یه شب بارونی شدم عاشق چشات
قلبم آبی شد من با همون اولین نگات
یادته هر کاری میکردی بازم آخرش
بغل خودت بود برام من آخرین نجات
فکر می کردم جدا نشه دستامون به سادگی
اصن بعد همدیگه ما می تونیم کجا بریم
فکر می کردم بر می گردی بعد اون خدافظی
اینم آخرین خدافظی
من نمی تونم برم از یاد تو
وقتی آروم شدم با اون دستای تو
نمیخوام بریزم من اون اشکای تو
اون اشکای تو
اون اشکای تو
بازم دلم گرفت
قلبم شکسته شد
تو هم نموندی بام
من زیر نور ماه
حالا که از تو دوره رام
رفیق کوچه هام
بازم دلم گرفت
قلبم شکسته شد
تو هم نموندی بام
من زیر نور ماه
حالا که از تو دوره رام
رفیق کوچه هام