₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » من باورم نميشه ولی حقیقت داره؛ خاطره ای از سروش صحت
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » من باورم نميشه ولی حقیقت داره؛ خاطره ای از سروش صحت

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



من باورم نميشه ولی حقیقت داره؛ خاطره ای از سروش صحت

7021 بازدید، 2 پست، نویسنده: علیرضا

  • علیرضا

    داشتم از گرما مي مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما مي ميرم. راننده كه پير بود گفت: «اين گرما كسي رو نميكشه.»
    گفتم: «جالبه ها، الان داريم از گرما كباب مي شيم، شش ماه ديگه از سرما سگ لرز مي زنيم.»
    راننده نگاهم كرد.
    كمي بعد گفت: «من ديگه سرما رو نمي بينم.»
    پرسيدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اينكه هوا سرد بشه مي ميرم.»
    خنديدم و گفتم: «خدا نكنه.»
    راننده گفت: «دكترا جوابم كردن، دو سه ماه ديگه بيشتر زنده نيستم.»
    گفتم: «شوخي مي كنيد؟»
    راننده گفت: «اولش منم فكر كردم شوخيه، بعد ترسيدم بعدش افسرده شدم ولي الان ديگه قبول كردم.»
    ناباورانه به راننده نگاه كردم.
    راننده گفت: «از بيرون خوبم، اون تو خرابه... اونجايي كه نميشه ديد.»
    به راننده گفتم: «پس چرا دارين كار مي كنين؟»
    راننده گفت: «هم براي پولش، هم براي اينكه فكر و خيال نكنم و سرم گرم باشه، هم اينكه كار نكنم چي كار كنم.»
    به راننده گفتم: «من باورم نميشه.»
    راننده گفت: «خودم هم همين طور... باورم نميشه امسال زمستان را نمي بينم، باورم نميشه ديگه برف و بارون را نمي بينم، باورم نميشه امسال عيد كه بياد نيستم، باورم نميشه اين چهارشنبه، آخرين چهارشنبه ١٧ تير عمرمه.»
    به راننده گفتم: «اينجوري كه نميشه.»
    راننده گفت: «تازه الانه كه همه چي رو دوست دارم، باورت ميشه اين گرما رو چقدر دوست دارم؟»... ديگر گرما اذيتم نمي كرد، ديگر گرما نمي كشتم...


    روزنامه اعتماد، تاريخ 18/4/94

    4 سپاس: pAshMak، javad1020، میهمانac3، میهمان95f

  • pAshMak

    درهر حال ووضعیتی اگرنیمه پرلیوان راببینیم آرامش بیشتری خواهیم داشت
    1 سپاس: علیرضا
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: