بلخ بود کز و تازه گل را دهن تلخ بود پری پيکرانی در او چون بهار صمنخانه هايی چو خّرم بهار
بابک
زرتشت، سوشیانت کیش و آئینی بوده که «جان کلامش، راستی و شادی و دوستیست.» و او که فرستاده اهورامزدا بوده، پیامش را در فروردین، علنی میکند. وقتی چهل ساله مردی شده و به مناسبت جشن نوروز، رختی سپید برتن کرده است.
هورمزد برای رهایی از آفتها، قصد کرد زرتشت را به گیتی فرستد تا جهان را از شر اهریمن آزاد گرداند و پیروزی هورمزد به انجام رسد. هورمزد می بایستی دین و آیین خود را به او می سپرد تا مردم را به سوی حقیقت راهبری کند. اما برای زادن زرتشت سه چیز از جهان بالا لازم بود؛ نخست، فرهٔ زرتشت، فروغ و شکوه ایزدی، دوم روان و سوم تن. و شد آنچه می بایستی انجام می شد.
روان زرتشت را هورمزد بگونهٔ ایزدان بهشتی آفرید. پیش از آنکه او به جهان زیرین آید، روان وی در جهان بالا، در عالم مینو می زیست. چون زمان زادن زرتشت رسید بهمن، نخستین و والاترین امشاسپند و اردیبهشت، دومین امشاسپند و نگهبان زمین، دو ایزد مینوی و یاوران هورمزد، ساقهٔ گیاه هَوم را از سپهر ششم برگرفتند و آنرا بر سر درختی که دو مرغ برآن آشیان داشتند، فرود آوردند. ماری به آشیانه راه یافت و چوجهٔ مرغان را فرو برد. هوم، مار را کشت و مرغکان را رهایی بخشید.
زرتشت پیامش را همگانی میکند و با برخورد مغان میترائیست روبهرو میشود که موقعیتشان به خظر افتاده است چرا که «حاکمان و صاحبان خانه خدا، ترسناکترین موجودات بودند» اما زرتشت، از مدتها قبل، اعلام کرده بود که خانه خدا جز «دل و روان آدمی» نیست.
گئوتمه بودا همان گئوماته زرتشت بوده است:
بنا به خبر يونانيان باستان از جمله هرودوت و پورفيريوس، گئوماته زرتشت در قرن ششم پيش از ميلاد - که به قرن تشکيل اديان باستانی معروف است - شهرهً آفاق بوده است. به ويژه مردم آسيا وی را بسيار دوست داشته و او را می پرستيده اند.
بنابراين، در اينجا اين سؤال منطقی پيش می آيد که بپرسيم که مردمان سمت آسيای ميانه و هندوستان و چين وی را تحت چه نام و نشانی می شناخته اند؛ خصوصاٌ با علم بر اين که وی مّدتی در آن سمت و سوی ، در باختر (بلخ) سکونت داشته و در آنجا هم رهبر سياسی و هم رهبر دينی بوده است. همانجا که بعداٌ مرکز اصلی بودائيگری شده بود و معبد معروف نوبهار بلخ در آن قرار
گرفته بوده است؛ همان معبد بودايي- زرتشتی که نظامی در اسکندر نامهً خود در مورد آن چنين سروده است:
به طوفان شمشير چون آب کشت
بهار دل افروز در بلخ بود
کز و تازه گل را دهن تلخ بود
پری پيکرانی در او چون بهار
صمنخانه هايی چو خّرم بهار
pAshMak
تولدش مبارک.مرسی از یادآوری این روز
▧ تصویر در دسترس نیست