ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
jahani
1) آب به امام نمي دهند و آتش به يزيد:
مثل به فرومايگي، خساست و نيز عدم گرايش فرد به حق يا باطل اشاره دارد و کنايه از آدم خسيس و تنگ چشمي است که نه عشق و ارادت به امام حسين (ع) او را وادار به انفاق مي کند و نه نفرت از يزيد و شبيه به اين مثل است: «از دستش آب نمي چکد.»
2) آرزوي خاک مرقدش را دارم:
اگر در مجلسي نام امام حسين (ع) را بر زبان آورند، برخي افسوس مي خورند و مي گويند: «آه، نمي داني که چقدر آرزوي خاک مرقدش را دارم.» اين عبارت - که به صورت معترضه به کار مي رود - براي بيان اشتياق باطني افراد به زيارت کربلا مورد استفاده قرار مي گيرد.
3) امام خواني مي کند:
اين مثل به افرادي که نقش امام حسين (ع) را در تعزيه ها بازي مي کنند، اشاره دارد و درباره کسي که مي کوشد با مظلوم نمايي ترحم ديگران را برانگيزد، به کار مي رود.
4) اين همه لشکر براي کشتن يک تن؟!
اين مثل به تنهايي، بي کسي، غريبي و مظلوميت اشاره دارد و زبان حال حضرت زينب در تعزيه قتل امام حسين (ع) است.
5) باز اين چه شورش است که در خلق عالم است:
اين مثل مصرع اول از ترکيب بند پرسوز و مشهور محتشم کاشاني است و به ماتم و مصيبت اشاره دارد. اين ترکيب بند - که يادآور محرم و عاشورا است - از سده دهم تاکنون پيوسته در روضه ها و عزاداري ها خوانده مي شود و شهرت محتشم بيشتر به سبب آن است.
6) پامنبري مي کند:
پامنبري از اصطلاحات مجالس روضه و عزاداري است و بيشتر به کردار جواناني که در مجالس سوگواري روي پله هاي پايين منبر مي نشينند و پيش از واعظ نوحه خواني مي کنند، اطلاق مي شود. مثل به دنبال سخن کسي را گرفتن، همراهي به سود يا زيان مخاطب، توضيح دادن يا تفسير کردن سخن افراد، مداخله در حرف ديگران و پرحرفي اشاره دارد.
7) تعزيه گردان است:
در فارسي امروز کسي را که در امور همگاني حادثه آفريني يا ميدان داري کرده، از آن حوادث به سود خود بهره برداري مي کند يا واسطه به هم بستن و اصلاح و انجام امري شمرده مي شود، تعزيه گردان مي خوانند. اين واژه به طنز براي اشاره به اداره کننده يک کار نيز به کار مي رود.
8) طوغ به پا شده است؟
در ايام محرم هنگامي که طوغ را از مسجدها و تکيه ها بيرون مي آوردند و جمعيتي انبوه در پي آن راه مي افتادند و ازدحام بسيار مي شد، به همين جهت، امروزه اگر جايي شلوغ يا پر سر و صدا باشد، مي پرسند مگر طوغ به پا شده؟ به عبارت ديگر، اين مثل براي بيان کثرت ازدحام و شلوغي به کار مي رود.
9) حسين را تا جايي دوست داري که رگ نبرد:
در فرهنگ جبهه چنين مي خوانيم: روز عاشورا بود، ده - دوازده روزي مي شد که خانواده از من خبر نداشت. وقتي از اهواز به همسرم تلفن کردم، با غيظ گفت: حلالت نمي کنم. من هم در جواب گفتم: آن که ما را به هم حلال کرده بايد حلال کند که مي کند. آن روزها هنوز پدرم در قيد حيات بود و هيچ مخالفتي با جبهه رفتن من نداشت. بعدها که خانه آمدم، متوجه شدم در غياب من وقتي خانمم خيلي بي تابي مي کرده، پدر خدابيامرزم به او گفته: شما حسين (ع) را تا آنجا دوست داري که رگ نبرد.