تهرانی های قدیم، به ویژه ساکنان این شهر در دوره قاجار حکایت ها و داسنان ها و باورهای خرافی متنوعی داشتند. باور به وجود موجودات ترسناک در حمام ها و آب انبارها، آینه بینی، رمالی و باور به طالع بینی و استفاده از طلسمات و چشم زخم تا سخن گفتن از ماه پیشونی و شاه پریون و پینه دوز و غیره همانند دیگر شهرها در میان مردم این شهر هم رواج بسیار داشت، اما دو شخصیت وحشتناک وجود داشتند که بیش از هر چیز دیگر باعث ترس و هراس تهرانی های قدیم می شد. دو موجود ترسناک به نام های «آل» و «بختک».
نوعی بیماری که به نام «فلج خواب» معروف است، به دلیل ناشناخته بودن در قدیم به نام موجودی افسانه ای به نام«بختک» نامیده شده است. این بیماری ترس آور بیشتر هنگام صبح و زمان بیدارشدن از خواب اتفاق می افتد. در این حالت شخص، هوشیار و بیدار است، اما قدرت حرکت و تکان دادن اعضای بدن و به ویژه قدرت بازکردن پلک چشم را ندارد. در این حال فرد بیماردچار نوعی توهم شنیداری و لمسی و احساس خفگی و سنگینی روی سینه می شود. این بیماری و راه های مقابله و مداوای آن امروزه کاملا شناخته شده است.
براساس این افسانه، بختک که به نام های خفتک، برفنجک، درفنجک، خفتو، دماغ گلی یا خمیری و غیره نیز نامیده می شود. هنگام خواب به قصد و نیت خفه کردن انسان با نشستن روی سینه افراد، بدن شخص را تحت تسلط خود گرفته و قدرت حرکت و تنفس را از انسان می گیرد. گفته می شود که بختک ها در جنگل های تاریک و زیر درختان قدیمی زندگی می کنند. حالت خفگی و تنگی نفس که در اثر خوابیدن زیر برخی از درختان و در جنگل های شرجی اتفاق می افتد، می تواند دلیل آن باشد که محل زندگی بختک را در جنگل ها دانسته اند.
براساس قصه ای عوامانه، بختک کنیز اسکندر بود که از آب حیاتی که اسکندر از ظلمات آورده و بر زمین ریخته بود، مشتی برداشت و خورد. اسکندر از این کار او خشمگین شده، با شمشیر بینی او را قطع می کند و کنیز که حالا عمر جاودان یافته بود، با خمیر یا گل برای خود بینی درست می کند. این بینی خمیری نقطه ضعف این دیور است. براساس افسانه ها، اگر کسی بینی بختک را بگیرد و او را تهدید به کندن آن کند، بختک محل گنجی بزگ را به او نشان خواهد دادو آرزوهای او را برآورده می کند.
pAshMak
تهرانی های قدیم، به ویژه ساکنان این شهر در دوره قاجار حکایت ها و داسنان ها و باورهای خرافی متنوعی داشتند. باور به وجود موجودات ترسناک در حمام ها و آب انبارها، آینه بینی، رمالی و باور به طالع بینی و استفاده از طلسمات و چشم زخم تا سخن گفتن از ماه پیشونی و شاه پریون و پینه دوز و غیره همانند دیگر شهرها در میان مردم این شهر هم رواج بسیار داشت، اما دو شخصیت وحشتناک وجود داشتند که بیش از هر چیز دیگر باعث ترس و هراس تهرانی های قدیم می شد. دو موجود ترسناک به نام های «آل» و «بختک».
بختک
▧ تصویر در دسترس نیست
نوعی بیماری که به نام «فلج خواب» معروف است، به دلیل ناشناخته بودن در قدیم به نام موجودی افسانه ای به نام«بختک» نامیده شده است. این بیماری ترس آور بیشتر هنگام صبح و زمان بیدارشدن از خواب اتفاق می افتد. در این حالت شخص، هوشیار و بیدار است، اما قدرت حرکت و تکان دادن اعضای بدن و به ویژه قدرت بازکردن پلک چشم را ندارد. در این حال فرد بیماردچار نوعی توهم شنیداری و لمسی و احساس خفگی و سنگینی روی سینه می شود. این بیماری و راه های مقابله و مداوای آن امروزه کاملا شناخته شده است.
براساس این افسانه، بختک که به نام های خفتک، برفنجک، درفنجک، خفتو، دماغ گلی یا خمیری و غیره نیز نامیده می شود. هنگام خواب به قصد و نیت خفه کردن انسان با نشستن روی سینه افراد، بدن شخص را تحت تسلط خود گرفته و قدرت حرکت و تنفس را از انسان می گیرد. گفته می شود که بختک ها در جنگل های تاریک و زیر درختان قدیمی زندگی می کنند. حالت خفگی و تنگی نفس که در اثر خوابیدن زیر برخی از درختان و در جنگل های شرجی اتفاق می افتد، می تواند دلیل آن باشد که محل زندگی بختک را در جنگل ها دانسته اند.
براساس قصه ای عوامانه، بختک کنیز اسکندر بود که از آب حیاتی که اسکندر از ظلمات آورده و بر زمین ریخته بود، مشتی برداشت و خورد. اسکندر از این کار او خشمگین شده، با شمشیر بینی او را قطع می کند و کنیز که حالا عمر جاودان یافته بود، با خمیر یا گل برای خود بینی درست می کند. این بینی خمیری نقطه ضعف این دیور است. براساس افسانه ها، اگر کسی بینی بختک را بگیرد و او را تهدید به کندن آن کند، بختک محل گنجی بزگ را به او نشان خواهد دادو آرزوهای او را برآورده می کند.
▧ تصویر در دسترس نیست
پرسپوولیس