₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » حكايت سرزمين من (9)
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » حكايت سرزمين من (9)

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



حكايت سرزمين من (9)

1735 بازدید، 1 پست، نویسنده: jahani

  • jahani


    چشم انداز عمومي ايران را نمي توان از تاريخ جدا کرد. هر يک از يادگارهاي جامِ تاريخ، سخني براي شکفتن دارند و مطلبي براي شکافتن، که دل طالب آن است.
    صداي پيچشِ طنينِ تاريخ يا آواي خفتگان همواره از جامِ جم به گوش مي رسد.
    اين همان جام جهان بيني است که همان روز آفرينش براي ما تدارک ديده شد، تا گوهر خود را از گمشدگان لب دريا نطلبيم!
    ريشه هاي همۀ جهان بيني و برداشت ايراني از جهان هستي و پيرامون در يادگارهاي تاريخ روزگاران گذشته نهفته است.
    چنين است که کاخ هاي شاهان هخامنشي، در پاي کوه رحمت، تخت جمشيد و نگاره هاي هخامنشي و ساساني، در نزديکي تخت جمشيد، نقش رستم خوانده مي شود و آتشکدۀ آذرگشسب در تکاب، تخت سليمان.
    ايراني، براي پاسداري از هويت خود، نخست اسکندر را ذوالقرنين مي خواند و بعد مدعي مي شود که ذوالقرنين قران همان کوروش کبير است، که آرامگاهش را قبر مادر سليمان ناميده است.
    بافت چشم اندازهاي عمومي ايران، بافتي از هويت ايراني است، که از تاريخ و آيين و افسانه هاي حماسي مايه گرفته است.
    ما بدون تاريخ و بدون شنيدن آواي خفتگان خود قادر به ادامۀ حيات نيستيم!
    بسيار پيش آمده است که بر اندام واقعيت هاي تاريخي، به مقتضاي زمان، رختي نو دوخته ايم . . . زيرا که تمايلي به فاصله گرفتن از تاريخ را نداريم.
    چشم اندازهاي ايران پهناور، تاريخ مهياي نوازش هر ايراني آشنا و نا آشناي با تاريخ است. نخست، نا آشنايان با تاريخ بودند که از ويرانه هاي تاريخ، تخت جمشيد ساختند و داستان بي بي شهربانو را بر سر زبان ها انداختند و سليمان را مفتخر به ساختن مسجدي در خوزستان کردند.
    گاهي در يادگارهاي هنري چشم اندازهاي ايران به رگه هاي بسيار خوبي از زندگي اجتماعي نيز بر مي خوريم.
    «ويترين» طاق بستان، تنها جاي شبديز افسانه هاي عاشقانه نيست.
    اين طاق نمايشگاه پارچه ها و لباس هاي دوره ي ساساني نيز هست. نقش لباس شاه در مجلس شکار گراز طاق بستان، سگ يا گرگي افسانه اي و بالدار است، محصور در دايره هايي از گلبرگ، که خود نقش هاي تزييني زيبايي در ميان دارند. در طاق بستان حتي در لباس هاي پاروزن ها نيز نقش هاي تزييني ماهرانه اي به چشم مي خورد. مانند سرگراز در ميان دايره. در پارچه ي ساساني طاق بستان از عنصرهاي سنتي، يعني شير، سگ بالدار، گراز، بز كوهي و انواع پرندگان و همچنين نقش درختان استفاده شده است. روي هم رفته در نقش پارچه لباس شاه و ايزدان و ديگر کساني که در طاق بستان آمده اند تنوع زيادي به چشم مي خورد. گاهي به نظر مي رسد که نقش پارچه را لکه اي ابر تشکيل داده است که اصطلاحا ابر نيکبختي خوانده مي شود و برگرفته از چين است. گل چهار پر به گونه هاي مختلف، در جايي به صورت شطرنج و در جايي ديگر به شکل گوهرنشان، از عناصر تشکيل دهندۀ نقش پارچه ها است. نقش برخي از پارچه ها تصوير جانوران مختلفي چون ميش کوهي، خرس، مرغابي، و حواصيل است. نقش ها گاهي مرکب اند. مثلا مرغابي هايي محاطِ در برگ به شکل لوزي که در فضاي ميان آن ها جا به جا ستاره، گل يا تاج مرواريد به کار رفته است. نقش غالب در اين دايره ها دانه هاي درشت مرواريد است.
    ويترين طاق بستان تنها جاي شبديز نيست، که با برگستواني از جنس تاريخ مهياي شيهه اي سنگين از دل سنگي خود است.


    1 سپاس: میهمان3c7
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: