ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
jahani
هشت پای نوعی بازی دونفره است که از زمان ساسانیان در میان سنگسری ها مرسوم مانده است. این بازی در سنگسر تا چند دههٔ پیش معمول بوده و شاید اکنون نیز رایج باشد جالب اینجاست که از این بازی هرگز به صورت قمار استفاده بعمل نمی آمد و تنها برای ورزش فکری و برانگیختن ستیزه جویی در برابر بیگانگان کابرد داشت.
چگونگی بازی
هشت پای بر صفحه ای که طرح مربوط به آن بر روی آن کشیده می شد که میان دو حریف انجام می گرفت و به سه نام ٬ یعنی:
1. رَچی رَچ یعنی صف دربرابر صف.
2. قَلِی به قَلِی یعنی دژ ذر برابر دژ.
3. سی و شش رچه یعنی سی و شش صف.
نامیده می شد طرح آن دژ مانند دارای سه دیوار و هشت برج یا پایگاه است و هر حریف خود را سرداری می دانست که قصد تسخیر این دژ و هشت پایگاه آن را دارد ابزار کار هر حریف ۳۶ مهره بود که لشکریان او به شمار می آمدند. برای مهره ها از سنگریزهٔ همرنگ به اندازهٔ یک لوبیای درشت یا از خود لوبیا و نخود با دو رنگ متمایز برای هر حریف استفاده می کردند. چون آغازگر بازی اگر از هوش هم بهره ای داشت همواره برنده می شد ٬ شروع کننده را با «پشت انداز» بر می گزیدند.
بازی چنین بود که هر حریف به نوبت یک مهره بر تقاطع خطوط می گذاشت. هرگاه که سه مهرهٔ یک حریف در یک ردیف قرار می گرفت می گفت «رچ بکش» یعنی یک صف تشکیل شد ٬ بکش. حریف مقابل یک مهرهٔ خود را در فضای باز وسط دژ می گذاشت و می گفت «بکشته» یعنی کشته و با این کار یک نوبت بازی را از دست می داد. گاهی چنین می شد که با نهادن یک مهره ٬ یکباره چند رچ روی می داد و طرف مقابل ناچار بود به همان تعداد مهره های کشته شده را در میان دژ بگذارد و به همان تعداد نوبت بازی را از دست می داد.
بازی بدین ترتیب ادامه می یافت تا مهره های دست ٬ همه بر روی طرح بازی یا بصورت کشته در وسط قرار گیرد. آنگاه هر حریف به نوبت یکی از مهره های خود را بهر سمت که می خواست ٬ به شرط اینکه راه باز بود ٬ به اندازه یک بند جلو می برد و در این کار سه هدف را دنبال می کند:
1. سه مهره خود را در یک ردیف قرار دهد یعنی رچ کند.
2. مانع شود که حریف او به چنین هدفی برسد.
3. راه ها را ببندد که مهره های حریف از حرکت آزادانه به هر سویی باز ماند.
در این حرکت ها هرگاه یکی از حریف ها رچ می کرد یک یا چند مهرهٔ حریف را به میل خود برای رسیدن به سه هدف مذکور شخصاً می کشت و در وسط می گذاشت. گاهی چنین می شد که مهره های حریفی زندانی می گردید یعنی راه جنبش او از هر سوی بسته می شد ٬ بنابراین نوبت او را هم حریف مقابل بازی می کرد و آنقدر رچ می کرد و می کشت تا مگر راهی برای رهایی حریف از تنگنا گشوده شود. بازی به همین صورت پیش می رفت تا یکی از حریف ها شمار مهره هایش از سه کمتر شود که در آن موقع کاملاً شکست یافته و دژ را با هشت پایگاه به حریف سپرده بود. رسم بر این بود که شکست یافته فرصت می یافت بازی را در دور بعدی آغاز نماید.