دلم تنگ شه واسه چی؟
واسه کی؟
توئی که هیچوقت نداشتی هوامو
همه جا بگو نتونست خوشحالم کنه
با اینکه با کلِ زورش برام موند
دلم تنگ شه واسه چی؟
واسه کی؟
این وسط من فقط زور میزدم
فروختیم به خوشیایِ لحظهای
ولی هنوزم غماتو از دور میخرم
بیشتر از تو دلم تنگه واسه خودم
خودمو چرا تو رو نشد پاکت کنم؟
یه نوع خودکشیِ محضِ عاشق شدن
من دوستت داشتم پیش خودم ثابت شدم
فکر میکردم سایه ی تاریکیات نوره تش
راهتو پیدا کردی ولی تو با نورِ من
حالا من موندم و تاریکی و ذوقِ کور
یه آوار که دیگه فکر نکنم خونش هم
لبتو تر میکردی، میدادم جونم واست
هیچیِ حالیم نمیشد پائه تو بودش وسط
مُردم که رگم میداد، جونِ تو میخورد قسم
ایندفعه جونِ چشات، واقعی مُردی واسم
چقدر خوردم غمِ تو، تو خوردی جونمو
خورد کردی غرورم تا مغز و استخونم و
ترجیح میدم مرگ رو تا با تو بودن و
یه کاری کردی اصلاً یادم بره بودن و
بیشتر از تو دلم تنگه واسه خودم
خودمو چرا تو رو نشد پاکت کنم؟
یه نوع خودکشیِ محضِ عاشق شدن
من دوستت داشتم پیش خودم ثابت شدم
فکر میکردم سایه ی تاریکیات نوره تش
راهتو پیدا کردی ولی تو با نورِ من
حالا من موندم و تاریکی و ذوقِ کور
یه آوار که دیگه فکر نکنم خونش هم
دلم تنگ شه واسه چی؟
واسه چاقوئه تو قلبم
چیا دیدم و بخشیدم چقدر اشتباه میکردم