₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » :: نظرت در مورد این پسرها چیست؟ ::
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » :: نظرت در مورد این پسرها چیست؟ ::

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



:: نظرت در مورد این پسرها چیست؟ ::

1428 بازدید، 5 پست، نویسنده: pAshMak

  • pAshMak


    در این مطلب داستانی درمورد کمک کردن به والدین خواهید خواند.

    سه نفر زن می خواستند از سر چاه آب بیاورند.
    در فاصله ای نه چندان دور از آن ها پیر مرد دنیا دیده ای نشسته بود و می شنید که هریک از زن ها چه طور از پسرانشان تعریف می کنند.

    زن اول گفت : پسرم چنان در حرکات اکروباتی ماهر است که هیچ کس به پای او نمی رسد.
    دومی گفت : پسر من مثل بلبل اواز می خواند. هیچ کس پیدا نمی شود که صدایی به این قشنگی داشته باشد .
    هنگامی که زن سوم سکوت کرد، آن دو از او پرسیدند :
    پس تو چرا از پسرت چیزی نمی گویی؟
    زن جواب داد : در پسرم چیز خاصی برای تعریف کردن نیست. او فقط یک پسر معمولی است .ذاتا هیچ صفت بارزی ندارد.

    سه زن سطل هایشان را پر کردند و به خانه رفتند .
    پیرمرد هم آهسته به دنبالشان راه افتاد. سطل ها سنگین و دست های کار کرده زن ها ضعیف بود .
    به همین خاطر وسط راه ایستادند تا کمی استراحت کنند؛
    چون کمرهایشان به سختی درد گرفته بود. در همین موقع پسرهای هر سه زن از راه رسدند.

    پسر اول روی دست هایش ایستاد و شروع کرد به پا دوچرخه زدن.
    زن ها فریاد کشیدند: عجب پسر ماهر و زرنگی است!
    پسر دوم هم مانند یک بلبل شروع به خواندن کرد و زن ها با شوق و ذوق در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده بود، به صدای او گوش دادند.
    پسر سوم به سوی مادرش دوید. سطل را بلند کرد و آن را به خانه برد.


    در همین موقع زن ها از پیرمرد پرسیدند: نظرت در مورد این پسرها چیست؟
    پیرمرد با تعجب پرسید:منظورتان کدام پسرهاست ؟من که اینجا فقط یک پسر می بینم.

    4 سپاس: Holtek، kahkeshan، javad1020، علیرضا

  • Holtek

    داستان آموزنده اي بود ،متاسفانه از پسرهاي امروزي نميشه انتظار بيشتري داشت ....
    1 سپاس: pAshMak

  • kahkeshan

    1 سپاس: pAshMak

  • lion1360

    pAshMak,
    عالی بود :72:

    1 سپاس: pAshMak

  • fgrpmm

    پس اون دوتا کلاغ بودن!!!
    1 سپاس: pAshMak
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: