برای دریافت VPN ایمیل خود را وارد کنید یا به بات تلگرام متصل شوید
یا
ایمیل یا شناسهٔ تلگرامت فقط برای فرستادن مشخصات اتصال استفاده میشود.
Matarsak
Amir Azimi
از جنس خاکِ این حوالی نیست
خاکی که دنیا بر سرم کرده
کل پزشکان حرفشان این شد
احساس در جسمم ورم کرده
دیوار قاب عکس گیجم را
مثل لحاف انداخته رویش
آنقدر از تو دور ماندم که
آغوش دیوار از برم کرده
مثل مترسک های جالیزی
با تیره بختی هام خوشبختم
جای نوک چندین کلاغ پیر
این روزها زیباترم کرده
هر روز در تنهایی ام غرقم
هرشب درونم برف می بارد
شومینه ی چشمان خاموشت
آتش زده خاکسترم کرده
با این که در جغرافیای خود
گم کرده ام راه تو را اما
کولی پیری خواند دستم را
یک زن به شدت باورم کرده
یک زن شبیه تو ولی افسوس
بوی خیانت می دهد دستش
حتی داوینچی نیز بو برده
دعوت به شام آخرم کرده