حداقل غلظت گلوکز خون نوزاد معمولا در عرض 1-3 ساعت ایجاد گشته و بهبود خود به خود در عرض 4-6 ساعت ایجاد میشود.در طی 1-3 روز اول زندگی نوزاد معمولا بی قرار و لرزش دار و تحریک پذیر است.اگر چه ممکن است هیپوتونی و لتارژی و مکیدن ضعیف نیز داشته باشد.آنها ممکن است مجموعه ای از تظاهرات گوناگون هیپو گلیسمی است و شروع تاخیری آن مربوط به هیپوکلسمی است و ممکن است این مجموعه با هم دیده شوند. آسفیکسی حین زایمان نیز علایم مشابهی دارد. هیپو منیزیمی نیز میتواند همراه هیپوکلسمی باشد. تظاهرات فوق ممکن است در غیاب هیپوگلیسمی و هیپوکلسمی و آسفیکسی نیز روی میدهند.
تاکی پنه در طی 1-2 روز زندگی در بسیاری از نوزادان مادران دیابتی رخ داده و ممکن است تظاهری از هیپوکلسمی و هیپوترمی و پلی سیتمی و نارسایی قلبی و تاکی پنه گذرا یا ادم مغزی ناشی از ترومای زایمانی آسفیکسی باشد. نوزادان مادران دیابتی نسبت به نوزادان مادران غیر دیابتی در شرایط سنی مساوی انسیدانس بیشتر بروز آر دی اس دارند. این انسیدانس بالا احتمالا به علت اثر آنتاگونیستی انسولین بر تحریک سنتز سورفاکتانت توسط کورتیزول میباشد. کاردیومگالی شایع است و نارسایی قلبی در 5-10درصد از نوزادان مادران دیابتی رخ میدهد. هیپوتروفی نامتقارن تیغه ای ممکن است رخ داده و تظاهرات بالینی مشابه با تنگی هیپرتروفیک زیر آئورتی آیدیوپاتیک داشته باشد. بیماری مادرزادی قلب در نوزادان مادران دیابتی شایع تر است.عوامل اینوتروپیک سبب بدتر شدن انسداد گشته و کنتر اندیکه هستند. ترومای زایمانی نیز معمولا عارضه شایع ماکروزومی جنین است. تکامل عصبی و مراکز استخوانی شونده معمولا نارس بوده و در مقایسه با وزن کلی بدن با سایز مغز(که افزایش ندارد) و سن بارداری ارتباط دارند. به علاوه در این نوزادان میزان بروز هیپر بیلی روبینی و پلی سیتمی و ترومبوز ورید کلیوی بالا بوده که مورد اخیر را باید در نوزادان با توده پهلو و هماچوری و ترومبوسیتوپنی در نظر داشت. بروز ناهنجاری های مادرزادی در نوزادان مادران دیابتی سه برابر اافزایش داشته، مالفورماسیون قلبی (نقص تیغه بطنی یا دهلیزی، جابه جایی عروق بزرگ، تنه شریانی، بطن راست با دو خروجی، کوآرکتاسیون آئورت) آژنزی لومبوساکرال از شایع ترین ها هستند. سایر ناهنجاری ها شامل نقایص لوله عصبی، هیدرونفروز، آژنزی یا دیسپلازی کلیه، آترزی دئودنوم یا آئورکتال، حالب دو گانه میباشند. این نوزادان ممکن است دچار دیستانسیون شکم ناشی از تاخیر تکاملی کولون چپ کوچک خوانده می شود.
پیش آگهی
بروز بعدی دیابت شیرین در نوزادان مادران دیابتی در مقایسه با جمعیت عادی بیشتر است. تکامل فیزیکی عادی است ولی بچه های خیلی بزرگ ممکن است دچار چاقی نوزادی شوند که فرد را مستعد چاقی بزرگسالی میسازد.در مورد اینکه آیا این نوزادان ریسک بیشتر از اختلالات تکامل ذهنی غیر مرتبط با هیپو گلیسمی داشته باشند اختلاف نظر وجود دارد ولی هیپوگلیسمی علامتدار و کتونوری مادر ریسک را افزایش می دهند.
درمان درمان نوزادان مادران دیابتی را باید قبل از تولد آغاز نمود.ارزیابی مکرر کلیه خانم های باردار دیابتی و دیابت حاملگی، ارزیابی بلوغ جنینی، بررسی بیوفیزیکال پروفایل، ولوسیتومتری داپلر و برنامه ریزی انجام زایمان این نوزادان در بیمارستان هایی که متخصص زنان و اطفال مجرب در دسترس دایم هستند از اقدامات مهم درمانی هستند.کنترل قبل از لقاح گلوکز سبب کاهش ریسک ناهنجاری ها و دیگر عوارض سو میشود و کنترل قند در طی زمان سبب کاهش ریسک هیپوگلیسمی نوزادی میگردد. زنانی که دیابت تیپ یک داشته و کنترل قند در طی بارداری دارند نوزادانی به دنیا می آورند که از نظر وزنی و آنتروپومتریک مشابه نوزادان مادران غیر دیابتی هستند. درمان دیابت بارداری نیز از میزان عوارض میکاهد،توصیه های رژیم غذایی، پایش قند خون، مت فورمین و در صورت نیاز درمان با انسولین از میزان عوارض جدی پری ناتال (مرگ، دیستوشی شانه، شکستگی استخوان، یا فلج عصبی) میکاهد. مادرانی که دیابت بارداری دارند به صورت موفقیت آمیزی با گلیبوراید درمان میشود و این دارو از جفت عبور نمیکند.در این مادران انسیدانس ماکروزومی و هیپو گلیسمی نوزادای مشابه مادرانی است که برای درمان دیابت بارداری از انسولین استفاده میکنند. جدای از اندازه، تمام نوزادان با مادر دیابتی باید تحت نظارت شدید و مراقبت باشد.
در نوزادان بدون علامت باید سنجش گلوکز خون در عرض یک ساعت از تولد صورت گیرد و سپس هر ساعت برای 6-8 ساعت بعدی تکرار شود. در صورتی که از نظر بالینی طبیعی باشند و نرموگلیسمی داشته باشند تغذیه خوراکی یا گاواژ با شیر مادر یا شیر خشک را باید هرچه سریع تر آغاز کرده و با فواصل سه ساعته تکرار نمود.در صورتی که هرگونه ابهامی در مورد توانایی نوزاد جهت تحمل تغذیه خوراکی وجود داشته باشد از طریق رگ محیطی انفوزیون را با سرعت 4-8 باید شروع نمود.هیپوگلیسمی را حتی در نوزادان بدون علامت باید درمان نمود و اینکار را با تغذیه مکرر و یا انفوزیون وریدی گلوکز انجام میدهیم.باید از تزریقات زیاد و بولوس گلوکز هیپرتونیک اجتناب شود زیرا سبب هیپرانسولینمی بیشتر گشته و پتانسیل ایجاد هیپوگلیسمی بازگشتی را دارد.
jahani
تاکی پنه در طی 1-2 روز زندگی در بسیاری از نوزادان مادران دیابتی رخ داده و ممکن است تظاهری از هیپوکلسمی و هیپوترمی و پلی سیتمی و نارسایی قلبی و تاکی پنه گذرا یا ادم مغزی ناشی از ترومای زایمانی آسفیکسی باشد. نوزادان مادران دیابتی نسبت به نوزادان مادران غیر دیابتی در شرایط سنی مساوی انسیدانس بیشتر بروز آر دی اس دارند. این انسیدانس بالا احتمالا به علت اثر آنتاگونیستی انسولین بر تحریک سنتز سورفاکتانت توسط کورتیزول میباشد.
کاردیومگالی شایع است و نارسایی قلبی در 5-10درصد از نوزادان مادران دیابتی رخ میدهد. هیپوتروفی نامتقارن تیغه ای ممکن است رخ داده و تظاهرات بالینی مشابه با تنگی هیپرتروفیک زیر آئورتی آیدیوپاتیک داشته باشد. بیماری مادرزادی قلب در نوزادان مادران دیابتی شایع تر است.عوامل اینوتروپیک سبب بدتر شدن انسداد گشته و کنتر اندیکه هستند. ترومای زایمانی نیز معمولا عارضه شایع ماکروزومی جنین است.
تکامل عصبی و مراکز استخوانی شونده معمولا نارس بوده و در مقایسه با وزن کلی بدن با سایز مغز(که افزایش ندارد) و سن بارداری ارتباط دارند. به علاوه در این نوزادان میزان بروز هیپر بیلی روبینی و پلی سیتمی و ترومبوز ورید کلیوی بالا بوده که مورد اخیر را باید در نوزادان با توده پهلو و هماچوری و ترومبوسیتوپنی در نظر داشت.
بروز ناهنجاری های مادرزادی در نوزادان مادران دیابتی سه برابر اافزایش داشته، مالفورماسیون قلبی (نقص تیغه بطنی یا دهلیزی، جابه جایی عروق بزرگ، تنه شریانی، بطن راست با دو خروجی، کوآرکتاسیون آئورت) آژنزی لومبوساکرال از شایع ترین ها هستند. سایر ناهنجاری ها شامل نقایص لوله عصبی، هیدرونفروز، آژنزی یا دیسپلازی کلیه، آترزی دئودنوم یا آئورکتال، حالب دو گانه میباشند. این نوزادان ممکن است دچار دیستانسیون شکم ناشی از تاخیر تکاملی کولون چپ کوچک خوانده می شود.
پیش آگهی
بروز بعدی دیابت شیرین در نوزادان مادران دیابتی در مقایسه با جمعیت عادی بیشتر است. تکامل فیزیکی عادی است ولی بچه های خیلی بزرگ ممکن است دچار چاقی نوزادی شوند که فرد را مستعد چاقی بزرگسالی میسازد.در مورد اینکه آیا این نوزادان ریسک بیشتر از اختلالات تکامل ذهنی غیر مرتبط با هیپو گلیسمی داشته باشند اختلاف نظر وجود دارد ولی هیپوگلیسمی علامتدار و کتونوری مادر ریسک را افزایش می دهند.
درمان
درمان نوزادان مادران دیابتی را باید قبل از تولد آغاز نمود.ارزیابی مکرر کلیه خانم های باردار دیابتی و دیابت حاملگی، ارزیابی بلوغ جنینی، بررسی بیوفیزیکال پروفایل، ولوسیتومتری داپلر و برنامه ریزی انجام زایمان این نوزادان در بیمارستان هایی که متخصص زنان و اطفال مجرب در دسترس دایم هستند از اقدامات مهم درمانی هستند.کنترل قبل از لقاح گلوکز سبب کاهش ریسک ناهنجاری ها و دیگر عوارض سو میشود و کنترل قند در طی زمان سبب کاهش ریسک هیپوگلیسمی نوزادی میگردد. زنانی که دیابت تیپ یک داشته و کنترل قند در طی بارداری دارند نوزادانی به دنیا می آورند که از نظر وزنی و آنتروپومتریک مشابه نوزادان مادران غیر دیابتی هستند.
درمان دیابت بارداری نیز از میزان عوارض میکاهد،توصیه های رژیم غذایی، پایش قند خون، مت فورمین و در صورت نیاز درمان با انسولین از میزان عوارض جدی پری ناتال (مرگ، دیستوشی شانه، شکستگی استخوان، یا فلج عصبی) میکاهد. مادرانی که دیابت بارداری دارند به صورت موفقیت آمیزی با گلیبوراید درمان میشود و این دارو از جفت عبور نمیکند.در این مادران انسیدانس ماکروزومی و هیپو گلیسمی نوزادای مشابه مادرانی است که برای درمان دیابت بارداری از انسولین استفاده میکنند. جدای از اندازه، تمام نوزادان با مادر دیابتی باید تحت نظارت شدید و مراقبت باشد.
در نوزادان بدون علامت باید سنجش گلوکز خون در عرض یک ساعت از تولد صورت گیرد و سپس هر ساعت برای 6-8 ساعت بعدی تکرار شود. در صورتی که از نظر بالینی طبیعی باشند و نرموگلیسمی داشته باشند تغذیه خوراکی یا گاواژ با شیر مادر یا شیر خشک را باید هرچه سریع تر آغاز کرده و با فواصل سه ساعته تکرار نمود.در صورتی که هرگونه ابهامی در مورد توانایی نوزاد جهت تحمل تغذیه خوراکی وجود داشته باشد از طریق رگ محیطی انفوزیون را با سرعت 4-8 باید شروع نمود.هیپوگلیسمی را حتی در نوزادان بدون علامت باید درمان نمود و اینکار را با تغذیه مکرر و یا انفوزیون وریدی گلوکز انجام میدهیم.باید از تزریقات زیاد و بولوس گلوکز هیپرتونیک اجتناب شود زیرا سبب هیپرانسولینمی بیشتر گشته و پتانسیل ایجاد هیپوگلیسمی بازگشتی را دارد.