▧ تصویر در دسترس نیست بین ستارهای یا در میان ستارگان (به انگلیسی: Interstellar) حماسی علمی–تخیلی کارگردان: کریستوفر نولان بازیگران: متیو مککانهی، ان هتوی، جسیکا چستین مایکل کین و مککنزی فوی موسیقی: هانس زیمر فیلمبرداری : هویته ون هویتما مدت زمان: ۱۶۹ دقیقه هزینهٔ فیلم: ۱۶۵ میلیون دلار فروش گیشه: ۶۷۲٫۷ میلیون دلار
داستان در آینده زمین به علت آتشک محصولات کشاورزی رو به نابودی است و هر روز محصولات بیشتری نابود میشود. کوپر (متیو مککانهی) خلبان سابق ناسا که حالا کشاورز شده به همراه پدر زن، پسر جوان و دختر ۱۰ سالهاش در یک مزرعه زندگی میکنند. مورفی (دختر کوپر) معتقد است که در اتاقش یک شبح وجود دارد که سعی دارد با او ارتباط برقرار کند. کوپر و مورفی کشف میکنند شبح یک هوش ناشناخته است که با ارسال پیام با استفاده از امواج گرانشی مختصات دستگاه اعداد دودویی در گرد و غبار به جا میگذارد که این مختصات آنها را به تأسیسات مخفی ناسا که توسط پروفسور جان برند (مایکل کین) رهبری میشود، راهنمایی میکند. برند فاش میکند یک کرمچاله که توسط هوش بیگانه ساخته شده احتمالاً آنها را به یک سیاره جدید که امیدی برای زنده ماندن و ادامه نسل بشر است راهنمایی میکند. مأموریت لازاروسِ ناسا، سه سیاره را که به دور یک سیاهچاله غولپیکر (گارگَنچوا) میچرخند، به صورت احتمالی قابل سکونت تشخیص داده است: میلر، ادموندز و مَن نام این سیارههاست که هر کدام نام فضانوردانی است که به سمت آنها رفتهاند. برند کوپر را استخدام میکند تا یک سفینه فضایی به اسم اِندورنس را رهبری کند تا اطلاعات آن فضانوردان را به دست بیاورد. اگر یکی از سیارات قابل سکونت باشد بشریت به دنبال او خواهند رفت. عزیمت کوپر مورفی را به شدت ناراحت میکند و این دو در شرایط بدی از هم جدا میشوند.
در اندورنس کوپر به دختر برند، آملیا (ان هتوی) که زیستشناس است، دانشمندان رُمیلی (دیوید گیاسی) و دویل (وس بنتلی) و دو ربات به اسمهای تارس و کیس اضافه میشود. آنها وارد کرمچاله میشوند و به سمت میلر میروند اما پی میبرند که سیاره آنقدر به گارگَنچوا نزدیک است که تجربه شدید اتساع زمان گرانشی ایجاد میکند، به این معنی که هر یک ساعت روی سطح سیاره به اندازه ۷ سال بر روی زمین است. آنها بر روی سیاره فرود میآیند. معلوم میشود سطح آن پوشیده شده از یک اقیانوس کم عمق است که موجهایی غولآسا دارد. در حالی که آملیا تلاش میکند اطلاعات میلر را بهبود دهد، یک موج عظیم به آنها نزدیک میشود و دویل را میکُشد و باعث میشود که عزیمت آنها به تأخیر بیفتد. وقتی آنها به اندورنس برمیگردند ۲۳ سال گذشته است.
در زمین مورف جوان به عنوان یک دانشمند در ناسا به کمک پروفسور برند بر روی معادلهای کار میکند که ناسا را قادر میسازد یک ایستگاه فضایی عظیم را که از طریق گرانش کار میکند، راهاندازی کند. وقتی که پروفسور برند در بستر مرگ است اذعان میکند که او مشکل را مدتها قبل حل کرده و میدانسته که نقشه A غیرممکن است. او یافتهها و ایمان خود را روی نقشه B یعنی استفاده از جنین بارور و شروع بشریت از نو گذاشته است. اما مورفی معتقد است نتیجهگیری پروفسور برند با اضافه کردن اطلاعات از تکینگی گرانشی یک سیاهچاله میتواند کار کند.
با کم شدن سوخت اندورنس تنها میتواند به یک سیاره دیگر برود قبل از این که به زمین برگردد. بعد از یک رأیگیری تیم سیاره مَن را انتخاب میکند، به دلیل این که از آن همچنان داده منتقل میشود. اما آنها با سیارهٔ یخ زدهای روبهرو میشوند که قابل سکونت نیست. دکتر مَن (مت دیمون) میدانسته که نقشه B هدف اصلی این مأموریت بوده، به همین دلیل اطلاعات جعلی را به اندورنس فرستاده تا آنها به کمک وی بیایند. مَن لباس فضانوردی کوپر را میشکند تا او بمیرد و فرار میکند تا با یک شاتل به اندورنس برسد. رامیلی توسط یک بمب که مَن برای حفاظت از رازهایش کار گذاشته بود کشته میشود. آملیا کوپر را نجات میدهد و با یک شاتل دیگر به دنبال اندورنس میروند. مَن شاتل را به طور اشتباه به اندورنس متصل میکند. محفظه هوا میترکد و من کشته میشود و آسیبهای جدی به اندورنس وارد میشود، اما کوپر با استفاده از شاتل، اندورنس را بار دیگر تحت کنترل خود درمیآورد.
کوپر و آملیا برای فرار از گرانش سیاه چاله نقشهای را تنظیم میکنند تا به سیاره ادموندز بروند. آملیا به سیاره میرود ولی کوپر و تارس به داخل سیاه چاله میروند و برای به دست آوردن اطلاعات از خود گذشتگی میکنند. آنها به یک فضای چهاربعدی تسرکت، که در آن، زمان به عنوان یک بعد فضایی ظاهر میشود و کوپر تصویر اتاق خواب مورف را در تمامی لحظات موجود (بینهایت لحظه) میبیند، وارد میشوند. کوپر متوجه میشود موجودات بیگانه همان انسانهای پیشرفتهٔ آیندهاند و این فضا را ساختهاند تا او بتواند با مورفی ارتباط برقرار کند و بشریت را نجات دهد. کوپر با استفاده از امواج گرانشی و از طریق دادن کد تکنیک گرانشی به ساعت مورف جوان و کامل کردن معادله برند، بشریت را نجات میدهد. کوپر بعد از سالها در یکی از ایستگاههای فضایی بیدار میشود و با مورف پیر ملاقات میکند، کسی که مانع از نابودی بشریت شده است. در پایان مورف به کوپر میگوید تا به دنبال آملیا که در سیاره ادموندز زندگی را آغاز کرده و در حال عملی کردن نقشه B هست، برود.
منابع تأثیرگذار نولان گفته است فیلمهای ۲۰۰۱: ادیسه فضایی (۱۹۶۸)، بیگانه (۱۹۷۹)، برخورد نزدیک از نوع سوم (۱۹۷۷)، چیزهای درست (۱۹۸۳)، و تماس (۱۹۹۷) بر داستان بین ستارهای تأثیرگذار بودهاند. او بین ستارهای را با فیلم گنجهای سیرا مادره مقایسه میکند، چرا که فیلم در مورد طبیعت انسان است.
دقت علمی کیپ تورن، فیزیکدان نظری، مشاور علمی فیلم بود تا تصاویر کرمچاله و نسبیت تا بیشترین حد ممکن دقیق باشد. او گفت: «درباره تصاویر کرمچاله و سیاهچاله بحث کردیم و سپس من روی معادلاتی کار کردم که به ما اجازه میداد مسیر پرتوهای نور در نزدیکی کرمچاله یا سیاهچاله را پیشبینی کنیم. پس آنچه میبینید بر پایه معادلات نسبیت عام اینشتین است.» برای ساختن سیاهچاله کر کلانجرم (که بر خلاف سیاهچاله غیرچرخان، کارکره دارد)، تورن با پل فرانکلین، سرپرست تیم جلوههای ویژه و ۳۰ متخصص جلوههای کامپیوتری همکاری کرد. تورن چندین صفحه از معادلات نظری را در اختیار متخصصان قرار داد، که آنها بر پایهٔ آن، برنامهٔ کامپیوتری جدیدی برای خلق تصاویر نوشتند تا شبیهسازی همگرایی گرانشی رخ داده بر اثر این پدیدهها با دقت بیشتری صورت گیرد. رندر برخی از تصاویر تا ۱۰۰ ساعت هم طول کشید و حجم کل دادهها به ۸۰۰ ترابایت رسید. این شبیهسازی به وسیله جلوههای ویژه، به تورن کمک کرد تا دید بهتری درباره همگرایی گرانشی و قرص برافزایشی حول سیاهچالهها پیدا کند و دو مقاله علمی از آنها درآمد، یکی برای انجمن اخترفیزیک و دیگری برای انجمن گرافیک کامپیوتر. نولان ابتدا نگران بود که تصاویر دقیق درست شدهٔ سیاهچاله برای مخاطبان از لحاظ بصری قابل درک نباشد و تیم جلوههای ویژه مجبور بشوند تغییراتی رو آن اعمال کنند. اما با پایان کار و دیدن اثر نهایی، او تصاویر را بدون حرکت زیاد دوربین قابل درک دید. دراین مورد گفت: «چیزی که فهمیدیم این بود که اگر نقطهٔ دید و موقعیت دوربین را خیلی تغییر ندهیم، میتوانیم به چیز قابل درکی برسیم.» تصویر ارائه شده از کرمچاله، از نظر علمی صحیح است. به جای نشان دادن تصویری دوبعدی از کره که سهبعدی است استفاده شده و بر روی آن تصویری ناهمگون از کهکشان مقصد دیده میشود.
یه جایی از فیلم 3 تا از 4 تا فضانورد از سفینه خارج میشن تا یک فرود 3 ساعتی روی یکی از سیاره ها داشته باشن. وقتی برمیگردن میبینن دوستشون چقدر عوض شده!!! اون میگه برای چی انقدر طول کشید.... 23 سال منتظرتون موندم. (روی اون سیاره هر ساعت معادل حدود 7 سال معمولی بود) تو برگشت از یکی از سیاهچاله ها کوپر گفت این مانور کوچولو (چند دقیقه ای) 51 سال طول میکشه! وقتی کوپر زمین رو ترک میکنه دخترش 10 سال داشت. بعد از چند ماه (آخر فیلم وقتی دخترشو میبینه یک پیرزن 90 ساله شده بود) دیشب این فیلمو دیدیم ولی فکر میکنم 3-4 بار دیگه باید ببینمش. توصیه میکنم اگه براتون امکان داره حتما تهیه کنید و ببینیدش. فوق العاده است.
من این فیلمو چن هفته پیش با دو تا از دوستام نگاه کردم! داستانش خععععلی سنگین بود! نشون به این نشون که آخر فیلم داشتیم مثه سه تا گاو به هم نیگا میکردیم!
از اون فیلماییه که حداقل سه چهاربار باید ببینیش تا کامل درکش کنی.
علیرضا
حماسی علمی–تخیلی
کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: متیو مککانهی، ان هتوی، جسیکا چستین مایکل کین و مککنزی فوی
موسیقی: هانس زیمر
فیلمبرداری : هویته ون هویتما
مدت زمان: ۱۶۹ دقیقه
هزینهٔ فیلم: ۱۶۵ میلیون دلار
فروش گیشه: ۶۷۲٫۷ میلیون دلار
نسخه موبایل
داستان
در آینده زمین به علت آتشک محصولات کشاورزی رو به نابودی است و هر روز محصولات بیشتری نابود میشود. کوپر (متیو مککانهی) خلبان سابق ناسا که حالا کشاورز شده به همراه پدر زن، پسر جوان و دختر ۱۰ سالهاش در یک مزرعه زندگی میکنند. مورفی (دختر کوپر) معتقد است که در اتاقش یک شبح وجود دارد که سعی دارد با او ارتباط برقرار کند. کوپر و مورفی کشف میکنند شبح یک هوش ناشناخته است که با ارسال پیام با استفاده از امواج گرانشی مختصات دستگاه اعداد دودویی در گرد و غبار به جا میگذارد که این مختصات آنها را به تأسیسات مخفی ناسا که توسط پروفسور جان برند (مایکل کین) رهبری میشود، راهنمایی میکند. برند فاش میکند یک کرمچاله که توسط هوش بیگانه ساخته شده احتمالاً آنها را به یک سیاره جدید که امیدی برای زنده ماندن و ادامه نسل بشر است راهنمایی میکند. مأموریت لازاروسِ ناسا، سه سیاره را که به دور یک سیاهچاله غولپیکر (گارگَنچوا) میچرخند، به صورت احتمالی قابل سکونت تشخیص داده است: میلر، ادموندز و مَن نام این سیارههاست که هر کدام نام فضانوردانی است که به سمت آنها رفتهاند. برند کوپر را استخدام میکند تا یک سفینه فضایی به اسم اِندورنس را رهبری کند تا اطلاعات آن فضانوردان را به دست بیاورد. اگر یکی از سیارات قابل سکونت باشد بشریت به دنبال او خواهند رفت. عزیمت کوپر مورفی را به شدت ناراحت میکند و این دو در شرایط بدی از هم جدا میشوند.
در اندورنس کوپر به دختر برند، آملیا (ان هتوی) که زیستشناس است، دانشمندان رُمیلی (دیوید گیاسی) و دویل (وس بنتلی) و دو ربات به اسمهای تارس و کیس اضافه میشود. آنها وارد کرمچاله میشوند و به سمت میلر میروند اما پی میبرند که سیاره آنقدر به گارگَنچوا نزدیک است که تجربه شدید اتساع زمان گرانشی ایجاد میکند، به این معنی که هر یک ساعت روی سطح سیاره به اندازه ۷ سال بر روی زمین است. آنها بر روی سیاره فرود میآیند. معلوم میشود سطح آن پوشیده شده از یک اقیانوس کم عمق است که موجهایی غولآسا دارد. در حالی که آملیا تلاش میکند اطلاعات میلر را بهبود دهد، یک موج عظیم به آنها نزدیک میشود و دویل را میکُشد و باعث میشود که عزیمت آنها به تأخیر بیفتد. وقتی آنها به اندورنس برمیگردند ۲۳ سال گذشته است.
در زمین مورف جوان به عنوان یک دانشمند در ناسا به کمک پروفسور برند بر روی معادلهای کار میکند که ناسا را قادر میسازد یک ایستگاه فضایی عظیم را که از طریق گرانش کار میکند، راهاندازی کند. وقتی که پروفسور برند در بستر مرگ است اذعان میکند که او مشکل را مدتها قبل حل کرده و میدانسته که نقشه A غیرممکن است. او یافتهها و ایمان خود را روی نقشه B یعنی استفاده از جنین بارور و شروع بشریت از نو گذاشته است. اما مورفی معتقد است نتیجهگیری پروفسور برند با اضافه کردن اطلاعات از تکینگی گرانشی یک سیاهچاله میتواند کار کند.
با کم شدن سوخت اندورنس تنها میتواند به یک سیاره دیگر برود قبل از این که به زمین برگردد. بعد از یک رأیگیری تیم سیاره مَن را انتخاب میکند، به دلیل این که از آن همچنان داده منتقل میشود. اما آنها با سیارهٔ یخ زدهای روبهرو میشوند که قابل سکونت نیست. دکتر مَن (مت دیمون) میدانسته که نقشه B هدف اصلی این مأموریت بوده، به همین دلیل اطلاعات جعلی را به اندورنس فرستاده تا آنها به کمک وی بیایند. مَن لباس فضانوردی کوپر را میشکند تا او بمیرد و فرار میکند تا با یک شاتل به اندورنس برسد. رامیلی توسط یک بمب که مَن برای حفاظت از رازهایش کار گذاشته بود کشته میشود. آملیا کوپر را نجات میدهد و با یک شاتل دیگر به دنبال اندورنس میروند. مَن شاتل را به طور اشتباه به اندورنس متصل میکند. محفظه هوا میترکد و من کشته میشود و آسیبهای جدی به اندورنس وارد میشود، اما کوپر با استفاده از شاتل، اندورنس را بار دیگر تحت کنترل خود درمیآورد.
کوپر و آملیا برای فرار از گرانش سیاه چاله نقشهای را تنظیم میکنند تا به سیاره ادموندز بروند. آملیا به سیاره میرود ولی کوپر و تارس به داخل سیاه چاله میروند و برای به دست آوردن اطلاعات از خود گذشتگی میکنند. آنها به یک فضای چهاربعدی تسرکت، که در آن، زمان به عنوان یک بعد فضایی ظاهر میشود و کوپر تصویر اتاق خواب مورف را در تمامی لحظات موجود (بینهایت لحظه) میبیند، وارد میشوند. کوپر متوجه میشود موجودات بیگانه همان انسانهای پیشرفتهٔ آیندهاند و این فضا را ساختهاند تا او بتواند با مورفی ارتباط برقرار کند و بشریت را نجات دهد. کوپر با استفاده از امواج گرانشی و از طریق دادن کد تکنیک گرانشی به ساعت مورف جوان و کامل کردن معادله برند، بشریت را نجات میدهد. کوپر بعد از سالها در یکی از ایستگاههای فضایی بیدار میشود و با مورف پیر ملاقات میکند، کسی که مانع از نابودی بشریت شده است. در پایان مورف به کوپر میگوید تا به دنبال آملیا که در سیاره ادموندز زندگی را آغاز کرده و در حال عملی کردن نقشه B هست، برود.
منابع تأثیرگذار
نولان گفته است فیلمهای ۲۰۰۱: ادیسه فضایی (۱۹۶۸)، بیگانه (۱۹۷۹)، برخورد نزدیک از نوع سوم (۱۹۷۷)، چیزهای درست (۱۹۸۳)، و تماس (۱۹۹۷) بر داستان بین ستارهای تأثیرگذار بودهاند. او بین ستارهای را با فیلم گنجهای سیرا مادره مقایسه میکند، چرا که فیلم در مورد طبیعت انسان است.
دقت علمی
کیپ تورن، فیزیکدان نظری، مشاور علمی فیلم بود تا تصاویر کرمچاله و نسبیت تا بیشترین حد ممکن دقیق باشد. او گفت: «درباره تصاویر کرمچاله و سیاهچاله بحث کردیم و سپس من روی معادلاتی کار کردم که به ما اجازه میداد مسیر پرتوهای نور در نزدیکی کرمچاله یا سیاهچاله را پیشبینی کنیم. پس آنچه میبینید بر پایه معادلات نسبیت عام اینشتین است.»
برای ساختن سیاهچاله کر کلانجرم (که بر خلاف سیاهچاله غیرچرخان، کارکره دارد)، تورن با پل فرانکلین، سرپرست تیم جلوههای ویژه و ۳۰ متخصص جلوههای کامپیوتری همکاری کرد. تورن چندین صفحه از معادلات نظری را در اختیار متخصصان قرار داد، که آنها بر پایهٔ آن، برنامهٔ کامپیوتری جدیدی برای خلق تصاویر نوشتند تا شبیهسازی همگرایی گرانشی رخ داده بر اثر این پدیدهها با دقت بیشتری صورت گیرد. رندر برخی از تصاویر تا ۱۰۰ ساعت هم طول کشید و حجم کل دادهها به ۸۰۰ ترابایت رسید. این شبیهسازی به وسیله جلوههای ویژه، به تورن کمک کرد تا دید بهتری درباره همگرایی گرانشی و قرص برافزایشی حول سیاهچالهها پیدا کند و دو مقاله علمی از آنها درآمد، یکی برای انجمن اخترفیزیک و دیگری برای انجمن گرافیک کامپیوتر.
نولان ابتدا نگران بود که تصاویر دقیق درست شدهٔ سیاهچاله برای مخاطبان از لحاظ بصری قابل درک نباشد و تیم جلوههای ویژه مجبور بشوند تغییراتی رو آن اعمال کنند. اما با پایان کار و دیدن اثر نهایی، او تصاویر را بدون حرکت زیاد دوربین قابل درک دید. دراین مورد گفت: «چیزی که فهمیدیم این بود که اگر نقطهٔ دید و موقعیت دوربین را خیلی تغییر ندهیم، میتوانیم به چیز قابل درکی برسیم.»
تصویر ارائه شده از کرمچاله، از نظر علمی صحیح است. به جای نشان دادن تصویری دوبعدی از کره که سهبعدی است استفاده شده و بر روی آن تصویری ناهمگون از کهکشان مقصد دیده میشود.
نسخه موبایل
جستجو در گوگل برای دانلود فیلم: https://www.google.fi/search?q=interstellar+torrent
دانلود زیر نویس فارسی: دانلود
دانلود موزیک متن تاپیک متعلق به همین فیلم: Hans Zimmer - 02 Cornfield Chase Interstellar 2 مگابایت
دانلود چند تا عکس پس زمینه از فیلم (برای دریافت عکسها روی آنها کلیک کنید// در پنجره جدید باز میشود)
منبع نوشته های بالا:
سایت رسمی فیلم: interstellar.withgoogle.com
در بانک اطلاعات اینترنتی فیلمها (IMDb)
metacritic
rottentomatoes
boxofficemojo
علیرضا
تو برگشت از یکی از سیاهچاله ها کوپر گفت این مانور کوچولو (چند دقیقه ای) 51 سال طول میکشه!
وقتی کوپر زمین رو ترک میکنه دخترش 10 سال داشت. بعد از چند ماه (آخر فیلم وقتی دخترشو میبینه یک پیرزن 90 ساله شده بود)
دیشب این فیلمو دیدیم ولی فکر میکنم 3-4 بار دیگه باید ببینمش. توصیه میکنم اگه براتون امکان داره حتما تهیه کنید و ببینیدش. فوق العاده است.
levrone
نشون به این نشون که آخر فیلم داشتیم مثه سه تا گاو به هم نیگا میکردیم!
از اون فیلماییه که حداقل سه چهاربار باید ببینیش تا کامل درکش کنی.
علیرضا
دور از جون
آره باید چند بار نگاه کنی ولی با زیرنویس فارسی دیدین بهروز جان؟
Holtek
علیرضا
نقل قول منتقل شده به قسمت بالای پستها سمت چپش
دیدی؟
levrone
اره دادا. با زیرنویس بود ولی زیاد مفهوم نبود.
Holtek
#(علیرضا)
علیرضا
باید دو سه بار دید این فیلمو. البته اگه برات جالب باشه. من دیشب دوباره زدم که ببینم 40 دقیقه شو دیدم بعد دیگه بیهوش شدم
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→