مساله ارث زن درحالى مطرح گرديد كه درميان مردم عربهرگاه مردى مىمرد، فرزندان، زن پدر خود رابه ارث دراختيار مىگرفتند و با وى ازدواجمىكردند يا او را به عقد ديگرى در مىآوردندو مهريه او را
مانند ديگر اموال، ميان خودقسمت مىكردند. اين پديده زشتسبب شدكه آيهاى از قرآن (سوره نساء، آيه 22) آنان رااز اين كار بازدارد و رفته رفته بدانها تفهيمشود كه زن همانند مرد داراى حقوقى استكه
بايد محترم شمرده شود. با نزول آيه ارث «فللذكر مثل حظالانثيين» (نساء، آيه 176) گفتگوها بالا گرفت.چون برطبق آن آيه، زن نيز از ارث بهرهمىبرد، اگرچه به مقدار نصف مرد. لطافت آيهارث يكى درآن بود
كه در ابتدا از حق مردسخن مىگفت ولى در اصل نخست اعتراف بهحق زن داشت. آيه نمى فرمود: «اى زنان،ارث شما نصف ارث مردان است.» بلكهفرموده است: «اى مردان! ارث وبهره شما دوبرابر بهره
زنان است.» اين تعبير در حقيقتميزان در ارث را حق زن قرار مىدهد. زيرابراى تعيين مقدار ارث مرد، وى بايد نخستبه حق زن اعتراف كند و آنگاه به همراه دوبرابر آن براى خود طلب نمايد. بر طبق
مفادآيه، نخستبايد «بهره زن» مشخص وپرداخته شود و آنگاه نصيب مرد خود به خودمعلوم مىشود.اين موضوع مانند آن است كهبخواهند دوازده سيب را ميان يك دختر ويك پسر تقسيم كنند. به پسر مىگويند:سيبها بايد طورى تقسيم شود كه شما دوبرابر سهميه دختر بردارى.
پس وى نخستبايد سيبها را به سه قسمت مساوى تقسيمكند و پس از اعتراف به حق دختر و تقديميك سهم آن به وى، دو برابر آن را براى خودبردارد. تا همين جا مرد دلخوش از دو برابر بودنسهميه خود
است و چندان اعتراضى به حكمندارد و زن محروم گذشته نيز از اين كه بااحترام، بخشى ازارث به وى تعلق گرفتهخرسند است. با اين تقسيم - به طور مثال -ازدوازده ميليون تومان پول كه از پدرى
بهتنها دختر و پسرش ارث برسد، چهار ميليونسهم دختر مىشود و هشت ميليون سهمپسر. اين به ظاهر پايان تقسيم ارث ميانپسر و دختر (مرد و زن) است ولى در حقيقتكار به پايان نرسيده است. زن در
هنگام تقسيم ارث، نصف بهره مردرا به دست آورده است ولى از طرفى از سوىخداوند ميان زن و مرد احكامى مقرر شدهاست كه اين كاستى براى زن جبران مىشودو چه بسا سهميه او بيشتر از مرد مىگردد.
jahani
مانند ديگر اموال، ميان خودقسمت مىكردند. اين پديده زشتسبب شدكه آيهاى از قرآن (سوره نساء، آيه 22) آنان رااز اين كار بازدارد و رفته رفته بدانها تفهيمشود كه زن همانند مرد داراى حقوقى استكه
بايد محترم شمرده شود. با نزول آيه ارث «فللذكر مثل حظالانثيين» (نساء، آيه 176) گفتگوها بالا گرفت.چون برطبق آن آيه، زن نيز از ارث بهرهمىبرد، اگرچه به مقدار نصف مرد. لطافت آيهارث يكى درآن بود
كه در ابتدا از حق مردسخن مىگفت ولى در اصل نخست اعتراف بهحق زن داشت. آيه نمى فرمود: «اى زنان،ارث شما نصف ارث مردان است.» بلكهفرموده است: «اى مردان! ارث وبهره شما دوبرابر بهره
زنان است.» اين تعبير در حقيقتميزان در ارث را حق زن قرار مىدهد. زيرابراى تعيين مقدار ارث مرد، وى بايد نخستبه حق زن اعتراف كند و آنگاه به همراه دوبرابر آن براى خود طلب نمايد. بر طبق
مفادآيه، نخستبايد «بهره زن» مشخص وپرداخته شود و آنگاه نصيب مرد خود به خودمعلوم مىشود.اين موضوع مانند آن است كهبخواهند دوازده سيب را ميان يك دختر ويك پسر تقسيم كنند. به پسر مىگويند:سيبها بايد طورى تقسيم شود كه شما دوبرابر سهميه دختر بردارى.
پس وى نخستبايد سيبها را به سه قسمت مساوى تقسيمكند و پس از اعتراف به حق دختر و تقديميك سهم آن به وى، دو برابر آن را براى خودبردارد. تا همين جا مرد دلخوش از دو برابر بودنسهميه خود
است و چندان اعتراضى به حكمندارد و زن محروم گذشته نيز از اين كه بااحترام، بخشى ازارث به وى تعلق گرفتهخرسند است. با اين تقسيم - به طور مثال -ازدوازده ميليون تومان پول كه از پدرى
بهتنها دختر و پسرش ارث برسد، چهار ميليونسهم دختر مىشود و هشت ميليون سهمپسر. اين به ظاهر پايان تقسيم ارث ميانپسر و دختر (مرد و زن) است ولى در حقيقتكار به پايان نرسيده است. زن در
هنگام تقسيم ارث، نصف بهره مردرا به دست آورده است ولى از طرفى از سوىخداوند ميان زن و مرد احكامى مقرر شدهاست كه اين كاستى براى زن جبران مىشودو چه بسا سهميه او بيشتر از مرد مىگردد.