Ey Bi Khabar - Hamid Hiraad

Ey Bi Khabar

Hamid Hiraad
ای بی خبر
حمید هیراد
0:000:00
📻 رادیوی این ترانه
>
متن همگام روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
ای بی خبر از حال بیمارم
رفتی و خود را به که بسپارم
باور نکردی حرف قلبم را
آرام جانم دوستت دارم
دوستت دارم
دردت به قلب و روح و جانم زد
عشقت فقط زخم زبانم زد
جانم تو بودی زندگی بو برد
آخر تو را برد و به جانم زد
جانم تو بودی زندگی بو برد
آخر تو را برد و به جانم زد
آخر تو را برد و به جانم زد
تو رفتی که شد روزگارم سیاه
منم آن که ماند منتظر چشم به راه
چه ماند از دلم غیر از این اشک و آه
دگر بیش از این را تو از من مخواه
تو رفتی که شد روزگارم سیاه
دگر بیش از این را تو از من مخواه
چه ماند از دلم غیر از این اشک و آه
دگر بیش از این را تو از من مخواه
زمانمان به سر رسیده
دل بی تو روز خوش ندیده
تو مو سیاه رو سپید من باش
من رو سیاه مو سید یار
تو رفتی که شد روزگارم سیاه
منم آن که ماند منتظر چشم به راه
چه ماند از دلم غیر از این اشک و آه
دگر بیش از این را تو از من مخواه
تو رفتی که شد روزگارم سیاه
دگر بیش از این را تو از من مخواه
چه ماند از دلم غیر از این اشک و آه
دگر بیش از این را تو از من مخواه