دوباره جر و بحس و آشتی
خستم از این وضعیت که شده عادی
نمک روی زخمم نپاشی
تکست نده بهم نپرس از که الان تو کجایی
خب فراموش کردنت بود سخت
الان حسم بهت شده غریب
مینوشتم، تو دل خودم
که چجوری تو بودی انقده پلید
یادم مونده بوی اون گردنت
هنوزم چشات واسه من مرحمه
اینا دستنوشته های قبلمه
بدون سخت بود فراموش کردنت
من دیگه باهات قهرم
از این زندگی کندم
من میاد ازت بدم
نمیگم نمیخندم
من دیگه باهات قهرم
از این زندگی کندم
من میاد ازت بدم
نمیگم نمیخندم
داره ثانیه ها میگذره
شاید اینجوری برامون بهتره
اگه برگردیمم تهش
دونه دونه قلبم باز میشکنه
اگه قهر بودم، بد بودم
همشون از روی قصد بودن
حس میکردم آخه مجبورم
جاپات رو قلبم کم کنم
پس برو، نزار ازین بدترشه
نزار دلخوری بیشترشه
منو ول کردی تو این وضعیت داغون
این دیگه واسم تشه
من دیگه باهات قهرم
از این زندگی کندم
من میاد ازت بدم
نمیگم نمیخندم
من دیگه باهات قهرم
از این زندگی کندم
من میاد ازت بدم
نمیگم نمیخندم