میاد از تو بهترش برا من
منی که فکر میکردم تورو دوست ندارم
خودمو بستم به تخت
واسه ترک تو نیازی به نوری ندارم
شدم پهن کف خونه
هر ورو نگا میکنم جا دست خطه اونه
وقتی از منه دور
چرا توی شعرام همش حرفای اونه
ته تلاش ها که فاصلهاس
چرا قلب های سیاه شده مال من
چرا نیستی مراقبم
خودتو نمیذاری تو چرا جای من
وا بدم برا چی
تهش زندگی میکنم تا ده سال دیگه
سر هر چی میجنگی بام
همهی اینکارا واسه ده سالگیه
به کی میسپری خودتو
حتی فکرشم برام دردناکه دیگه
به حرفام میرسی زود
ولی وقتی که برا من بیبی دیره
برمیگردیم
وقتی نخل سوخته برگرده
تو میخندی
مسیرم تهش کوه بعد دره
ولی بده ندا بیب
اگه بد شده حالت
نداری واسش راه چاره
نذاشتی تو راهه ادامه
ولی بده ندا بیب
اگه واسه برگشتن حاضری
اگه حاضری بدون توی قلب من دیگه سایهایی بچ
ته تلاش ها که فاصلهاس
چرا قلب های سیاه شده مال من
چرا نیستی مراقبم
خودتو نمیذاری تو چرا جای من
وا بدم براچی
تهش زندگی میکنم تا ده سال دیگه
سر هرچی میجنگی بام
همهی اینکارا واسه ده سالگیه