سیاهپوستان کمتر از سفیدپوستان به مالاریای ویواکس حساس میباشند و این مقاومت به روشنی در رابطه با فقدان عامل خونی دافی (انگلیسی: Duffy) در این افراد است. گلبولهای قرمز افرادی که گروه خونی دافی منفی (انگلیسی: fy.fy)در برابر پلاسمودیوم ویواکس و پلاسمودیوم ناولزی مقاوم بوده، در حالیکه گلبولهای قرمز دافی مثبت به سهولت آلودگی پیدا میکنند. در نواحی آفریقاى غربی فنوتیپ دافی منفی در افراد بومی نوددرصد میباشد.
در یک بررسی که در سال ۱۹۸۰ توسط کاگان انجام شد، نشان داده شد که انگل مالاریا و گروه خونی آ (A)در انسان پادگنهای (آنتی بادی)مشترک دارند و بنابراین در چنین افرادی عفونت مالاریایی توسط سیستم ایمنی بدن بهتر تحمل می شود. در مطالعه دیگری که روی ۴۷۶ بیمار مالاریایی در هند انجام گرفت، معلوم شد که موارد بیماری در کسانی که گروه خونی آ دارتد از دیگر گروههای خونی بیشتر است. با توجه به بررسی فراوانی گروههای خونی در ۱۳۰۰ فرد سالم در همان جامعه، کمترین موارد ابتلا در گروه خونی او (O)بود. همچنین مشاهده شده است که عدهای از افرادی که هموگلوبین غیر طبیعی دارند (هتروزیگوتهای حامل Sickle cell trait)نسبت به پلاسمودیوم فالسیپاروم به خصوص در ۲ سال اول زندگی مقاومت نسبی دارند. ژن این بیماری در سیاهپوستان آفریقا و ساکنان جنوب شرقی آسیا شیوع دارد. در این افراد مولکولهای غیرطبیعی هموگلوبین پس از آنکه اکسیژن خود را از دست دادند، بصورت تودهای متراکم و کمانیشکل در میایند و در نتیجه گلبولهای قرمز به شکل داس درمیایند. به نظر میرسد تروفوزوییت پلاسمودیوم فالسیپاروم در مصرف این هموگلوبین غیر طبیعی دچار اشکال میشود، بنابراین رشد آن متوقف می شود. گمان می رود کمبود ژنیتیکی آنزیم گلوکز شش دی فسفات (انگلیسی: G6PD)تا حدی سبب مقاومت در برابر عفونت ناشی از پلاسمودیوم فالسیپاروم میشود.
سن اگرچه در مناطقی که مالاریا شدید و زیاد است، ابتلای کودکان بیشتر از بالغین است، اما وفور انگل در خون در کودکان کمتر از ۶ ماه کمتر از کودکان ۶ ماه و بزرگتر است که به دلیل پادتن رسیده از مادر یا به احتمالی در اثر هموگلوبین غیر طبیعی (دنباله هموگلوبین جنینی)یا تغذیه از پستان مادر است.
جنس و شغل جنس به طور مستقیم و طبیعی در حساسیت یا مقاومت نسبت به مالاریا دخالت ندارد، ولی ممکن است از طریق شغل یا نوع پوشش تاثیر نماید، چراکه در بعضی مناطق دختران بر خلاف پسران مجبور هستند که هنگام شب پوشش کامل داشته باشند یا اینکه مردان، شب در محیط باز (مانند نگهبانی مزارع برنج یا ماهیگیری)مشغول هستند، بنابراین بیشتر در معرض نیش پشهها هستند.
عوامل محیطی شامل محیط فیزیکی، زیستشناسی، اجتماعی و اقتصادی است که در انتقال بیماری نقش دارد.
محیط فیزیکی شامل درجه حرارت، رطوبت، مقدار نزولات آسمانی و میزان آبهای سطحی و غیره است و در اپیدمیولوژی بیماری تاثیر دارد. دوره جنسی پلاسمودیوم ویواکس پایینتر از ۱۶ درجه سانتیگراد و دوره جنسی پلاسمودیوم فالسیپاروم پایینتر از ۱۹ درجه سانتیگراد انجام نمیشود. درجه حرارت در مدت زمان دوره جنسی نقش دارد. برای مثال دوره جنسی پلاسمودیوم ویواکس در ۱۶ درجه سانتیگراد ۵۰ روز و در ۲۶ درجه سانتیگراد ۹ روز طول می کشد.
رطوبت نسبی بر طول عمر پشه و فعالیت آن تاثیر دارد، به طوری که اگر رطوبت نسبی در ساعت ۸ صبح کمتر از شصت درصد باشد احتمال قطع انتقال بیماری وجود دارد.
محیط زیستشناسی از قبیل وجود گیههای ویژهای در لانه لاروی یا بودن دام در منطقه، در تکثیر ناقل بیماری و خونخواری از انسان و انتقال مالاریا نقش بسزایی دارد.
محیط اجتماعی- اقتصادی ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی فعالیتهای مختلف مردم و عادتها و رسوم آنان در انتقال بیماری نقش دارد. انتخاب محل سکونت، نصی توری در و دریچه اماکن و استفاده از پشهبند و غیره سبب کاهش خطر مالاریا می شود. بیسوادی و وضع اقتصادی ضعیف، عوامل مساعدی هستند که موارد بیماری را افزایش می دهند. بیماری با تغذیه ناکافی قادر به دفع علایم بالینی نبوده، بیماری زیادتر عود میکند. جنگ سبب افزایش این بیماری می شود. مهاجرت، نقل و انتقال، منابع آب و طرز استفاده از آن و وضع مسکن و ساختمان عواملی هستند که در فراوانی بیماری اهمیت دارند. [ویرایش] انتشار
برای آنکه مالاریا در یک منطقه شایع و بومی گردد، سه عامل اصلی و اساسی و تعدادی عوامل ثانوی مورد نیاز است:
* زنجیره انتقال بیماری (انگلیسی:Chain of causation)
از سه عامل (انگل، ناقل و انسان حساس و پذیرنده بیماری)و تعدادی عوامل ثانوی مشتمل بر ویژگیهای فردی و ذاتی (مربوط به انسان، انگل و ناقل)و عوامل محیطی (فیزیکی،شیمیایی، زیستشناسی، اجتماعی و اقتصادی)که تمام آنها روی عوامل سهگانه اصلی و در نتیجه پایداری و برقراری زنجیره انتقال و اپیدمیولوژی بیماری تاثیر دارد.
از نظر اپیدمیولوژی بیماری به دو نوع مالاریای پایدار (انگلیسی:Stable malaria) و مالاریای ناپایدار (انگلیسی: Unstable malaria) تقسیم میشود که با برنامه کنترل یا ریشهکنی مالاریا انطباق دارد، زیرا به طور کلی ریشهکنی مالاریای پایدار از مالاریای ناپایدار مشکلتر است.
* ویژگیهای همهگیری شناختی مالاریای پایدار: ناقل بیماری با طول عمر متوسط یا زیاد در منطقه وجود دارد، عادت خونخواری ناقل از انسان زیاد است و جهت انتقال بیماری در اکثر ماههای سال حرارت محیط مناسب می باشد. بیماری به طور معمول در شکل فرابومی (هیپرآندمیک)یا تمام بومی (هلوآندمیک)دیده می شود. بنابراین هنگام بروز همهگیری در منطقه بعید است افراد از ایمنی نسبی پایدار برخوردار شوند. به استثنای کودکان، تمام مردم نسبت به عفونت مجدد مقاوم هستند. انگل غالب منطقه، پلاسمودیوم فالسیپاروم است. کنترل بیماری مالاریا بسیار مشکل بوده، مبارزه با لارو موثر نمی باشد. با وجود آنکه کانونهای تکثیر لارو، کوچک است، انتقال بیماری ادامه مییابد.
* ویژگیهای همهگیری شناختی مالاریای ناپایدار: ناقل حیواندوست و طول عمر آن در منطقه کوتاه است، حرارت محیط برای سیر دوره جنسی در اکثر ایام سال نامناسب است، مالاریا در شکل فرابومی یا مزوآندمیک دیده می شود. تغییرهای فصلی بیماری بسیار محسوس است. انگل غالب منطقه پلاسمودیوم ویواکس میباشد. احتمال بروز همهگیری در منطقه زیاد است. کنترل بیماری خیلی آسانتر از مالاریای پایدار است. مبارزه با لارو با کیفیت مناسب خیلی موثر است.
در ایران مالاریا به شکل ناپایدار دیده می شود و فقط در مناطق انتشار آنوفل فلوویاتیلیس پایداری متوسط است، بنابراین مالاریای غالب در ایران پلاسمودیوم ویواکس است.
* مالاریای همهگیر: همهگیری بیماری بیشتر در مناطق مالاریای ناپایدار شایع است، یعنی در مناطقی که کوچکترین تغییرها در هریک از عوامل انتقال، تعادل را به هم می زند. در این گونه مناطق، ایمنی مردم در مقابل بیماری ناچیز است. همچنین امکان دارد در ضمن یا تعقیب یک برنامه ناموفق، همهگیری روی دهد.
jahani
نژاد
سیاهپوستان کمتر از سفیدپوستان به مالاریای ویواکس حساس میباشند و این مقاومت به روشنی در رابطه با فقدان عامل خونی دافی (انگلیسی: Duffy) در این افراد است. گلبولهای قرمز افرادی که گروه خونی دافی منفی (انگلیسی: fy.fy)در برابر پلاسمودیوم ویواکس و پلاسمودیوم ناولزی مقاوم بوده، در حالیکه گلبولهای قرمز دافی مثبت به سهولت آلودگی پیدا میکنند. در نواحی آفریقاى غربی فنوتیپ دافی منفی در افراد بومی نوددرصد میباشد.
در یک بررسی که در سال ۱۹۸۰ توسط کاگان انجام شد، نشان داده شد که انگل مالاریا و گروه خونی آ (A)در انسان پادگنهای (آنتی بادی)مشترک دارند و بنابراین در چنین افرادی عفونت مالاریایی توسط سیستم ایمنی بدن بهتر تحمل می شود. در مطالعه دیگری که روی ۴۷۶ بیمار مالاریایی در هند انجام گرفت، معلوم شد که موارد بیماری در کسانی که گروه خونی آ دارتد از دیگر گروههای خونی بیشتر است. با توجه به بررسی فراوانی گروههای خونی در ۱۳۰۰ فرد سالم در همان جامعه، کمترین موارد ابتلا در گروه خونی او (O)بود. همچنین مشاهده شده است که عدهای از افرادی که هموگلوبین غیر طبیعی دارند (هتروزیگوتهای حامل Sickle cell trait)نسبت به پلاسمودیوم فالسیپاروم به خصوص در ۲ سال اول زندگی مقاومت نسبی دارند. ژن این بیماری در سیاهپوستان آفریقا و ساکنان جنوب شرقی آسیا شیوع دارد. در این افراد مولکولهای غیرطبیعی هموگلوبین پس از آنکه اکسیژن خود را از دست دادند، بصورت تودهای متراکم و کمانیشکل در میایند و در نتیجه گلبولهای قرمز به شکل داس درمیایند. به نظر میرسد تروفوزوییت پلاسمودیوم فالسیپاروم در مصرف این هموگلوبین غیر طبیعی دچار اشکال میشود، بنابراین رشد آن متوقف می شود. گمان می رود کمبود ژنیتیکی آنزیم گلوکز شش دی فسفات (انگلیسی: G6PD)تا حدی سبب مقاومت در برابر عفونت ناشی از پلاسمودیوم فالسیپاروم میشود.
سن
اگرچه در مناطقی که مالاریا شدید و زیاد است، ابتلای کودکان بیشتر از بالغین است، اما وفور انگل در خون در کودکان کمتر از ۶ ماه کمتر از کودکان ۶ ماه و بزرگتر است که به دلیل پادتن رسیده از مادر یا به احتمالی در اثر هموگلوبین غیر طبیعی (دنباله هموگلوبین جنینی)یا تغذیه از پستان مادر است.
جنس و شغل
جنس به طور مستقیم و طبیعی در حساسیت یا مقاومت نسبت به مالاریا دخالت ندارد، ولی ممکن است از طریق شغل یا نوع پوشش تاثیر نماید، چراکه در بعضی مناطق دختران بر خلاف پسران مجبور هستند که هنگام شب پوشش کامل داشته باشند یا اینکه مردان، شب در محیط باز (مانند نگهبانی مزارع برنج یا ماهیگیری)مشغول هستند، بنابراین بیشتر در معرض نیش پشهها هستند.
عوامل محیطی
شامل محیط فیزیکی، زیستشناسی، اجتماعی و اقتصادی است که در انتقال بیماری نقش دارد.
محیط فیزیکی
شامل درجه حرارت، رطوبت، مقدار نزولات آسمانی و میزان آبهای سطحی و غیره است و در اپیدمیولوژی بیماری تاثیر دارد. دوره جنسی پلاسمودیوم ویواکس پایینتر از ۱۶ درجه سانتیگراد و دوره جنسی پلاسمودیوم فالسیپاروم پایینتر از ۱۹ درجه سانتیگراد انجام نمیشود. درجه حرارت در مدت زمان دوره جنسی نقش دارد. برای مثال دوره جنسی پلاسمودیوم ویواکس در ۱۶ درجه سانتیگراد ۵۰ روز و در ۲۶ درجه سانتیگراد ۹ روز طول می کشد.
رطوبت نسبی بر طول عمر پشه و فعالیت آن تاثیر دارد، به طوری که اگر رطوبت نسبی در ساعت ۸ صبح کمتر از شصت درصد باشد احتمال قطع انتقال بیماری وجود دارد.
محیط زیستشناسی
از قبیل وجود گیههای ویژهای در لانه لاروی یا بودن دام در منطقه، در تکثیر ناقل بیماری و خونخواری از انسان و انتقال مالاریا نقش بسزایی دارد.
محیط اجتماعی- اقتصادی
ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی فعالیتهای مختلف مردم و عادتها و رسوم آنان در انتقال بیماری نقش دارد. انتخاب محل سکونت، نصی توری در و دریچه اماکن و استفاده از پشهبند و غیره سبب کاهش خطر مالاریا می شود. بیسوادی و وضع اقتصادی ضعیف، عوامل مساعدی هستند که موارد بیماری را افزایش می دهند. بیماری با تغذیه ناکافی قادر به دفع علایم بالینی نبوده، بیماری زیادتر عود میکند. جنگ سبب افزایش این بیماری می شود. مهاجرت، نقل و انتقال، منابع آب و طرز استفاده از آن و وضع مسکن و ساختمان عواملی هستند که در فراوانی بیماری اهمیت دارند.
[ویرایش] انتشار
برای آنکه مالاریا در یک منطقه شایع و بومی گردد، سه عامل اصلی و اساسی و تعدادی عوامل ثانوی مورد نیاز است:
* زنجیره انتقال بیماری (انگلیسی:Chain of causation)
از سه عامل (انگل، ناقل و انسان حساس و پذیرنده بیماری)و تعدادی عوامل ثانوی مشتمل بر ویژگیهای فردی و ذاتی (مربوط به انسان، انگل و ناقل)و عوامل محیطی (فیزیکی،شیمیایی، زیستشناسی، اجتماعی و اقتصادی)که تمام آنها روی عوامل سهگانه اصلی و در نتیجه پایداری و برقراری زنجیره انتقال و اپیدمیولوژی بیماری تاثیر دارد.
از نظر اپیدمیولوژی بیماری به دو نوع مالاریای پایدار (انگلیسی:Stable malaria) و مالاریای ناپایدار (انگلیسی: Unstable malaria) تقسیم میشود که با برنامه کنترل یا ریشهکنی مالاریا انطباق دارد، زیرا به طور کلی ریشهکنی مالاریای پایدار از مالاریای ناپایدار مشکلتر است.
* ویژگیهای همهگیری شناختی مالاریای پایدار: ناقل بیماری با طول عمر متوسط یا زیاد در منطقه وجود دارد، عادت خونخواری ناقل از انسان زیاد است و جهت انتقال بیماری در اکثر ماههای سال حرارت محیط مناسب می باشد. بیماری به طور معمول در شکل فرابومی (هیپرآندمیک)یا تمام بومی (هلوآندمیک)دیده می شود. بنابراین هنگام بروز همهگیری در منطقه بعید است افراد از ایمنی نسبی پایدار برخوردار شوند. به استثنای کودکان، تمام مردم نسبت به عفونت مجدد مقاوم هستند. انگل غالب منطقه، پلاسمودیوم فالسیپاروم است. کنترل بیماری مالاریا بسیار مشکل بوده، مبارزه با لارو موثر نمی باشد. با وجود آنکه کانونهای تکثیر لارو، کوچک است، انتقال بیماری ادامه مییابد.
* ویژگیهای همهگیری شناختی مالاریای ناپایدار: ناقل حیواندوست و طول عمر آن در منطقه کوتاه است، حرارت محیط برای سیر دوره جنسی در اکثر ایام سال نامناسب است، مالاریا در شکل فرابومی یا مزوآندمیک دیده می شود. تغییرهای فصلی بیماری بسیار محسوس است. انگل غالب منطقه پلاسمودیوم ویواکس میباشد. احتمال بروز همهگیری در منطقه زیاد است. کنترل بیماری خیلی آسانتر از مالاریای پایدار است. مبارزه با لارو با کیفیت مناسب خیلی موثر است.
در ایران مالاریا به شکل ناپایدار دیده می شود و فقط در مناطق انتشار آنوفل فلوویاتیلیس پایداری متوسط است، بنابراین مالاریای غالب در ایران پلاسمودیوم ویواکس است.
* مالاریای همهگیر: همهگیری بیماری بیشتر در مناطق مالاریای ناپایدار شایع است، یعنی در مناطقی که کوچکترین تغییرها در هریک از عوامل انتقال، تعادل را به هم می زند. در این گونه مناطق، ایمنی مردم در مقابل بیماری ناچیز است. همچنین امکان دارد در ضمن یا تعقیب یک برنامه ناموفق، همهگیری روی دهد.