مردی از همسرش میپرسه چه احساسی داری وقتی چهار ساعت میشینی سمبوسه میپیچی و من در عرض یک دقیقه میخورمشون ؟ زنش میگه همون احساسی که تو بعد از یک ماه کار حقوقت رو میاری و من در عرض چند دقیقه تو بازار خرجش میکنم يكى نيست بگه آخه برادرمن سمبوستو بخور چرا روی اعصاب خودت راه میری ؟
خنده بر هر درد بی درمان دواست، به غیر از اسهال، لامصب بخندی تمومه!
یارو شب تو اتوبوس هى از صندلى 8 بلند ميشه ميره صندلى 14 باز بر ميگرده سر جاش. يكى بهش ميگه چه مرگته بخواب ديگه! یارو ميگه لعنت به كسى كه گفت دوتا صندلى بگير شب راحت بخوابى...!
سر چهار راه بودم یهو ی وانت چراغ قرمزو رد کرد. پلیس تو بلندگو گفت وانت کجا میری؟ وانتیه هم تو بلند گو گفت: دارم میرم بار بیارم دیرم شده عجله دارم...
زنه از کوبا تا فلوریدا صد مایل شنا کرده که پیام صلح و دوستى رو به جهانیان برسونه بعد من چون کنترل دور بود ازم دیشب با تلوزیون روشن خوابیدم!
جناب سندی در یکی از شاهکارهایشان می فرمایند:
آی موخرمایی، چشم عسلی، دختر اهوازی!
.
.
.
.
سپس در انتهای این بند میفرمایند:
تموم هستی ام کردم فدایت، فدای اون دو چشمون سیاهت!
حال به نظر شما کدام گزینه صحیح است؟
۱٫ایشان دو دوست دختر با رنگ چشم های عسلی و سیاه داشته
و در میان شعر گفتن این دو را باهم قاطی نموده اند!
۲٫خواسته یک تیر و دو نشان بزنه
۳٫طرف در حین شعر لنز مشکی گذاشته
۴٫ ایشان به حدی از عرفان رسیده اند که برای ما قابل درک نیست!
زن وشوهر دعواشون میشه زن زنگ می زنه به مادرش میگه مامان من میخوام چند روز بیا م خونه تون وشوهرم را تنبیه کنم . مادر میگه نه دخترم این شوهرت نیاز به یک تنبیه بزرگتر داره!! من میام خونه تون !!!!
دختره میره بقالی به بقال میگه یه سس مایونز بدید ، بقال میگه : بهروز خوبه ؟؟ دختر میگه : شما از کجا فهمیدید ؟ تورو خدا به بابام نگو ، من و میکشه
رفتم بانک... به رییس شعبه گفتم: میخوام یه حساب مشترک باز کنم...
پرسید: با کی؟
گفتم: میذارم به انتخاب شما.... فقط یکی که خیلی پول*دار باشه!!!
.
.
.
.
.
نمیدونم چرا با داد و بیداد از بانک بیرونم کردن ...
مردم چقدر بی اعصاب شدن!!!والاااا
خارجیا گریه میکنن مثه ابر بهار : خیره میشن به چشمات ، بغض میکنن بعد قطه اشک میلغزه رو گونشون ! اون وقت گریه کردن ما: 1_تغییر سایز دماغ از خیار قلمی به کدو حلوایی ! 2_تغییر سایز چشم از آلوی برغان بگو ماشالا ^_^ به ماش له شده :ll !!
مورد داشتیم پشه رفته تو سوراخ دماغ پسره، با انگشت همون سوراخ رو بسته، از اون يکى سوراخ حشره کش زده!
. . . . . . . خدا رفتگان شما رو هم بيامرزد. ما الان بهشت زهراييم!!!
رفتم کبابی دیدم نوشته: "۱۰۰% گوسفندی". کبابو که خوردم فهمیدم با من بوده!
یادش بخیر دوران مدرسه، لامصب جواب نصف سوال های جغرافی این بود: آب کافی، خاک حاصل خیز و آب و هوای مناسب تاریخ میشد: بی کفایتی پادشاهان ، خیانت دربار و دخالت های انگلیس! اجتماعی: ایجاد هرج و مرج دینی رو که نگو! دینی کلا جوابش میشه: ایمان، تقوا، عمل صالح.
تنها چیزی که یه ایرانی هیچوقت ازش نا امید نمیشه... . . ژیلت یک بار مصرفه!
یکی از معلم ها تعریف میکرد: سالها پیش معلم یه روستا بودم یکبار که به بچه ها گفتم برای روز معلم انشا بنوسین یکیشون نوشته بود: در آن سرمایی که سگ از خانه ی خود بیرون نمی آید معلم ما به مدرسه می آید!
دختر خالم زنگ زده میگه : مشخصات کامل لپتاپتو بگو میگم : چرا ؟ چیکار داری ؟ دخترخالم : میخوام یه مدل بالاترشو بگیرم تا چشاد در آد! من :| همچنان من :|
pAshMak
چه احساسی داری وقتی چهار ساعت میشینی سمبوسه میپیچی و من در عرض یک دقیقه میخورمشون ؟
زنش میگه
همون احساسی که تو بعد از یک ماه کار حقوقت رو میاری و من در عرض چند دقیقه تو بازار خرجش میکنم
يكى نيست بگه آخه برادرمن سمبوستو بخور چرا روی اعصاب خودت راه میری ؟
خنده بر هر درد بی درمان دواست، به غیر از اسهال، لامصب بخندی تمومه!
یارو شب تو اتوبوس هى از صندلى 8 بلند ميشه ميره صندلى 14 باز بر ميگرده سر جاش. يكى بهش ميگه چه مرگته بخواب ديگه! یارو ميگه لعنت به كسى كه گفت دوتا صندلى بگير شب راحت بخوابى...!
سر چهار راه بودم یهو ی وانت چراغ قرمزو رد کرد. پلیس تو بلندگو گفت وانت کجا میری؟ وانتیه هم تو بلند گو گفت: دارم میرم بار بیارم دیرم شده عجله دارم...
زنه از کوبا تا فلوریدا صد مایل شنا کرده که پیام صلح و دوستى رو به جهانیان برسونه بعد من چون کنترل دور بود ازم دیشب با تلوزیون روشن خوابیدم!
جناب سندی در یکی از شاهکارهایشان می فرمایند:
آی موخرمایی، چشم عسلی، دختر اهوازی!
.
.
.
.
سپس در انتهای این بند میفرمایند:
تموم هستی ام کردم فدایت، فدای اون دو چشمون سیاهت!
حال به نظر شما کدام گزینه صحیح است؟
۱٫ایشان دو دوست دختر با رنگ چشم های عسلی و سیاه داشته
و در میان شعر گفتن این دو را باهم قاطی نموده اند!
۲٫خواسته یک تیر و دو نشان بزنه
۳٫طرف در حین شعر لنز مشکی گذاشته
۴٫ ایشان به حدی از عرفان رسیده اند که برای ما قابل درک نیست!
زن وشوهر دعواشون میشه زن زنگ می زنه به مادرش میگه
مامان من میخوام چند روز بیا م خونه تون وشوهرم را تنبیه کنم .
مادر میگه نه دخترم این شوهرت نیاز به یک تنبیه بزرگتر داره!!
من میام خونه تون !!!!
دختره میره بقالی
به بقال میگه یه سس مایونز بدید ،
بقال میگه : بهروز خوبه ؟؟
دختر میگه : شما از کجا فهمیدید ؟
تورو خدا به بابام نگو ، من و میکشه
رفتم بانک...
به رییس شعبه گفتم: میخوام یه حساب مشترک باز کنم...
پرسید: با کی؟
گفتم: میذارم به انتخاب شما.... فقط یکی که خیلی پول*دار باشه!!!
.
.
.
.
.
نمیدونم چرا با داد و بیداد از بانک بیرونم کردن ...
مردم چقدر بی اعصاب شدن!!!والاااا
خارجیا گریه میکنن مثه ابر بهار :
خیره میشن به چشمات ، بغض میکنن
بعد قطه اشک میلغزه رو گونشون !
اون وقت گریه کردن ما:
1_تغییر سایز دماغ از خیار قلمی به کدو حلوایی !
2_تغییر سایز چشم از آلوی برغان بگو ماشالا ^_^
به ماش له شده :ll !!
مورد داشتیم پشه رفته تو سوراخ دماغ پسره، با انگشت همون سوراخ رو بسته، از اون يکى سوراخ حشره کش زده!
.
.
.
.
.
.
.
خدا رفتگان شما رو هم بيامرزد.
ما الان بهشت زهراييم!!!
رفتم کبابی دیدم نوشته: "۱۰۰% گوسفندی". کبابو که خوردم فهمیدم با من بوده!
یادش بخیر دوران مدرسه، لامصب جواب نصف سوال های جغرافی این بود:
آب کافی، خاک حاصل خیز و آب و هوای مناسب
تاریخ میشد:
بی کفایتی پادشاهان ، خیانت دربار و دخالت های انگلیس!
اجتماعی: ایجاد هرج و مرج
دینی رو که نگو!
دینی کلا جوابش میشه: ایمان، تقوا، عمل صالح.
تنها چیزی که یه ایرانی هیچوقت ازش نا امید نمیشه...
.
.
ژیلت یک بار مصرفه!
یکی از معلم ها تعریف میکرد: سالها پیش معلم یه روستا بودم یکبار که به بچه ها گفتم برای روز معلم انشا بنوسین یکیشون نوشته بود: در آن سرمایی که سگ از خانه ی خود بیرون نمی آید معلم ما به مدرسه می آید!
دختر خالم زنگ زده میگه :
مشخصات کامل لپتاپتو بگو
میگم : چرا ؟ چیکار داری ؟
دخترخالم : میخوام یه مدل بالاترشو بگیرم تا چشاد در آد!
من :|
همچنان من :|
▧ تصویر در دسترس نیست
دخترشاه پریون
▧ تصویر در دسترس نیست
fgrpmm
ممنون
Holtek
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→