سکس یا عشق؛ پرسش همیشگی مهمترین ارگان جنسی ما، آلت تناسلی نیست بلکه مغز ماست. اما باید پرسید که نحوه تصمیمگیری مغز در این میان چگونه است. عشق است یا سکس؟ اساسا چه دلایلی موجب میل و شور و کشش جنسی ما میشوند؟ غریزه و اراده در این عرصه چه اندازه نقش دارند؟ آیا مردها ابراز عشق میکنند تا به سکس برسند و زنها سکس عرضه میکنند تا به عشق برسند؟ محققان نظرات متفاوتی در این زمینه دارند، پرفسور کارل گرامر (محقق رفتارشناسی و بیولوژی تکاملی، استاد دانشگاه وین) معتقد است طبیعت چیزی به نام رمانس نمیشناسد. او اعتقاد دارد که عشق، پدیدهای متعلق به اواخر دوران تکاملی انسان است. انتخاب جفت مناسب به واسطه دستورات ژنتیکی انجام میشود که بر اساس علائم ظاهری بیانگر سلامتی انجام میشوند. زنها در سیکل تخمکگذاری کشش بیشتری به مردانی نشان میدهند که نمونه بارز "مردانگی" هستند و در بقیه موارد به مردانی که رفتار ملایمو نرمتری دارند توجه میکنند. در مقابل پروفسور هلن فیشر (انسانشناس، استاد دانشگاه راتگرز و عضو مرکز تحقیقات تکامل بشری) معتقد است که عشق امری تکاملی و بسیار قویتر از سکس است. هلن فیشر نویسنده کتابهای پرفروش آناتومی عشق، جنس قوی، شیمی عشق و سرمستی نیز هست. هلن فیشر میگوید در پستانداران بعد از انتخاب زوج، میزان ترشح هورمون دوپامین (هورمون احساس رضایت) دو برابر میشود، میزان تاثیر این هورمون در موجودات مختلف متفاوت است، به عنوان مثال: در موشسی ثانیه، در فیل پنج روز، در شامپانزه دو هفته، در روباه بیست روز و در انسانها تا بیست و یک سال طول میکشد. عملکرد سکس و عشق کاملا متفاوت است. معمولا بعد از سکس برای مدتی میلی به انجام دوباره آن وجود ندارد، برعکس کسی که عاشق میشود، کنترلی بر جسم و ذهن خود ندارد و به طور سیریناپذیر و شبانه روزی به وصال فکر میکند. در بررسی فعالیت مغزی افرادی که در عشق شکست خوردهاند، دیده میشود که فعالیت مغز آنها، مشابه فعالیت مغز افراد معتاد به کوکائین است. یعنی عشق را میتوان یک نوع اعتیاد دانست.
سکس در دنیای امروز بعد از انقلاب جنسی اواخر دهه شصت میلادی در کشورهای صنعتی و تغییر مناسبات اجتماعی، مرحله جدیدی در مناسبات انسانی ایجاد شده است که دیگر محدود به روابط پذیرفته شده زن و مرد نیست. نقشها پیوسته بازتعریف میشوند و اشکال نوینی جایگزین هم میشوند. تغییرات فرهنگی را میتوان از جایگاهی اخلاقی و سلیقهای تائید یا تکفیر کرد اما این تغییرات که محصول ساختار پیچیده اقتصادی اجتماعی هستند جدا از علاقمندیهای ما رخ میدهند. در جوامع عشیرتی و کشاورزی، نیاز عمده به نیروی کار بود و تشکیل خانواده و تولید مثل، راه مستقیم تامین این نیرو به شمار میرفت. تا پیش از شکلگیری جوامع صنعتی و خدماتی، خانواده پر جمعیت از اهمیت بالایی برخوردار بود. در این نقش هزاران ساله برای اکثریت زنان، جایی برای حق و احساس رضایت فردی نبود. اما در پی رشد جوامع صنعتی و فعال شدن زنها در تولید و استقلال اقتصادی و برابری تدریجی حقوقی و قانونی، بازتعریف نقش، جایگاه و نیاز زنها در رابطه جنسی آغاز شده است. سکس در مناسبات اقتصادی دنیای امروزی، در خدمت سودآوری نیز قرار دارد. بخش اقتصادی علوم پزشکی تبلیغ میکند که مردان به طور طبیعی در هر شرایطی میتوانند از نظر جنسی فعال باشند وگرنه مشکلی جسمانی دارند که با ویاگرا درمان میشود. صنعت پورنوگرافی هم از عوامل موثر شکلگیری تخیلات جنسی مردان است و تعریفی نادرست از زنها و نیازهایشان ارائه میدهد. این صنعت با ارائه تصاویری به ظاهر تابوشکن، به جذابیت رازگونه و چند وجهی رابطه جنسی آسیب میرساند و آن را در حد عملی بیولوژیک تقلیل میدهد. انسان مشخصات بیولوژیک میلیونها سالهای دارد که بخش اعظم آن همچنان ناشناختهاست. فرهنگی چند ده هزار ساله با ویژگیهای فردی، تربیت خانوادگی و اجتماعی نیز انسان را همراهی می کند. این مجموعه پیچیده، مانعی در برابر پاسخ واحد و نهایی به احساسات جنسی، سکس و چرایی آن نزد انسان است.
وودی آلن تعبیر قصار دیگری در مورد سکس دارد: Is sex dirty? Only when it's being done right -آیا سکس کار کثیفی است؟ - فقط وقتی که درست انجام شود
samr
مهمترین ارگان جنسی ما، آلت تناسلی نیست بلکه مغز ماست. اما باید پرسید که نحوه تصمیمگیری مغز در این میان چگونه است. عشق است یا سکس؟ اساسا چه دلایلی موجب میل و شور و کشش جنسی ما میشوند؟
غریزه و اراده در این عرصه چه اندازه نقش دارند؟ آیا مردها ابراز عشق میکنند تا به سکس برسند و زنها سکس عرضه میکنند تا به عشق برسند؟
محققان نظرات متفاوتی در این زمینه دارند، پرفسور کارل گرامر (محقق رفتارشناسی و بیولوژی تکاملی، استاد دانشگاه وین) معتقد است طبیعت چیزی به نام رمانس نمیشناسد. او اعتقاد دارد که عشق، پدیدهای متعلق به اواخر دوران تکاملی انسان است.
انتخاب جفت مناسب به واسطه دستورات ژنتیکی انجام میشود که بر اساس علائم ظاهری بیانگر سلامتی انجام میشوند. زنها در سیکل تخمکگذاری کشش بیشتری به مردانی نشان میدهند که نمونه بارز "مردانگی" هستند و در بقیه موارد به مردانی که رفتار ملایمو نرمتری دارند توجه میکنند.
در مقابل پروفسور هلن فیشر (انسانشناس، استاد دانشگاه راتگرز و عضو مرکز تحقیقات تکامل بشری) معتقد است که عشق امری تکاملی و بسیار قویتر از سکس است. هلن فیشر نویسنده کتابهای پرفروش آناتومی عشق، جنس قوی، شیمی عشق و سرمستی نیز هست.
هلن فیشر میگوید در پستانداران بعد از انتخاب زوج، میزان ترشح هورمون دوپامین (هورمون احساس رضایت) دو برابر میشود، میزان تاثیر این هورمون در موجودات مختلف متفاوت است، به عنوان مثال: در موشسی ثانیه، در فیل پنج روز، در شامپانزه دو هفته، در روباه بیست روز و در انسانها تا بیست و یک سال طول میکشد.
عملکرد سکس و عشق کاملا متفاوت است. معمولا بعد از سکس برای مدتی میلی به انجام دوباره آن وجود ندارد، برعکس کسی که عاشق میشود، کنترلی بر جسم و ذهن خود ندارد و به طور سیریناپذیر و شبانه روزی به وصال فکر میکند.
در بررسی فعالیت مغزی افرادی که در عشق شکست خوردهاند، دیده میشود که فعالیت مغز آنها، مشابه فعالیت مغز افراد معتاد به کوکائین است. یعنی عشق را میتوان یک نوع اعتیاد دانست.
سکس در دنیای امروز
بعد از انقلاب جنسی اواخر دهه شصت میلادی در کشورهای صنعتی و تغییر مناسبات اجتماعی، مرحله جدیدی در مناسبات انسانی ایجاد شده است که دیگر محدود به روابط پذیرفته شده زن و مرد نیست. نقشها پیوسته بازتعریف میشوند و اشکال نوینی جایگزین هم میشوند.
تغییرات فرهنگی را میتوان از جایگاهی اخلاقی و سلیقهای تائید یا تکفیر کرد اما این تغییرات که محصول ساختار پیچیده اقتصادی اجتماعی هستند جدا از علاقمندیهای ما رخ میدهند.
در جوامع عشیرتی و کشاورزی، نیاز عمده به نیروی کار بود و تشکیل خانواده و تولید مثل، راه مستقیم تامین این نیرو به شمار میرفت. تا پیش از شکلگیری جوامع صنعتی و خدماتی، خانواده پر جمعیت از اهمیت بالایی برخوردار بود. در این نقش هزاران ساله برای اکثریت زنان، جایی برای حق و احساس رضایت فردی نبود. اما در پی رشد جوامع صنعتی و فعال شدن زنها در تولید و استقلال اقتصادی و برابری تدریجی حقوقی و قانونی، بازتعریف نقش، جایگاه و نیاز زنها در رابطه جنسی آغاز شده است.
سکس در مناسبات اقتصادی دنیای امروزی، در خدمت سودآوری نیز قرار دارد. بخش اقتصادی علوم پزشکی تبلیغ میکند که مردان به طور طبیعی در هر شرایطی میتوانند از نظر جنسی فعال باشند وگرنه مشکلی جسمانی دارند که با ویاگرا درمان میشود.
صنعت پورنوگرافی هم از عوامل موثر شکلگیری تخیلات جنسی مردان است و تعریفی نادرست از زنها و نیازهایشان ارائه میدهد. این صنعت با ارائه تصاویری به ظاهر تابوشکن، به جذابیت رازگونه و چند وجهی رابطه جنسی آسیب میرساند و آن را در حد عملی بیولوژیک تقلیل میدهد.
انسان مشخصات بیولوژیک میلیونها سالهای دارد که بخش اعظم آن همچنان ناشناختهاست. فرهنگی چند ده هزار ساله با ویژگیهای فردی، تربیت خانوادگی و اجتماعی نیز انسان را همراهی می کند. این مجموعه پیچیده، مانعی در برابر پاسخ واحد و نهایی به احساسات جنسی، سکس و چرایی آن نزد انسان است.
Is sex dirty? Only when it's being done right
-آیا سکس کار کثیفی است؟
- فقط وقتی که درست انجام شود